آیا همراه با رضایت بیشتر از اوضاع اقتصادی در مناطق توسعه نیافته رضایت سیاسی نیز در این مناطق بیشتر است؟ در این صورت می توان میان این دو الگوی رضایت ارتباطی مستقیم را مفروض گرفت.
X= 83/512 sig = 0/000 V= 0/175
نتایج حکایت از آن دارد که رضایت از اوضاع سیاسی در مناطق توسعه نیافته در حد معناداری بیشتر است.( همان:۲۹ ).
یک انگاره در تفسیر تفاوت میان رضایت فردی و رضایت از فضای عمومی، به این نکته است که این دو الگوی رضایت، گزارش از تحولات عینی جامعه ایرانی می دهند مطابق با این الگو باید تصور شود که مسیر تحولات در جامعه ایران به واقع موجب افزایش رضایت فردی شده است: اقداماتی که سبب افزایش شاخص های توسعه انسانی در ایران شده اند عبارتند از افزایش و گسترش تحصیلات و آموزش عالی، گسترش امکان تحرک طبقاتی و اجتماعی و اتخاذ سیاستهایی که عملاً به تقویت طبقه متوسط انجامیده موجبات افزایش رضایت فردی را فراهم ساخته است. اما در کنار این تحولات، بی سامانی در عرصه مدیریتی، تعدد و تکثر الگوهای ساماندهی فرهنگی و اجتماعی و عدم انطباق سازمان مدیریتی کشور با تحولات اجتماعی و فرهنگی سبب شده است که فضای عمومی جامعه وضع نامطلوبی بیابد و افزایش جمعیت شهری نیز هر روز به این فضای نامطلوب دامن زده است.(همان:۳۳)
….تحولات سیاسی اخیر و تمایل جناحین سیاسی به جلب مشارکت و ناکارآمد جلوه دادن حوزه قدرت رقیب سبب شده است که همه رسانه ها در این امر همداستان باشند که فضای عمومی جامعه، اوضاع اقتصادی، چشم انداز تحولات در عرصه های گوناگون فرهنگی و اجتماعی و سیاسی را نگران کننده بنمایانند. مطابق با این الگو افراد هنگامی که از وضع فردی خود سخن می گویند فضای ملموس خود را وانمایی می کنند اما هنگامی که از فضای عمومی سخن می گویند کم و بیش بازتاب دهندگان پیام رسانه ها هستند.(همان:۳۴)پس به طور خلاصه می توان گفت:عواملی که سبب افزایش «رضایت فردی» می شود عبارتند از : ۱- مهاجرت ۲- آموزش ۳- گسترش فضای ارتباطی و رسانه ای.
حقیقتاً هنگامی که فرد در باب وضعیت فردی خود قضاوت می کند مرجع و مبنای مقایسه او چیست؟ ظاهراً رویکرد یاد شده مبنای مقایسه را وضعیت پیشین فردی انگاشته است. اما ممکن است مبنای مقایسه در واقع نه وضعیت فردی بلکه وضعیت دیگران باشد. در این صورت بسیاری از عوامل یاد شده نظیر مهاجرت و ارتباطات ممکن است فرد را به شبکه های دیگری متصل کنند که فضای امن و رضایت بخش پیشین فردی از دست برود و در پرتو وضعیت متفاوت دیگران فرد به رغم بهبود نسبی در وضعیت خود از آنچه دارد بیش از گذشته ناراضی باشد. تا حدودی به این پرسش با کنترل متغیر سن می توان پاسخ گفت. اگر سنین بالا رضایت فردی بیشتری دارند تا حدودی می توان نسبت به صحت ایده نخست گمان برد و چنین انگاشت که افراد با ارجاع به وضعیت فردی خود رضایت از وضع خود دارند. اما اگر با افزایش سن میزان رضایت از اوضاع فردی کاهش یابد در این صورت میزان رضایت رویکرد مذکور چندان پاسخگو نخواهد بود(همان: ۶-۳۴تلخیص یافته»
۲-۲-۱-۷- رضایت از زندگی و مولفههای آن( عظیمی هاشمی ۱۳۸۲)
این پژوهش با هدف شناسایی رضایت از زندگی و مولفههای آن و دینداری و وجوه آن و رابطه بین این دو متغیر دربین دانش آموزان نمونه تحقیق(۱۲۰۰نفر از دانش آموزان دوره متوسطه شهرهای فردوس و درگز و نواحی ۴، ۵، ۷ مشهد) انجام شد. نمونه گیری طرح خوشهای چند مرحلهای و ابزار سنجش پرسشنامه میباشد. یافتهها نشان داد ۵/۴۲% دانش آموزان نمونه تحقیق از زندگی رضایت زیاد دارند و بیش از نیمی از آنان درحد متوسط از زندگی راضی هستند. مقایسه ابعاد رضایتمندی از زندگی در بین دانش آموزان بر اساس مقیاس چند بعدی رضایت از زندگی(دوستان، مدرسه، خود، خانواده و محیط زندگی) حاکی از آن است که بیشترین نسبت نارضایتی دانشآموزان از محیط زندگی است…
بررسی توزیع توام دو متغیر دینداری و رضایت از زندگی نشان میدهد که هم تغییری مثبت بین این دو متغیر به وضوح قابل مشاهده است و دینداران از زندگی رضایت بیشتری دارند. روابط همبستگی بین اجزا و مولفههای هر دو متغیر حاکی از آن است که بعد پیامدی که ناظر بر اهمیت دین در زندگی شخصی و نگاه دین به رضایت، موفقیت، خرسندی، سعادتمندی است. بیشترین وابستگی ( r=33%) را با رضایت از زندگی دارد. (به ویژه بارضایت از خانواده و مدرسه)
یافتههای رگرسیون چند متغیری نشانگر است که دینداری ۱۳% از تغییرات رضایت از زندگی در بین دانشآموزان را تبیین میکند ۸۷% باقی مانده تغیرات رضایت زندگی در بین دانشآموزان تابع عوامل دیگر است.همچنین از بین ابعاد چهارگانه دینداری بعد مناسکی در کنار ابعاد سهگانه دیگر(اعتقادی، تجربی، پیامدی) تاثیر خالص در توضیح رضایتمندی ندارد و بعد پیامدی قویترین پیش بینیکننده رضایت مندی از زندگی در بین دانشآموزان تحقیق است (برگرفته از خلاصه طرح). هرچند این اثرتحقیقی در زمره بهترین آثار تحقیقی موجود در داخل کشور درباره رضایت از زندگی است؛ اما وجود چند نکته نتایج آن را تردید آمیز نموده است.
نکته یکم: “ از لحاظ روش شناسی، تحدید و تصریح مرز میان متغیر مستقل(بعد پیامدی دینداری) ” و متغیر وابسته(رضایت از زندگی) کاملاً اساسی است.
به عبارت دیگر متغیرهای مستقل و وابسته تحقیق باید کاملاً جداگانه تعریف شوند و هرگز نباید متغیر مستقل(بعد پیامدی دین) با توجه به متغییر وابسته(رضایت از زندگی) تعریف گردد. زیرا در این صورت، هنگام اندازه گیری روابط بین متغیرها، بخش اعظم واریانس متغیر وابسته به وسیله متغیر مستقلی تبیین میشود که قبلاً به شکلی از روی آن ساخته شده است یا به هم مربوط هستند[۱۰].
نیز میدانیم که بعد پیامدی دین درواقع رعایت دیانت در زندگی روزمره به ویژه رفتارهای غیر عبادی است. با توجه به این دو مطلب در پژوهش مذکور بعد پیامدی دینداری نباید معطوف به رضایت از زندگی باشد. این در حالی است که گویه ” اعتقاد دینی به انسان کمک می کند که از زندگی خود راضی باشد"و نیز گویه” اعتقاد دینی عامل مهمی در آرامش روحی روانی انسان است ” (عظیمی هاشمی،۱۳۸۲ :۱۶۸ ). از پرسشنامه مذکور ناظربه ارتباط بین دینداری و رضایت از زندگی است.
نکته دوم: ایراد وارد بر کار پژوهشی ایشان این است که تعریف عملیاتی بعد پیامدی دین ناظر به حیطه غالب کنش پاسخگویان نمیباشد. میدانیم که در ارائه تعریف عملیاتی، محقق باید یک چشمش به تعریف مفهومی(و در صورت فقدان, تعریف اسمی یا تحلیلی) و چشم دیگرش باید ناظر به حیطه غالب کنش پاسخگو باشد. توجه به حیطه غالب کنش سبب میشود که پاسخگو خود را در موقعیتی واقعی تصور کند و راحتتر بتواند در مقابل گویه موضع گیری نماید. دو مورد از گویههای مذکور در این اثر پژوهشی فارغ از حیطه غالب کنش پاسخگو هستند.
«آدم باید مواظب باشد لقمه حرام نخورد»
« مهم نیست که شغل ودرآمدش حلال باشد یا نه مهم این است که شغل پر درآمد باشد.» (عظیمی هاشمی،۱۳۸۲ :۱۶۸ ).
بدیهی است که معاملات اقتصادی و….در زمره حیطه غالب کنش افراد در سن و سال دبیرستانی نیست و پاسخگویان در این حوزه فاقد تجربه کافی و لذا فاقد موضع واقعی[۱۱] هستند و لذا امکان ارائه پاسخهای کلیشهای از سوی پاسخگو زیاد میگردد که خود سبب غیر نرمال شدن توزیع خرده مقیاس مذکور میگردد که در واقع مقدمه پدید آمدن اشکال سوم است.نکته سوم:در این اثر تحقیقی متغیر وابسته غیر نرمال است ولذا قابلیت استفاده از تحلیل رگرسیون و آزمونt را ندارد. اشکالات سهگانه مذکور سبب میشود که مهمترین نتیجه پژوهش مذکور یعنی« بعد پیامدی دینداری قویترین همبستگی را با رضایت از زندگی دارد» مخدوش باشد.
۲-۲-۱-۸- ابعاد رضایت از زندگی (علیخواه ۱۳۸۳ )
نویسنده در اثر تحقیقی خود تحت عنوان سنجش مفاهیم اساسی علوم اجتماعی به جمع آوری مفاهیم اساسی علوم اجتماعی در میان آثار پژوهشی دانشجویان کارشناسی ارشد و دکترا پرداخته است. دو اثر پژوهشی که نویسنده از آنها نیز یاد کرده است آثار پژوهشی آقایان فریدون علیخواه ـ نویسنده ـ و فیض ا… نوروزی است.اگر چه در هر دو اثر مذکور به متغیر « رضایت از زندگی» پرداخته شده است، اما از آنجا که در هر دواثر رضایت از زندگی متغیر اصلی (وابسته) پژوهش نبوده است؛ به نظرمی رسد به اندازه کافی مورد موشکافی قرار نگرفته است. به اختصار می توان گفت که در اثر پژوهشی آقای علیخواه برای « رضایت از زندگی» شش بعد در نظر گرفته شده است که عبارت هستند از: ۱- رضایت از زندگی خانوادگی (شامل رضایت از همسر و فرزند) ۲- رضایت از شغل ۳- رضایت از روابط اجتماعی (همکاران و همسایگان) ۴- رضایت از در آمد ۵- رضایت از تحصیلات ۶- رضایت از تسهیلات مهم خانواده. که در سؤالات مذکور میزان رضایت از زندگی در قالب طیف پنج گزینه ای لیکرت مورد سنجش قرار گرفته است. نتایج این پژوهش حکایت از آن دارد که هر چه رضایت از زندگی بیشتر باشد گرایش به آزادی بیشتر است. (علیخواه ،۱۳۸۳: ۳۴۰-۳۳۹). نکته قابل ذکر در باره کار ایشان این است که متغیر رضایت از زندگی در این تحقیق فاقد روایی محتوایی[۱۲] است .یعنی برخی از حیطه های رضایت از زندگی مانند « رضایت از خود» آورده نشده است. در اثر پژوهشی دوم نیز می توان به اختصار گفت که برای رضایت از زندگی پنج بعد در نظر گرفته شده است که عبارتند از رضایت از رشته تحصیلی، رضایت از محله سکونت، رضایت از خانواده، رضایت از کشور و رضایت از مسؤولین. در پرسشنامه مذکور متغیر رضایت در قالب طیف سه گزینه ایی لیکرت مورد سنجش قرار گرفته است. نتایج تحقیق حکایت از آن دارد که میزان رضایت از زندگی با فردگرایی رابطه ای زیاد دارد.(همان: ۸-۲۵۷)

در باره اثر ایشان دو نکته قابل ذکر است:
الف- نخست اینکه متغیر رضایت از زندگی در این تحقیق فاقد روایی محتوایی است .مثلادر این اثر نیز رضایت از خود و رضایت از محیط کار یا تحصیل مورد بررسی قرار نگرفته است.
ب- نکته دوم نیز اینکه متغیررضایت از مسؤلین معطوف به متغیر رضایت اجتماعی است نه رضایت از زندگی.
۲-۲-۱-۹- مفهوم رضایت و ابعاد آن(محسنی ۱۳۷۹)
در این اثر تحقیقی که در قالب کتاب چاپ شده است؛ محقق ابتدا به مفهوم رضایت میپردازد: «رضایت هم متغیر است و هم دارای ابعاد مختلفی است که بدون تردید با نیازهای بشری و ارضای آنها در رابطه است؛» محقق برای رضایت اجتماعی هفت بعد در نظر میگیرد که عبارتند از «رضایت از شهر محل زندگی، رضایت از خانواده، رضایت از سلامت فردی، رضایت از تغذیه، رضایت از مسکن، رضایت از وضع مالی، رضایت از بخت و اقبال» تمام هفت حوزه مذکور در قالب طیف سه گزینهای لیکرت مورد سنجش قرار میگیرد.
در این تحقیق رضایت از زندگی گاهی در ذیل رضایت اجتماعی و در زمره ابعاد آن است که در واقع بعد هشتم آن را تشکیل میدهد (محسنی،۱۳۷۹ :۵۴۰). و گاه چیزی متمایز از آن ابعاد است و در زیر مجموعه رضایت اجتماعی قرار نمیگیرد. (همان:۲۵۹) در هر حال نظر محقق درباره این متغیر (رضایت از زندگی) چندان مشخص نیست. در هر حال از نظر محقق رضایت از زندگی، هر چند که موضوع یا زمینه مشخصی را مطرح نمیکند، شاخصی برای بیان سطح رضایت از مجموعه عوامل و عناصر زندگی است؛ و به همین نسبت قضاوتهای کلی گرایانهای را نیز به همراه دارد. سطح نارضایتی کامل از زندگی برابر با ۶/۷% و نسبت افراد کاملاً راضی نیز برابر با ۷/۶۵% است. نسبت آنها که عقایدی در حد وسط دارند و اظهار میکنند تا حدی از زندگی خود راضی هستند به ۷/۲۵% میرسد. بررسی پژوهشکده علوم ارتباطی و توسعه ایران در سال ۱۳۵۳ در ۲۴ شهر ایران بر روی ۴۴۲۰ نفر نشان میدهد که نسبت ناراضیان از کل زندگی (پرسش کاملاً مشابه) برابر با ۷% بوده است. که با نسبت، تشابه کامل دارد (همان:۷ـ۲۵۶).در ادامه رابطه برخی متغیرها با رضایت از زندگی سنجیده شده است که در این میان جنس، سن، وضع تأهل فاقد رابطه معنادار است ولی سواد و درآمد رابطه معناداری با رضایت از زندگی دارند. ایراد قابل طرح بر این تحقیق این است که متغیرهای سواد و درآمد که هر دو در سطح سنجش رتبهای میباشند با آماره کیدو مورد سنجش قرار گرفته است. نیز رضایت از زندگی فرد صرفاً با یک گویه سنجش شده است: «آیا به طور کلی از زندگی خود راضی هستید؟» شایان ذکر است که ارقام مختلف رضایت اجتماعی در این تحقیق بسیار بالا و قابل تردید است:
جدول۲-۱۶رضایت از زندگی به تفکیک ابعاد اجتماعی
مجموع رضایت نسبی و کامل (%) |
حوزه رضایت
|
۱/۹۷
|
زندگی خانوادگی |
۷/۹۲ |
وضع تغذیه |
۹/۹۱ |
وضع سلامت |