مجله علمی سارینا - مجله علمی و آموزشی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
دانلود فایل های پایان نامه در مورد توسعه تست آویدیته الایزا با استفاده از پروتئینهای نوترکیب برای تمایز عفونت حاد ...
ارسال شده در 14 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

معمولا” بعد از گذشت زمان معینی پس از افزودن سوبسترا ، فعالیت آنزیمی توسط مهارکننده های ویژه(اسید سولفوریک ،اسید کلریدریک واسید فسفریک و…) متوقف می گردد.این عمل هنگامی صورت می گیرد که میان شدت رنگ تولید شده و غلظت واکنشگر مورد نظر رابطه خطی برقرار شده باشد. سرعت واکنش نیز خود تحت کنترل غلظت آنزیم ،غلظت سوبسترا و کروموژن ،PH و دمای واکنش قرار دارد.

 

    • قرائت پلیت

 

در سیستم های الایزا نتیجه واکنش آنزیمی تولید محصولات رنگی است و با توجه به اینکه یکی از اهداف اصلی سیستم الایزا تعیین مقدار یک واکنشگرمعین است ، می توان نتیجه گرفت که شدت رنگ تولید شده با غلظت واکنشگر مورد نظر ارتباط مستقیم دارد و جهت بررسی سیستم های سوبسترا –آنزیم مورد استفاده از دستگاه های ELISA reader ، که اساس آنها اندازه گیری شدت نور جذب شده توسط محصول رنگی واکنش است بهره گرفته می شود.برای این منظور نور تک رنگی با طول موج معین به محصول تابانده ومیزان جذب آن اندازه گیری می شود.
مقاله - پروژه
۳-۵-۱-۲- برخی مشکلات در الایزا :
برخی مشکلات شایع در الایزاعبارتند از:

 

    1. جذب پایین که سبب کاهش OD می شود ، در اثر موارد زیر ایجاد می شود:

 

 

 

    • خطا در پیپتاژ کردن یا عدم تقسیم صحیح

 

    • زمان انکوباسیون نادرست

 

    • ترکیب نادرست سوبستراها

 

    • انتخاب فیلتر اشتباه در دستگاه reader (طول موج ۴۵۰ nm برای TMB ،۴۹۰ nm برای OPD و۴۰۵ nm برای ABTS

 

    • تاریخ مصرف کونژوگه گذشته باشد و یا آلوده شدن عناصر و معرف ها

 

    • استفاده نادرست از معرف ها

 

 

 

    1. جذب بالا که سبب افزایش OD می شود در اثر عوامل زیر ایجاد می شود:

 

 

 

    • خطا در پیپتاژ کردن یا عدم نقسیم صحیح

 

    • شستشوی نادرست

 

    • انتخاب فیلتر اشتباه در دستگاه reader (طول موج ۴۵۰ nm برای TMB ،۴۹۰ nm برای OPD و۴۰۵ nm برای ABTS

 

    • آلودگی در بافرها یا سوبسترا –آنزیم

 

    • زمان انکوباسیون نادرست

 

    • تاریخ مصرف کونژوگه گذشته باشد و یا آلوده شدن عناصر و معرف ها

 

 

 

    1. اگر همه چاهک ها مثبت خوانده شوند، در اثر موارد زیر ایجاد می شود:

 

 

 

    • آلودگی در بافرها یا سوبسترا –آنزیم

 

    • خطا در پیپتاژ کردن یا عدم تقسیم صحیح

 

    • تاریخ مصرف کونژوگه گذشته باشد و یا آلوده شدن عناصر و معرف ها

 

    • شستشوی ناکافی

 

 

 

    1. اگر همه چاهک ها منفی خوانده شوند، در اثر موارد زیر ایجاد می شود:

 

 

 

    • کار مرحله به مرحله صورت نگیرد

 

    • آلودگی در بافرها یا سوبسترا –آنزیم

 

    • آلودگی محلول کونژوگه

 

۳-۶- بررسی پتانسیل PUET-GRA7 و PUET-GRA6 در تشخیص عفونت حاد و مزمن توکسوپلاسموز با روش الایزا
در این تحقیق میزان آنتی بادی تولید شده علیه GRA7 و GRA6 بطور جداگانه در سرم افراد دارای عفونت حاد و مزمن ارزیابی شد ، سپس پتانسیل GRA7 و GRA6 در تشخیص عفونت حاد و مزمن بررسی گردید.
۳-۶-۱- برقراری شرایط الایزا
جهت برقراری شرایط الایزا پارامتر های زیر بررسی گردید و بهترین شرایط برای ایجاد اختلاف بین OD های سرمهای مثبت و منفی انتخاب شد .
پارامترهای بررسی شده عبارتند از :

 

    •  

 

 

 

  •  
نظر دهید »
راهنمای نگارش مقاله درباره بررسی رابطه بین تصویر ذهنی از برند با وفاداری مشتریان- ...
ارسال شده در 14 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

شعب بانک ملت با بهره گرفتن از روش های گوناگون در برقراری ارتباط با مشتریان بیشتر از پیش برنامه ریزی نمایند و بتوانند نوع تطبیق خدمات را با ذائقه و سلیقه مشتریان بخصوص در مناطق جغرافیایی مختلف اندازه گیری و برنامه ریزی نمایند تا بتوانند وفاداری به برند بانک مشتریان را بیشتر نمایند؛ زیرا افزایش سطح وفاداری به برند مشتریان می تواند تعداد مراجعات به شعب بانک را افزایش دهد و در نهایت بازدهی و درآمدزایی بانک افزایش یابد.
۵-۴ پیشنهادات برای تحقیقات آتی
پایان نامه - مقاله - پروژه
بررسی موضوع مورد مطالعه در سایر بانک ها و سازمان ها به منظور سنجش عینی تر و متغیر مستقل بر وابسته
استفاده از روش های دیگر جمع آوری اطلاعات در انجام تحقیق
بررسی موضوع در یک سازمان نمونه در فواصل زمانی متفاوت
۵-۵ محدودیت های تحقیق
کمبود تحقیقات میدانی انجام شده بخصوص در رابطه با موضوع تصویر برند
عدم آگاهی برخی از مشتریان نسبت به موضوعات مورد تحقیق
وجود متغیر های مداخله گر در سنجش واقعی متغیر مستقل

منابع و ماخذ

فهرست منابع تحقیق

ایران نژاد پاریزی، م .، روش های تحقیق در علوم اجتماعی، انتشارات مدیران۱۳۸۲، ۲٫

بـرنیکرهوف، ر.، درسلر، د .، اندازه گیری بهره وری، ترجمه عبدالله زاده، محمود، انتشارات دفتر پژوهش های فرهنگی۱۳۷۷.
جعفری، م؛ فهیمی، ا .، ابزارهای استراتژیک و فرهنگی مدیریت کیفیت فراگیر، انتشارات موسسه فرهنگی رسا۱۳۷۹.
حیدر زاده، م.، صادقی، ت .، رضایت وفاداری مشتریان، نشر مهتاب۱۳۸۷.
خاکی، غ .، روش تحقیق در مدیریت، انتشارات بازتاب۱۳۷۸،۵٫
ربیعی ،م .، بررسی تأثیر استراتژی تعمیم نام تجاری بر نگرش مصرف کننده از محصول جدید، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه الزهرا، دانشکده علوم اجتماعی و اقتصاد۱۳۸۳.
ساروخانی، ب .، روش های تحقیق در علوم اجتماعی، نشر دیدار ۱۳۸۲.
سبحانی، م.، وفاداری برند، ماهنامه علمی آموزشی تدبیر ۱۳۸۵، ۱۷۳٫
سیدجوادین، ر.،شمس، ر .، عوامل تعیین کننده ارزش ویژه برند کفش ورزشی در میان گروه سنی جوانان، پژوهشنامه علوم انسانی و اجتماعی مدیریت،۱۳۸۶ ،۲۵، ۷۳-۹۶٫
شعبان الهی، م.، حیدری، ب.، مدیریت ارتباط با مشتری، شرکت چاپ و نشر بازرگانی وابسته به موسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی ۱۳۸۴.
صمدی، م .، رفتار مصرف کننده، نشر آیین ۱۳۸۹.
کاتلر، ف.، مدیریت بازاریابی، انتشارات نشر آموخته۱۳۸۵.
کاتلر، ف.، آرمسترانگ، گ .، اصول بازاریابی، انتشارات نشر آموخته۱۳۷۹.

کلر، ک .، مدیریت استراتژیک برند،انتشارات سیته و دبیرخانه بین المللی برند۱۳۸۹، ۱٫

مقصودی، م .، ارتباط بین رضایت مشتری با کارایی و اثربخشی فرایندها، مجموعه مقالات چهارمین کنفرانس مدیران کیفیت۱۳۸۲.
نیگل، ه.، اندازه‌گیری رضایت مشتریان، موسسه خدماتی فرهنگی رسا۱۳۷۵، ۱٫
نیلی احمد‌آبادی، م .، شناسایی و رتبه‌بندی عوامل مؤثر بر وفاداری مشتریان بانک رفاه توسط تکنیک های تصمیم‌گیری چند معیاره، رساله دانشگاه تربیت مدرس، دانشکده علوم انسانی۱۳۸۲.
نصیری پور، ا.، گوهری، م .، رابطه برند سازی و شاخص های عملکردی، مجله مدیریت سلامت۱۳۸۹، ۱۳٫

یوسفی، پ.، تعیین عوامل موثر بر وفاداری مشتریان بانک توسعه صادرات ایران با بهره گرفتن از مفاهیم مدیریت ارتباط با مشتری، دومین کنفرانس بین المللی مدیریت فناوری اطلاعات و ارتباطات، ندای اقتصاد بامداد (ناب) ۱۳۸۵.

Aaker, J. Dimensions of Brand Personality. Journal ofMarketing Research ۱۹۹۶; ۳۴, ۳۴۷-۳۵۶٫
Aaker, D.Managing the most important asset: Brand and equity. Planning Review ۱۹۹۱; ۲۰ (۵), ۵۶-۵۸٫
Aaker, D.Building strong brands. The Free Press, New York1996.67
Ambler, T.How much of brand equity is explained by? . Management Decision1997;35(4),283-292
Andreas, L. Veronica, L.Does relationship marketing improve customer relationship satisfaction and loyalty? . International Journal of Bank Marketing ۲۰۰۵;۲۴( ۴) ۲۳۲-۲۵۱
Bennett, R .Hartel,C.E.J. Experience as a moderator of involvement and satisfaction on brand loyalty in a business-tobusiness setting 02-314R. Industrial Marketing Management2005 ; ۳۴
Bick, G.Brown, A Customer perceptions of the value delivered by retail Banks in South Africa. International Journal of Bank Marketing2004; 22( 5),301
Boo, S. Busser, J. A model of customer-based brand equity and its application to multiple destinations. Tourism Managemet2009; 30, 219–۲۳۱٫
Chen, A. Chen, S. Brand dilution effect of extension failure- a Taiwan Study. Journal of Product & Brand Management2000; 9(4), 243-54.
Dean, D.H. Evaluating Potential Brand Associations Through Conjoint Analysisand Market Simulation. Journal of Product & brand Management ۲۰۰۴; ۳(۷), ۵۰۶-۵۱۳٫
Dickson, P.Toward a General Theory of Competitive Rationality. Journal of Marketing1992; 56, 69-83.
Esch, F. Geus,P .Are brands forever? How brand knowledge and relationships affect current and future purchases. Journal of Product and Brand Management2006; 15 (2), 98–۱۰۵٫
George,E.Measuring and managing customer value.Journal of work study ۲۰۰۲,۵۱(۳) ,۱۳۴-۱۳۹٫
Graeff, T.R. Using promotional messages to manage the effects of brand andself-image on brand evaluations , Journal of Consumer Marketing1996; 13, 4-18.
Janda,S. Development of brand equity : evaluation of four alternative models . The Service Industries Journal2010; 30(6), 911–۹۲۸
Hogg,M. Keeling,K.The impact of selfmonitoring on imagecongruence and product/brand valuation. European Journal of Marketing2006; 34,641-646.
Huber,F.Herrmann,A.Gaining competitive advantage through customer value oriented management. Journal of Consumer Marketing2001; 18(1),4 1.

نظر دهید »
دانلود منابع پایان نامه درباره بررسی امکان بکارگیری کارت امتیازی متوازن جهت اجرای استراتژی های آن در شرکت ...
ارسال شده در 14 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

۱-۷-۲- فرضیه های فرعی:

فرضیه ۱: تکنیک کارت امتیازی ارزیابی متوازن اطمینان میدهد که شرکت خودروسازی سایپا استراتژیها را درک میکند.
فرضیه ۲: تکنیک کارت امتیازی متوازن اطمینان میدهد که اهداف میتوانند در درک دیدگاه و استراتژی شرکت خودروسازی سایپا اثر گذار باشند.
فرضیه ۳: تکنیک کارت امتیازی متوازن ارتباط بین استراتژی و اهداف در سطح بخش ها، گروه ها و اشخاص را در شرکت خودروسازی سایپا برقرار میکند.
فرضیه ۴: تکنیک کارت امتیازی متوازن اطمینان میدهد که تخصیص منابع کوتاه مدت بااستراتژی بلند مدت شرکت خودروسازی سایپا مرتبط شده است.
فرضیه ۵: تکنیک کارت امتیازی متوازن بازخورد فرآیندهای مهم استراتژیک را در شرکت خودروسازی سایپا مطمئن میسازد.

۱-۸- روش تحقیق:

این تحقیق از نوع کاربردی میباشد، و از نظر شیوه گردآوری و تحلیل داده ها پیمایشی توصیفی میباشد.

۱-۹- روش آماری

در این تحقیق به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از آزمونهای متفاوتی استفاده شده است که در ذیل به هریک از این آزمونها اشاره میکنیم:

۱-۹-۱- آمار توصیفی:

برای تحلیل سوالات مربوط به جمعیتشناسی تحقیق با بهره گرفتن از آمار توصیفی سعی خواهد شد تا برخی از ویژگیهای نمونه آماری به صورت توصیفی و با جداول و نمودار ارائه شود.
پایان نامه - مقاله

۱-۹-۲- آمار استنباطی:

در این تحقیق برای آزمون فرضیات از روش های آماری استنباطی ذیل استفاده خواهدشد:
۱-۹-۲-۱-آزمون فریدمن: برای رتبه بندی متغیرهای تحقیق
۱-۹-۲-۲-آزمون کای – دو: برای آزمون فرضیه های تحقیق، از این آزمون استفاده خواهد شد و برای اطمینان بیشتر تحلیل نیز، از آزمون نسبت (آزمون دو جمله ای) نیز استفاده خواهد شد.

۱-۱۰- روش گردآوری داده ها

از طریق پرسشنامه و مطالعات کتابخانهای به گردآوری داده ها پرداخته خواهد شد.

۱-۱۱-جامعه آماری، روش نمونه‏گیری و حجم نمونه (در صورت وجود و امکان)

جامعه آماری این تحقیق مدیران شرکت خودروسازی سایپا میباشند.

۱-۱۲-تعیین حجم نمونه و روش نمونه گیری:

با توجه به محدود بودن جامعه آماری مورد بررسی از روش سرشماری استفاده خواهد شد یعنی کل جامعه آماری مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

۱-۱۳-تعاریف نظری و عملیاتی

 

۱-۱۳-۱- تعاریف نظری

 

۱-۱۳-۱-۱- کارت امتیازی متوازن

مدلی جامع برای سنجش عملکرد سازمان است. در ایران کارت امتیازی متوازن، کارنامه توازن عملیات و یا ارزیابی فراگیر ترجمه شده است. در سال ۱۹۹۲ یکی از جدیدترین متون حسابداری مدیریت به نام ارزیابی متوازن به وسیله کاپلان و نورتون ارائه گردید. وآن عبارت چیزی است که با اندازه گیری واقعی عملکرد از ابعاد مالی و غیر مالی (از بعد مالی = نگاهی به عقب، از بعد مشتری = نگاه از بیرون به درون سازمان، از نوع نوآوری ورشد= نگاه به جلو و از بعد عملیات = نگاه از درون به بیرون) سازمان را مورد ارزیابی قرار میدهد و با مقایسه آن با هدفهای سازمان ما را به سمت هدفهای سازمان رهنمود میکند و راهبرهای مقدم را به ما معرفی میکند. مدل امتیازی متوازن، مدلی جامع برای سنجش عملکرد سازمان است و این مدل اهداف استراتژیک سازمان را در چند حوزه حیاتی به شاخصهای قابل سنجش تبدیل میکند که این حوزه ها عبارتند از:
۱-امور مالی
۲-مشتری یا ارباب رجوع
۳-فرآیندهای داخلی انجام کار در سازمان
۴- رشد و یادگیری (هیننر ۲۰۰۱)

۱-۱۳-۱-۲-استراتژی (راهبرد)

استراتژی به تعیین هدفها و اولویتهای سازمان (بر اساس پیش بینی محیط بیرونی و توانایی های سازمان) و تدوین برنامههای عملیاتی (برای دست یافتن به هدفهای ذکر شده)، میگویند (الوانی، ۱۳۷۸). استراتژی راه رسیدن به دیدگاه است. هر استراتژی توصیف میکند که مجموع مدیریت چه تدبیری در پیش گیرد که با توجه به امکانات و فرصتهای موجود در بازار بتواند در آمیزده و به دیدگاه از قبل تعیین شده دست یابد. استراتژی چگونگی انطباق ظرفیتهای یک سازمان با فرصتهای موجود در بازار به منظور تحقق هدفهای کل سازمان میباشد (اشنایدر و داوول[۲]، ۱۹۹۹).

۱-۱۳-۲- تعاریف عملیاتی

کارت امتیازی متوازن: در این پژوهش کارت امتیازی متوازن بر مبنای سوالات تحقیق با بهره گرفتن از پرسشنامه مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت که این پرسشنامه برای هر فرضیه دارای تعدادی سوال خواهد بود.

فصل دوم: ادبیات و مبانی نظری

 

کارت امتیازی متوازن

 

۲-۱- مقدمه

مانیتور گروپ[۳]، در پیمایشی جهانی که در سال ۲۰۰۶ انجام داد از مدیران ارشد خواست که اولویت‌هایشان را بگویند. گزینه اول، اجرای استراتژی بود که اختلاف زیادی با سایر گزینه ها داشت. اجرای موثر استراتژی، مسئله‌ای است که بسیاری از شرکتها در فرایند اجرای استراتژی‌هایشان با آن دست و پنجه نرم می‌کنند. نظرسنجی‌های متعددی که در طول دو دهه گذشته انجام شده، نشان می‌دهد که ۶۰ تا ۸۰ درصد شرکتها به هدفهای کمی مندرج در برنامههای استراتژیک خود نمی‌رسند. تونی هایوارد مقام ارشد جدید بی پی [۴]در اکتبر سال ۲۰۰۷ اعلام کرد: «مشکل، مربوط به خود استراتژی نیست بلکه مربوط به اجرای آن است». پیمایشی که در سال ۱۹۹۶ توسط BSCOL انجام شد، نشان می‌دهد که بیشتر سازمانها فاقد سیستم رسمی برای اجرای استراتژی‌هایشان هستند. تنها ۴۰ درصد از سازمانها بودجه‌های خود را به استراتژی‌هایشان متصل می‌کنند و فقط ۳۰ درصد، جبران خدمات را با استراتژی‌ پیوند می‌دهند. در اکثر شرکتهای مورد مطالعه، کمتر از ۱۰ درصد کارکنان، استراتژی شرکت را می‌فهمیدند. روشن است که اگر کارکنان، استراتژی را نفهمند نمی‌توانند فعالیت روزانه خود را به اجرای موفق آن، متصل کنند. مطالعات نشان می‌دهند که ۸۵ درصد تیم‌های ارشد اجرایی کمتر از یک ساعت در ماه را به بحث و گفتگو درباره استراتژی اختصاص می‌دهند و ۵۰ درصدشان به گونه عملی زمانی صرف نمی‌کنند. مدیران با بهره گرفتن از سیستم عملیاتی داخلی و تاکتیکی خود (مثل بودجه‌‌ها) می‌توانند امور مالی را اداره کنند، از سیستم‌های مدیریت مبتنی بر هدفها برای انگیزش عملکرد کارکنان استفاده کنند و برنامه‌های تکنولوژی اطلاعات، بازاریابی و فروش را به صورت غیرمتمرکز اداره کنند. اما برای اجرای استراتژی، هیچ سیستمی در اختیار ندارند. پیمایشی که توسط دانشگاه کرانفیلد در سال ۲۰۰۳ انجام شد نشان می‌دهد که ۴۶ درصد سازمانها از یک فرایند رسمی مدیریت عملکرد استفاده می‌کنند، ۲۵ درصد، سیستم اصلی مدیریت عملکرد را متناسب با نوعی مدیریت جامع کیفیت انجام می‌دهند و ۷۵ درصد، از سیستم مدیریت مبتنی بر کارت امتیازی متوازن بهره می‌گیرند. مطالعهای که توسط موسسه حسابداران مدیریت ایالات متحده انجام شده، نشان می‌دهد که کارت امتیازی متوازن، سیستم پیشگام برای مدیریت استراتژیک و عملکرد شرکتها است و سیستم‌های مبتنی بر مدیریت کیفیت (مالکوم بالدریج، بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت و شش سیگما) یا مدیریت مالی (ارزش افزوده اقتصادی) را پشت سرگذاشته است. متدولوژی‌های تدوین استراتژی شامل پنج نیروی مایکل پورتر، چارچوب موقعیت یابی رقابتی، رویکرد مبتنی بر منبع، شایستگی‌های محوری، استراتژی‌های مداخله ‌گر و استراتژی اقیانوس آبی می‌شوند. برنامه‌ریزی مبتنی بر سناریو، شبیهسازی پویا و بازی جنگ نیز برای سنجش قدرت استراتژیها مورد استفاده قرار می‌گیرند. شرکتها با بهره گرفتن از متدولوژی‌های مدیریت جامع کیفیت، شش سیگما، کایزن و متدولوژی‌های ارزیابی در برنامه‌های مالکوم بالدریج و EFQM، کارایی و پاسخگویی فرآیندهای عملیاتی را به گونه مستمر بهبود می‌بخشند. رهیافت‌های مهندسی مجدد هم برای بهبودهای ریشه‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد. نرم افزار هوش کسب‎و‎کار، ابزاری است که از برنامه‌ریزی استراتژیک پشتیبانی می‌کند و با بهره گرفتن از داشبوردهای سفارشی شده می‌تواند عملیات را بهبود بخشد. شرکتها با بهره گرفتن از ابزارهای تحلیلی پیچیده می‌توانند عملکرد استراتژی‌هایشان را بازنگری کنند و با کمک نرم افزار مدیریت روابط مشتری و یا مدلسازی تحلیلی، رفتار مشتری را درک کنند. برای ارزیابی سوددهی محصول و مشتری نیز از هزینه‌یابی مبتنی بر فعالیت استفاده می‌کنند. (نورتون و کاپلان[۵]، ۲۰۰۸). امروزه، شرکتها ابزارهای استراتژیک و عملیاتی زیادی در اختیار دارند ولی هنوز هم نظریه یا چارچوبی مشخص برای یکپارچهسازی بسیاری از این ابزارها وجود ندارد. از طرفی تمایل دارند که ابزارهای برنامه‌ریزی استراتژیک و بهبود عملیات، به صورت سیستم‌ پیوستهای تبدیل شود. اما در عمل شاهدیم که اجرای این ابزارها به صورت مقطعی و بدون تبادل و هماهنگی لازم صورت می‌گیرد. خلاصه باید گفت تنظیم استراتژی و اتصالی که بین استراتژی و عملیات باید وجود داشته باشد همچنان به صورت مقطعی، متغیر و گسسته باقی مانده است. شرکتها با بهره گرفتن از رویکرد سیستمی و با کمک ابزارهای مدیریت استراتژی و عملیات، می‌توانند استراتژی را به عملیات پیوند بزنند. (محمد نژاد، ۸۸). در عصر رقابت مبتنی بر دانش، توانایی سازمانها برای توسعه و بسیج دارائیهای نامشهود، عاملی حیاتی در ارتقا قابلیت‌ها، و انگیزههای کارکنان، پایگاه ها و فناوری اطلاعات، فرآیندهای کارا و پاسخگو، نوآوری در محصولات و خدمات، روابط مشتری، مقبولیت قانونی، سیاسی، و اجتماعی بوده و روش ارزیــــابی متوازن به عنوان راه حلی برای سنجش عملکرد سازمانها توصیه شده است.

۲-۲- تاریخچه و روند تکاملی کارت امتیازی متوازن

در اواخر دهه ۱۹۸۰ میلادی، مقالات متعددی در نشریات مدیریتی درمورد ناکارآمدی روش های ارزیابی عملکرد شرکتها منتشر شد. سیستمهای سنتی ارزیابی عملکرد عمدتاً متکی بر سنجشهای مالی هستند که در عصر اقتصاد صنعتی کارآمدی داشتند. در عصر اقتصاد مبتنی بر دانش، فعالیتهای ارزش آفرین سازمانها فقط متکی به دارائیهای مشهود آنها نیست. ابزار سنجش عملکرد با معیارهای مالی دارای نارسائیهایی است که عمدهترین آنها به شرح زیراست:

۲-۲-۱- معیارهای سنجش مالی عمدتاً کوتاه مدت و غیر استراتژیک هستند.

 

۲-۲-۲- ارزیابی مبتنی بر اطلاعات تاریخی است.

 

۲-۲-۳- ارزیابیها عمدتاً یک بعدی است.

ارزیابیها فقط به اطلاعات حسابداری متکی است و متغیرهای مهمی مانند، کیفیت، نوآوری، و رضایت مشتریان در آن لحاظ نمیشود. در اوایل دهه ۱۹۹۰، رابرت کاپلان استاد دانشکده بازرگانی دانشگاه هاروارد به اتفاق دیوید نورتون که در آن زمان مدیر یک شرکت تحقیقاتی بود، طرحی تحقیقاتی را به منظور بررسی علل توفیق دوازده شرکت برتر آمریکایی آغاز کردند. نتایج در مقالهای منتشر گردید و در آن اشاره شد که شرکتهای موفق برای ارزیابی عملکرد خود فقط به سنجشهای مالی متکی نیستند، بلکه خود را از سه منظر دیگر نیز موردارزیابی قرار میدهند. نتیجه تحقیق بیانگر این واقعیت بود که اکثر شرکتهای موفق اهداف استراتژیک خود را در چهار منظر مالی، مشتری، فــرآیندهای داخلی، یادگیری و رشد تعییـــن میکنند و از این چهار منظر عملکرد خود را ارزیابی میکنند. بنابراین، استفاده از روش ارزیابی متوازن در سازمان، جایگاهی ویژه و مهم دارد، زیرا برخلاف شاخصهای سنتی ارزیابی عملکرد، در این ارزیابی روابط علت و معلولی وجود دارد. طی چهار سال پس از انتشار اولین مقاله در این زمینه تعدادی از سازمانها روش ارزیابی متوازن را پیاده کرده و نتایج موفقیتآمیز سریعی به دست آوردند. این سازمانها از این روش نه تنها برای ارزیابی عملکرد بلکه به عنوان ابزاری جهت کنترل نحوه اجرای استراتژیهای خود استفاده کردند. به این ترتیب روش مذکور نه تنها به عنوان یک ابزار نیرومند برای ارزیابی عملکرد بلکه به عنوان ابزاری جهت تحقق استراتژی به جامعه مدیریت معرفی گردید. نورتون و کاپلان پس از انتشار این مقاله و چهار سال مشاوره در شرکتها در زمینه ارزیابی عملکرد، کتابی را تحت عنوان ارزیابی متوازن به چاپ رساندند که به این ترتیب ارزیابی متوازن معرفی شد. روند تکاملی روش ارزیابی متوازن بدین صورت بوده که، این روش در ابتدا یک روش ارزیابی عملکرد بود. سپس به عنوان ابزاری جهت تحقق استراتژی مورداستفاده قرار گرفت و امروز ارزیابی متوازن به عنوان یک سیستم مدیریت استراتژیک شناخته میشود (بختیاری، ۸۶). ایده کارت امتیازی متوازن برای کسب و کار، حاصل مشاوره با برخی شرکتها به منظور تعیین یک فرایند برنامه ریزی و کنترل عملکرد مناسب برای دهه ۱۹۹۰ میلادی بود و نخستین بار در سال ۱۹۹۲ توسط کاپلان ونورتون ارائه گردید. وابستگی روزافزون شرکتها به منابع غیر مادی و معنوی دلیلی عمده بود که به خاطر آن تلاش و جستجو برای یافتن ابزارهای کنترل با بهره گرفتن از شاخصهای سنتی مالی ضروری به نظر میرسید. (سلیمانی۱۳۸۴، ص ۳۰)

۲-۳- تاریخچه شکلگیری برنامه ریزی استراتژیک

۳۴۰سال قبل از میلاد مسیح سردار چینی به نام سان تزو[۶] کتابی تحت عنوان هنر جنگ را نوشت که در آن بسیاری از مفاهیم رویکرد استراتژی معرفی شده است. در اوایل دهه ۱۹۶۰ وزارت دفاع آمریکا، تجربیات مهم و استراتژیک مربوط به جنگ جهـــانی دوم را تدوین کرد و مبانی برنامه ریزی استراتژیک را پایه گذاری کرد. دو سال بعد آلفرد چندلر[۷]، استاد دانشگاه هاروارد و در سال ۱۹۶۵ کنت اندروز[۸] این مفاهیم را در دنیـــــای کسب وکار مطرح ساختند. ایگورانسوف[۹]، مدیرعامل شرکت لاکهید، این ایده را در شرکت خود با موفقیت پیاده کرد و به این ترتیب توجه همگان به رویکرد برنامه ریزی استراتژیک جلب شد و از دهه ۱۹۶۰ تاکنون برنامه ریزی استراتژیک یکی از مطــــرحترین مفاهیم مدیریت بوده است. اما استراتژی چیست؟ آیا استراتژی صرفاً به معنای بهتر کارکردن است یا معنای جامع تری را در بر میگیرد.

۲-۴- استراتژی

استراتژی انجام کارهایی متفاوت ازگذشته و یا انجام همان کارها به شیوهای متفاوت است (مایکل پورتر[۱۰]، ۱۳۸۶) فرد دیوید[۱۱] مدیریت استراتژیک را این گونه تعریف کرده است. مدیریت استراتژیک، هنر و علم تدوین، اجرا وارزیابی تصمیمات همه جانبه به منظور توانمندسازی سازمان دردستیابی به اهداف اساسی موردنظر است. قسمت عمده ادبیات مدیریت استراتژیک، حول محور چگونگی تدوین استراتژی است و فرض بر این است که اگر استراتژی به خوبی فرموله شود، کار تمام است اما درعمل این گونه نبوده است. استراتژی تعیین هدفها و اولویتهای سازمان (بر اساس پیش بینی محیط بیرونی و توانایی های سازمان) و تدوین استراتژی راه رسیدن به دیدگاه است. هر استراتژی توصیف میکند که مجموع مدیریت چه تدبیری در پیش گیرد که با توجه به امکانات و فرصتهای موجود در بازار بتواند در آمیزد و به دیدگاه از قبل تعیین شده دست یابد. استراتژی چگونگی انطباق ظرفیتهای یک سازمان با فرصتهای موجود در بازار به منظور تحقق هدفهای کل سازمان میباشد. (اشنایدرودوول[۱۲]، ۱۹۹۹). در تحقیق چاپ شده در مجله فورچون[۱۳] در سال ۱۹۹۹ آمده است که دلیل ناکامی هفتاد درصد از مدیران ارشد شرکتها، شکست آنها در اجرای استراتژیهایشان بوده است. نتایج حاصل از یک تحقیق در این زمینه آمده است که نود درصد سازمانها، موفق به اجرای استراتژیهای خود نمیشوند، زیرا فقط ۵ درصد ازکارکنان، استراتژیها را میفهمند و تنها ۲۰ درصد از مدیران منافع خود را در پیوند با استراتژیها مییابند. در تحقیق مذکور ثابت شده است که ۸۵ درصد از مدیران کمتر از یک ساعت از وقت خود را در ماه به استراتژیها اختصاص میدهند و تنها ۴۰ درصد از سازمانها بودجه و برنامه عملیاتی خود را با استراتژیها مرتبط میسازند.

۲-۵- چهار فرایند مدیریت راهبردی

کارنامه متوازن به مدیران این امکان را می‌دهد که چهار فرایند جدید مدیریت را معرفی کنند که هم هر یک به طور جداگانه و هم در مجموع موجب مرتبط شدن هدفهای راهبردی درازمدت با عملیات کوتاه مدت می‌شود. این چهار فرایند عبارتند از:

۲-۵-۱- تفسیر چشم‌انداز:

نظر دهید »
مقالات و پایان نامه ها درباره :بررسی غلو در روایات علم اهل بیت- فایل ۱۰
ارسال شده در 14 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

۱ / ۳ / ۱۱٫ علم اهل بیت‰ به بروز انحراف در دین
از جمله اموری که به عنوان بخشی از آگاهیهای اهل بیت‰ در روایات ذکر شده است، آگاهی اهل بیت‰ از بروز انحراف در دین است و به تعبیر روایات اگر زیادی یا نقصانی در دین ایجاد شود، امام از آن آگاه میشود. اگر انحراف از نوع اضافه کردن چیزی به دین باشد، امام آن را نفی میکند و اگر نقصانی در دین پدید آید، امام آن را کامل می‌سازد. لازم به ذکر است که اگر این آگاهی از طریق عادی حاصل شود، جزو علوم ویژۀ اهل بیت‰ تلقی نمی‌گردد.
نمونهای از روایات:
الامام الصادق†:
«انّ الله لم یدع الارض الاّ وفیها عالم یعلم الزیاده والنقصان فی الارض، فاذا زاد المؤمنون شیئاً ردّهم واذا نقصوا اکمله لهم».[۲۷۶]
الامام الباقر†:
«انّ الارض لا تبقی الا وفیها منّا من یعرف الحقّ، فاذا زاد الناس، قال، قد زادوا واذا نقصوا منه، قال، قد نقصوا ولولا ذلک کذلک لم یعرف الحقّ من الباطل».[۲۷۷]
از مجموع آنچه در بخش دوم و در معرفی اهل بیت‰ در کتاب بصائر الدرجات گفته شد، برمیآید که اهل بیت‰ دارای علوم و آگاهیهای منحصر به فردی هستند. بسیاری از این دانشها در انحصار اهل بیت‰ بوده و آنان تنها منبع و سرچشمه این علوم هستند، علم کامل به قرآن کریم و آگاهی از تمامی ظواهر و بواطن و تفسیر و تأویل آن تنها در اختیار اهل بیت‰ میباشد. اسم اعظم، آگاهی از ملکوت آسمانها و زمین، علم به آنچه در زمین و آسمان روی میدهد، آگاهی از تمام شرایع و ادیان الهی و کتابهای آنان، علم به ما کان وما یکون، علم به اسرار الهی، آگاهی از رازهای نگفته و نهفتۀ انسانها، زبان همه آدمیان و پرندگان و جانوران، آگاهی از زمان مرگ و پیشامدهای ناگوار و… مواردی از علوم اهل بیت‰ است که واقعاً اعجازآمیز و حیرتانگیز است و حتی بسیاری از پیامبران الهی تنها بخشی از این دانشها را دارا بودند. از بررسی مبادی و منابع علوم اهل بیت‰ معلوم میشود که، علاوه بر اینکه بسیاری از دانشهای اهل بیت‰ ویژه و اعجازآمیز میباشد، این دانشها از طرق و روش های خاص و اعجازگونهای به ایشان رسیده است، به ارث بردن علوم از پیامبر اکرم…، الهام و تحدیث ملائکه، تأییدات روحالقدس و روح و عروج روحانی به آسمانها و به عرش، بخشی از مبادی علوم اهل بیت‰ است. اعطاء علم الکتاب و اسم اعظم از سوی خداوند به اهل بیت‰ باعث حصول دانشهای حیرتانگیزی برای آنان شده است و باید اعتراف کرد که فهم حقیقت و ماهیت دانشهای اهل بیت‰ و کیفیت و نحوه آگاهی آنان از این علوم برای ما امری غیرممکن است. نکته مهمی که در ابتدای این بخش به آن اشاره شد، آن است که تمامی این دانشها به اعتراف همه روایات، موهبت و نعمتی است از سوی خداوند به این بندگان خاص خود؛ اگرچه مبادی مختلفی برای علوم اهل بیت‰ ذکر شد، ولی روشن است که همه اینها متصل به حضرت حق است و او منشأ و مبدأ علم اهل بیت‰ میباشد و به تصریح بسیاری از روایات، اوست که این آگاهیها را به ایشان بخشیده است و همه اینها باعث شده است تا اهل بیت‰ واجد خصائص و ویژگیهای علمی شوند، که کسی غیر از آنان، آن ویژگیها را دارا نیست، معدن علم و سرچشمۀ آن، خزانهداران علم الهی، ظرف علم الهی، وارثان علوم تمامی انبیاء وملائکه، راسخان در علم و… .
پایان نامه - مقاله
مباحث تکمیلی

 

    1. عمومیّت و فعلّیت علوم اهل بیت‰

 

از بررسی روایات علم اهل بیت‰ در بصائر میتوان فهمید که علم اهل بیت‰ به این دانشها عام بوده و آنان بالفعل همۀ این آگاهیها را واجد و دارا هستند، به عنوان مثال در روایات آمده است که اهل بیت‰ به «علم البلایا والمنایا» آگاهند. ظاهر از این روایت آن است که آنان به همۀ بلایا و منایا آگاهی دارند و این آگاهی بالفعل نزد آنان حاضر است.
توضیح اینکه، کسانی که اتصاف اهل بیت‰ به این علوم را قبول دارند، تلقیهای مختلفی در این مورد دارند که عمدتاً حول دیدگاه های ذیل میباشد:
۱ـ علم اهل بیت‰ به این دانشها بالفعل است.
۲ـ آگاهی اهل بیت‰ از این امور منوط به خواست و اراده آنان است، یعنی آنان این شأنیت و استحقاق را دارند که این آگاهی را دارا باشند و هر وقت لازم باشد و اراده کنند که بدانند میدانند، برخی این قول را نظریه مشهور شیعه دانستهاند.[۲۷۸]
خود این دو دیدگاه نیز در عمومیّت و شمول علم اهل بیت‰ به دو دسته تقسیم میشوند:
دسته اول: علم اهل بیت‰ به این دانشها عام است، یعنی وقتی گفته میشود آنان علم به «ما کان وما یکون» دارند یعنی به همه «ما کان وما یکون» علم دارند، یا اینکه اگر اراده کنند میتوانند آگاه شوند.
دسته دوم: علم اهل بیت‰ به این امور به نحو موجبه جزئیه است، یعنی آگاهی آنان از ما کان وما یکون به این معنی است که به بعضی از ما کان وما یکون علم دارند یا اگر اراده کنند میتوانند آگاه شوند.[۲۷۹]
گفتنی است که عمدتاً کسانی که از علم فعلی اهل بیت‰ جانبداری میکنند، بر این باورند که اهل بیت‰ به نحو عام به این دانشها آگاهند و گروه دیگر که علم اهل بیت‰ را ارادی میدانند. معمولاً قائلند که اهل بیت‰ به بعضی از این دانشها آگاهند.
همانگونه که گفته شد، از ظهور اکثر روایات نقل شده در بصائر مربوط به علم اهل بیت‰ و همچنین با توجه به خصائص و ویژگیهای علمی اهل بیت‰ چون معدن علم و سرچشمه آن، خزانهداران علم الهی، ظرف علم الهی، وارثان علوم انبیاء و ملائکه و… میتوان نتیجه گرفت که علوم ایشان در مواردی که در روایات ذکر شده، عام بوده و آنان بالفعل به این علوم آگاهی دارند، مگر مواردی که خود اهل بیت‰ آنها را استثناء کرده و علم به آن را از خود نفی کرده باشند، در این میان روایاتی در بصائر وجود دارد که هم با عمومیّت علم اهل بیت‰ در تعارض است و هم با فعلیّت آن، این روایات از این قرار است:
دسته اول:
الامام الصادق†: «انّ الامام اذا شاء ان یعلم علم».[۲۸۰]
الامام الصادق†: «اذا اراد الامام ان یعلم شیئا علّمه الله ذلک».[۲۸۱]
برخی بر این عقیده هستند که این روایات، دلالت دارند که ائمه‰ بالفعل به امور گفته شده آگاهی ندارند، بلکه آگاهی آنان منوط به اراده و خواست ایشان میباشد و به تعبیر مرحوم لواسانی:

 

«لهـم علــوم لا یکـاد یعلــم وإن ارادو علم شیء عَلموا»[۲۸۲]

«آنان علومی دارند که برای ما شناخته نیست، و هرگاه بخواهند چیزی را بدانند، از آن آگاه میشوند.»
«بدین سان، میتوان دانش غیبی را به نامهای دربسته همانند دانست که برای آگاهی از محتوا، باید در نامه را گشود. ناگفته پیداست که این خواستن و دانستن، وابسته به وجود مصلحت و گره خوردن با حکمت است و چه بسا امام یا پیامبر نخواهد و در نتیجه نداند؛ اما همواره آنچه حجت پروردگار را از دیگران جدا میسازد و او را در جایگاهی برتر از همه مینشاند، این است که اگر او بخواهد از چیزی آگاه شود، میتواند».[۲۸۳]
با توجه به اینکه روایاتی که بر فعلیت علم اهل بیت‰ دلالت دارند، از نظر کثرت قابل مقایسه با این چند روایت نیست، به نظر میرسد باید معنای قابل قبولی برای این روایات که دلالت بر عدم فعلیت علم ائمه‰ دارند، ارائه کرد تا در عین حال که این روایات معنای روشنی دارند، با روایات دالّ بر فعلیت علم نیز تعارض نداشته باشند، محققان بزرگورای در گذشته و حال به قلمزنی در این مورد پرداخته و سعی در جمع بین دو دسته نمودهاند، مرحوم علامه محمد حسین مظفر در این باره مینویسد:
«مضمون این گروه از روایات آن است که آگاه شدن آنها متوقف بر خواستشان میباشد، ولی دلالتی بر آن ندارند که آنها فقط در بعضی از زمانها میخواهند که بدانند. و بنا بر این، مضمون آنها با روایاتی که دلالت دارد بر اینکه آنان همیشه میخواهند بدانند، منافات و تعارضی ندارد، و بلکه با توجه به این بیان، گواهی هستند بر علم حضوری آنان. علاوه بر آنکه در صورتی که علم آنان متوقف بر خواستشان باشد، برای چه نخواهند که همیشه همه چیز را بدانند؟ چه کسی است که با آنکه حدود علمش منوط به خواست خود اوست، نخواهد بالاترین مراتب علم را دارا باشد؟».[۲۸۴]
مرحوم آیت الله سید عبدالحسین نجفی لاری در المعارف السلمانیه، دلائلی بر لزوم فعلیت علم امام و نفی ارادی و مقید به مشیت بودن علم آنان ارائه کرده است که به برخی از آنها اشاره میشود:
۱ـ نصوص دال بر عمومیت و فعلیت علوم اهل بیت‰ بسیار بیشتر و از نظر سندی صحیحتر و از نظر دلالت صریحتر از متون معارض است.
۲ـ اطلاق علم به علم ارادی مقید به مشیت از نوع استعمال مجازی است نه حقیقی و متبادر از علم، علم فعلی است نه ارادی.
۳ـ از کسی که علم او مقید به خواست اوست، میتوان سلب علم کرد و گفت: نمیداند (صحت سلب علم از علم مقید به اراده)
۴ـ صراحت روایات مثبت فعلیت علم امام† در اطلاق و فعلیّت، به طوری که امکان تبعیض و تقیید آنها به اراده و مشیت وجود ندارد.
۵ـ روایات بسیاری که علم ائمه‰ را به عنوان یکی از شاخصهای انتصاب آنان به امامت معرفی میکند، به این معناست که علم آنان فعلی است.
ایشان در جایی دیگر از کتاب در تبیین معنای این روایات چند احتمال میدهد:
۱ـ روایات مربوط به علم ذاتی الهی است و این روایات بیانگر آن است که اگر اهل بیت بخواهند، خداوند از این علم خود نیز به آنان میبخشد.
۲ـ این روایات مربوط به علوم اختصاصی الهی است مانند علمالساعه، و اگر امام اراده کند از آن باخبر شود، خداوند او را آگاه میسازد.[۲۸۵]
۳ـ این روایات از روی تقیّه صادر شده است یا برای دفع محذور غلوّ و یا برای موافقت با عامّه، چرا که روایات مثبت علوم فعلی مشهور و مخالف عامه است.[۲۸۶]
علاوه بر آنچه گفته شد، شیخ خلیل رزق دو وجه دیگر نیز ذکر کرده است:
۱ـ انّ کلمه «علم» الوارده فی هذه الروایات غیر محرّکه، لذا تقرا «علِّم» علی صیغه الماضی المجهول والروایه التالیه، تؤیّد قراءتها «علِّم» ولیِّس «عَلِمَ» وهی:
عن أبی عبد الله† قال: «اذا اراد الامام أن یعلم شیئاً، اعلمه الله ذلک» و یصبح معنی العباره: «انّ الامام اذا شاء ان یُعلَّم علِّم» وکان الروایه ترید أن تقول: انّ الامام لا یعلم من نفسه، وانّما علِّم من قبِّل الله تعالی وهذا هو المطلوب. ولعلّه لدفع اوهام الغالین، والقول بانّ کل ما عندهم، فهو من عندالله لا من عند انفسهم.

نظر دهید »
دانلود پژوهش های پیشین درباره عوامل اقتصادی، اجتماعی مرتبط با کیفیت زندگی زنان دارای کم ...
ارسال شده در 14 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

معلولیت[۱۹]عبارت است از پیامد و شرایط نامطلوب اجتماعی که نتیجه نقص و کم توانی است و وضعیتی را شرح می‌دهد که فرد در موقعیت اجتماعی پیدا می‌کند.
با چنین دیدگاهی، این جامعه است که فرد دارای اختلال را ناتوان می‌سازد. کم توانی چیزی است که به علت اختلال فرد ازطریق جداسازی وحذف غیر ضروری از مشارکت کامل در جامعه، به او تحمیل می‌شود. بنابراین افراد دارای کم توانی گروهی تحت ستم در جامعه هستند. عدالت خواستار حذف این موانع برخاسته از جامعه است. هر چیزی کمتراز این تبعیض آمیز است (شریفیان ثانی، ۱۳۸۳: ۲۰)
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
علاوه بر موانعی که تعصب و تبعیض ایجاد می‌کند، غیر قابل دسترس بودن فضا‌ها (مانند ساختمان‌ها، خیابان‌ها، وسایط نقلیه و دستشویی‌ها) برای زنان دارای کم توانی که در خارج از خانه کار می‌کنند موانع بسیار جدی هستند. در واقع اینگونه نیست که زنان دارای کم توانی بطور ذاتی فاقد توانایی در انجام امور شخصی، فامیلی و یا مسئولیت‌های اجتماعی باشند. به عبارت دقیق تر این موضوع حاصل کنش متقابل ما بین محدودیت جسمانی با عوامل محدود کننده اجتماعی، محیطی و فرهنگی است. در واقع این محدودیت‌های محیطی، تبعیضات و تعصبات اجتماعی است که ناتوانی را ایجاد می‌کند. (سالومون۲؛ ۱۹۹۳: ۲۲)
زمانی که موانع اجتماعی بر سر راه حضور اجتماعی افراد برداشته شود ناتوانی آنان نیز کاهش می‌یابد. لازمه این کارایجاد تغییر در جامعه، تغییردر محیط فیزیکی، تغییر در نقش‌های اجتماعی و تغییر در نگرش‌های افراد است. تمرکز قاطعانه باید بر منبع مشکل یعنی جامعه باشد که بوجود آورنده ناتوانی است. بسیاری از معابر فیزیکی از جمله طراحی‌های غلط و ناقص در معابر و وسایل حمل و نقل عمومی نتیجه تبعیضاتی است که علیه افراد دارای کم توانی در جوامع وجود داشته و دسترسی آنها را به فرصت‌های مناسب و برحقشان محدود می‌کند. در کشور‌های در حال توسعه، در جایی که ۸۰ در صد افراد دارای کم توانی زندگی می‌کنند، هنوز موانع زیادی در ارتباط با حضور افراد دارای کم توانی در جامعه وجود دارد. (کیلبرگ[۲۰]، ۲۰۰۸: ۲۶). نتایج بررسی شهر‌های کشور مبین این واقعیت است که نه تنها شهرها و روستا‌های متوسط، ، کوچک ودور افتاده بلکه حتی بزرگ ترین شهر یا پایتخت کشور، یعنی شهر تهران نیز دارای موانع کالبدی وعوامل ناتوان کننده‌ای است که در مجموع موجب عدم مشارکت کامل افراد دارای کم توانی در فعالیت‌های معمول شهری شده است. این موانع ناشی از اقداماتی است که بدون توجه به اهداف و اصول مناسب سازی محیط شهری برای حرکت، نه فقط برای افراد دارای کم توانی بلکه تمامی افراد، انجام گرفته است.(عبدی دانشپور، ۱۳۸۵: ۴۴)
عرصه دسترسی به خدمات پزشکی و درمانی
با وجود آنکه تعداد زنان دارای کم توانی در جهان بسیار قابل توجه است ولی بویژه در کشور‌های در حال توسعه به مشکلات آنها توجه جدی نمی‌شود. زنان در جامعه‌های فقیرتر وبه ویژه درکشور‌های در حال توسعه در مقابل آن چه باعث ناتوانی می‌شود آسیب پذیرتر هستند. تحقیقی که از طرف سازمان جهانی کار [۲۱]ILO در شش کشور در منطقه آسیا و اقیانوسیه انجام شد، نشان داد که بروز ناتوانی در میان زنان ۴۴ – ۱۵ ساله در مقایسه با مردان در همین گروه سنی بیشتر بوده است. با این همه به طور کلی تعداد مردان دارای کم توانی از زنان دارای کم توانی بیشترمی باشد. این موضوع نشان دهنده این واقعیت است که این زنان به خاطر عدم دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی و همچنین سوء تغذیه بیشتر در معرض از دست دادن سلامتی خود قرار می‌گیرند.به همین دلیل در حالیکه طول عمر زنان در مجموع بیشتر از مردان است ولی تعداد زنان دارای کم توانی از مردان کمتر می‌باشد. این موضوع می‌تواند به روشنی بیان کننده این واقعیت باشد که زنان دارای کم توانی در مقایسه با مردان دارای کم توانی از مراقبت‌ها و پشتیبانی‌های کمتری برخوردار هستند که طبعا منجر به مرگ زود هنگام آنها می‌شود.(همان منبع: ۲). نوزادانی که کم توانی مشهود دارند، اگر دختر باشند از همان هنگام تولد مورد بی مهری قرار می‌گیرند. چه بسا شنیده شده است که در بعضی از جوامع نوزادان با کم توانی مشهود را از بین می‌برند ویا به حال خود رها می‌کنند. این موضوع به ویژه برای نوزادان دختر بیشتر اتفاق می‌افتد.حتی اگر این کودکان زنده بمانند از همان هنگام تولد در مقایسه با سایر کودکان از مراقبت کمتری بر خوردار می‌شود. برای بسیاری از این زنان ، کم توانی به معنی نیاز به درمان و مراقبت‌های پزشکی پیوسته می‌باشد. در جوامعی که تسهیلات در زمینه ی بهداشت عمومی ومنابع به نسبت جمعیتی که باید از آنها استفاده کنند کافی نیست، زنی که کم توانی داردحتی اگر بتواند مشکلاتی را که مانع از دسترسی وی به تسهیلات موجوداست، پشت سربگذارد، باز هم بدلیل گرانی خدمات بهداشتی وتوانبخشی، برای دریافت این خدمات با مشکل مواجه می‌شود. بطورکلی زنان دارای کم توانی به دلیل سوءتغذیه، منزوی بودن وفعالیت نداشتن، فقروناآگاهی در معرض عدم سلامتی قرار دارند.
عرصه ارتباطات اجتماعی ومشارکت
بدلیل نادیده گرفته شدن در اجتماع، زنان دارای کم توانی در وضعیت عدم نقش پذیری قرار می‌گیرند جنسیت و کم توانی منجر به عدم تائید و حمایت‌های اجتماعی لازم در جهت ایفای نقش آنان میگردد. این امر منجر به انزوای بیشتر در جامعه وعدم مشارکت اجتماعی آنان می‌گردد. خانواده‌های زنان کم توان تمایل دارند که از آنها مراقبت کامل بعمل آورند و از ترس اینکه مبادا، آنها بدلیل کم توانی شان مورد سوء استفاده قرار بگیرند مانع خارج شدن آنها از منزل می‌شوند، هر چند این اضطراب‌ها از روی خیرخواهی است، اما می‌تواند مشارکت و حضور این زنان را در جامعه محدود سازد. برخی از خانواده‌ها ترجیح می‌دهند که وجود احساسات، عواطف و نیازهای زنان را نادیده بگیرند، بویژه اگر آنها دارای کم توانی باشند در بعضی از جوامع روستایی این خرافات وجود دارد که حضوراین زنان در گردهمایی‌ها موجب بدیمنی می‌گردد. همچنین این باور وجود دارد که حضور زنان دارای کم توانی در خانواده می‌تواند باعث بسته شدن شانس ازدواج دیگر دختران عضو خانواده گردد. در نتیجه بسیاری از آنان در منزل پدری محبوس می‌شوند، بدون اینکه قادر باشند نقش سنتی مورد انتظار از زنان را در جامعه ایفا نمایند. این وضعیت می‌تواند به احساس جدایی، تنهایی و کاهش اعتماد به نفس آنان منجر بشود. (توماس و توماس، ۲۰۰۳). بسیاری از زنان دارای کم توانی گرایش بیشتری نسبت به سایر زنان بر ماندن در کنار والدین و زندگی در خانواده دارند، این موضوع می‌تواند برنامه مثبتی باشد زیرا آنها را از تجربه‌های تلخ دنیای بیرونی محافظت می‌کند اما از سوی دیگر این نوع ارتباطات و وابستگی‌های شدید آنان را در چرخه‌ای انداخته که اغلب بعنوان افرادی ضعیف که محتاج به راهنمایی و مساعدت از سوی والدین، خویشاوندان و یا دوستان هستند، نگریسته می‌شوند و احساس می‌کنند که فرصت‌های آنان برای داشتن یک زندگی مستقل و توام با شادابی در جامعه محدود شده است. همین موضوع می‌تواند تا حدودی باعث کودک انگاری زنان دارای کم توانی شود زیرا با آنان به گونه‌ای رفتار می‌شود که گویی کودکانی ضعیف هستند و همواره نیاز به کمک و راهنمایی والدین و یا دیگر افراد دارند. زنان دارای کم توانی نقل می‌کنند که ما نه تنها بواسطه این کودک انگاری در زندگی خصوصی و بوسیله افراد فامیل مورد تعرض قرار می‌گیریم بلکه این اتفاق در موسسات پزشکی، بهداشتی، مدارس و سایر مکان‌های عمومی نیز برایمان پیش می‌آید، (وایت: ۱۹۹۶: ۴۴)
لورا هرشی ۱در سال ۱۹۹۳ بعنوان یک زن کم توان از اجبارش برای داشتن یک حامی همیشگی سخن می‌گوید: زندگی با کم توانی یک تلاش پیچیده برای داشتن یک رابطه نسبتاً پایدار است، بستگان، دوستان، غریبه‌ها، همکاران و همه افراد فامیل باید بتوانند با مفهوم کم توانی رابطه برقرار کنند.
زمانی که افراد دارای کم توانی و افراد دیگر می‌خواهند با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند هر دو از اینکه چگونه باید با پدیده کم توانی کنار بیایند و یا چگونه با یک فرد دارای کم توانی و کاملاً وابسته دوستی برقرار کنند، دچار اضطراب می‌شوند، در واقع هر دو گروه بخاطر نقش‌هایی که باید در این ارتباط بپذیرند دچار نوعی ترس می‌شوند. در واقع هیچگونه نمونه و الگویی در خصوص تعاملات اجتماعی ما بین افراد کم توان و افراددیگر وجود ندارد، بنابراین برای پرداختن به موضوعات مربوط به کم توانی باید ما بین زنان کم توان و دیگر زنان اعتماد بوجود آید (لانسدیل، ۱۹۹۶: ۳۳). در مصاحبه‌هائی که با تعدادی از زنان دارای کم توانی در مورد چگونگی دوستی‌هایشان و تاثیر کم توانی در این دوستی‌ها انجام گرفت آنان به موضوعات ذیل اشاره کرده اند:
همانطور که داشتن یک نوع کم توانی در ایجاد دوستی تاثیر می‌گذارد، بالطبع کم توانی‌های بارزتر می‌تواند برقراری روابط دوستانه را دشوارتر نماید، که بطور قطع این موضوع به برخی مفاهیم غلطی که در خصوص کم توانی زنان وجود دارد، مربوط می‌شود و اینکه برخی افراد دچار این ترس می‌شوند که مبادا کم توانی یک بیماری مسری باشد (هالوکومب و جیسون[۲۲]، ۱۹۹۰: ۲۳)
در واقع ساختار‌های محیطی و اجتماعی سازمان یافته زنان دارای کم توانی را در کلیه جنبه‌های زندگی اعم از: پذیرش اجتماعی، رابطه دوستانه، آموزش، اشتغال، ثبات اقتصادی، روابط عاطفی، مسائل جنسی، مشارکت و نقش‌های همسری و مادری ناتوان نشان میدهند. این موضوع باعث می‌شود که آنها حتی در زندگی عادی خودشان هم نتوانند جایگاهی داشته باشند. در واقع زنان دارای کم توانی در برابر عدم حضور اجتماعی شان تسلیم شده اند، آنها نسبت به سایر افراد کمتر در انظار عمومی ظاهر می‌شوند، حتی وقتی که نقص جسمانی آنها چندان بارز نیست باز هم ترجیح می‌دهند دور از دید افرادی باشند که همواره از آنان دوری می‌کنند. چرا که آنان بعنوان یک گروه اقلیت نه تنها همیشه نادیده گرفته شده اند بلکه از سوی اکثریت مردم تحقیرمی شوند (لانسدیل، ۱۹۹۶: ۳۳). بخشی از این نادیده گرفته شدن و عدم حضور اجتماعی به این واقعیت بر می‌گردد، که این زنان از وضع مخاطره آمیز دوگانه‌ای رنج می‌برند، آنان همواره با دو دیدگاه منفی نسبت به موقعیت اجتماعی اشان زندگی کرده اند: زن بودن و دارای کم توانی بودن. در صورتی که مردان دارای کم توانی حداقل مقام و منزلت مردانه خود را دارند. و برای زنان سالم نیز ایفای نقش‌های سنتی زنانه امکان پذیر است.
عرصه مسکن
محدودیت‌های حاصل از ناتوانایی‌ها ، نباید به عنوان مانعی در مقابل دستیابی افراد دارای کم توانی به مسکن مورد نظرشان تلقی گرددDisability Council,2004)).
درحالیکه حق تمامی آحاد جامعه و شهروندان در استفاده از امکانات و زندگی متعادل و عادلانه در کنار سایرین به رسمیت شناخته می‌شود، افرادی که با محدودیت‌های جسمی- حرکتی روبرو هستند، بدلیل عدم پیش‌بینی تمهیدات مناسب در شبکه‌های حمل و نقل شهری، فضاهای عمومی و حتی در خانه‌ها و واحدهای مسکونی، درحضور فعال درعرصه‌های اجتماعی و خانوادگی با مشکلات بسیاری مواجه‌اند. آماده سازی و مناسب نمودن محیط‌های زندگی افراد دارای کم توانی، بویژه خانه‌های آنها، نیازمند طیف وسیع‌تری از اقدامات و روش های کارآمدتر و پیچیده‌تر می‌باشد. از زمان‌های دور داشتن سرپناه و مسکن برای بشر یک نیاز بوده است، اهمیت مسکن چنان است که تمامی دولت‌های کوچک و بزرگ را در تمامی کشورها با هر سیستم حاکمیتی به تکاپووا داشته است و در راس برنامه‌های این حوزه، مسئول و نهادی سازمان یافته قرار گرفته است، به نحوی که در قوانین از این مهم به عنوان نیاز اساسی نام برده شده است. لذا افراد دارای کم توانی نیز باید بتوانند با حداکثر استقلال ممکن، رها از محدودیت‌های ناشی از کم توانی‌شان و به دوراز فشار قیودی که افراد عادی اجتماع از آن فارغ هستند، زندگی کنند اما در حال حاضر با توجه به تعداد قابل توجه افراد دارای کم توانی در جامعه، در بیشتر خانه‌ها، بخصوص ساختمان های آپارتمانی که به صورت انبوه و حداقل ساخته می‌شوند، نیازهای فیزیکی، فضایی و حرکتی این قشر مد نظر قرار نمی‌گیرد. بنابر این آنچه مسکن اجتماعی به این گونه افراد عرضه می‌دارد، گزینه‌های محدودی برای انتخاب محل سکونت و مکانهای ارتباطات اجتماعی‌شان است، که باعث هرچه بیشتر منزوی شدن آنها و محروم ماندن جامعه از بهره‌وری این افراد می‌گردد، و این بر خلاف عقیده کلی شهروندان مبنی بر لزوم مشارکت تمامی افراد با هر نوع محدودیت جسمی، در جامعه به عنوان یک عضو اجتماع مانند دیگر افراد عادی می‌باشد. تأمین مسکن و سرپناه مناسب برای آحاد جامعه و به خصوص اقشار نیازمند، در قوانین رسمی کشور به کرّات مورد توجه قرار گرفته است. علاوه بر اینکه در اصل چهل وسوم قانون اساسی برای تأمین استقلال اقتصادی جامعه و ریشه کن کردن فقر و محرومیت و برآوردن نیازهای انسان در جریان رشد، یکی از نیازهای اساسی، تأمین مسکن برای همگان دانسته شده است، اصل ۳۱ قانون اساسی نیز، به طور کامل به این مهم اختصاص یافته. و ضمن تأکید بر حق هر فرد و خانوار ایرانی برای داشتن مسکن متناسب با نیاز، دولت موظف شده است که با رعایت اولویت برای کسانی که نیازمندترند، به خصوص دهک‌های پایین جامعه، زنان سرپرست خانوار و افراد دارای کم توانی نیازمند، زمینه اجرای این اصل را فراهم آورد.
از این رو افراد دارای کم توانی از جمله گروه‌هایی هستند که با توجه به مشکلات و موانع خاص خود نیازمند حمایت و توجه ویژه مسئولین بویژه در بخش مسکن می‌باشند. و این امر باید بتواند در راستای دستیابی به اهداف ماده ۴ آئین نامه چتر ایمنی رفاه اجتماعی، ماده ۲ سند کاهش فقر و هدفمند سازی یارانه‌ها و ماده ۹ قانون حمایت از حقوق افراد دارای کم توانی، افراد و خانوارهایی را که تحت پوشش سازمان بهزیستی قرار دارند، را مورد توجه قرار بدهد.
تئوری‌ها و مبانی نظری تحقیق
تعاریف مربوط به کیفیت زندگی
شناخت، اندازه گیری و بهبود کیفیت زندگی از اهداف عمده محققان، برنامه ریزان و دولت‌ها در چند دهه اخیر بوده، این عرصه علمی و تحقیقاتی که مورد توجه بسیاری رشته‌ها از جمله جامعه شناسی، روان شناسی، اقتصاد، پزشکی و… است. به یکی از موضوعات مورد علاقه اجتماعی تبدیل شده است. بسیاری از محققان بر این باورند که کیفیت زندگی مفهومی چند وجهی، نسبی، متأثر از زمان، مکان، ارزش‌های فردی و اجتماعی است. از این رو می‌توان گفت که کیفیت زندگی سازه‌ای چند بعدی، متشکل از شرایط عینی زندگی و بهزیستی ذهنی[۲۳] می‌باشد. بعد عینی وضعیت ظاهری و مملوس زندگی را نمایش می‌دهد و بعد ذهنی شامل ادارکات و ارزشیابی‌های افراد از وضعیت زندگی شان می‌باشد. در این پژوهش فرض ما بر این است که کیفیت زندگی تابعی از چگونگی تأمین نیازهای انسانی و میزان رضایت افراد از نحوه بر آورده شدن نیازهایشان است. در ضمن علاوه بر شناخت وضعیت موجود کیفیت زندگی زنان دارای کم توانی بر اساس پرسشنامه کیفیت زندگی WHO تاثیر برخی عوامل اقتصادی و اجتماعی مؤثر بر کیفیت زندگی زنان دارای کم توانی بررسی و مطالعه خواهد شد تا سیاست گذاران و مسئولان، اثر گذاری و کارایی سیاست‌های فعلی خود را ارزیابی کرده و سیاست‌های جدید مورد نیاز را طراحی کنند.
واژه کیفیت زندگی نخستین بار توسط پیگو[۲۴] در سال ۱۹۲۰در کتابی در مورد اقتصاد و رفاه مورد استفاده قرار گرفت. وی در آن کتاب در مورد حمایت دولت از اقشار پایین جامعه و تأثیر آن بر روی زندگی آنها و سرمایه‌های ملی به بحث پرداخته بود. این مطلب تا بعد از جنگ جهانی مسکوت ماند تا اینکه در اثر دو حادثه مهم مجددا مورد توجه قرار گرفت: اول تعریف سازمان جهانی بهداشت از سلامت (آسایش کامل جسمی، روانی و اجتماعی) که باعث بحث‌های زیادی درباره اندازه پذیری سلامت و اندازه گیری آن شد. دوم افزایش نابرابری‌های اقتصادی جوامع غربی و سایر جوامع به دلیل پی آمدهای جنگ جهانی و پیشرفت‌های علوم انسانی و علوم تجربی که موجب تحرکات اجتماعی و در نتیجه ابتکارات سیاسی گردید. (خالصی، ۱۳۸۶: ۳)
در ابتدا کیفیت زندگی بیشتر به شاخص‌های مادی نسبت داده می‌شد و معرف اصلی سنجش آن تولید ناخالص ملی GNP بود ولی به مرور زمان با توجه به انتقادات وارد شده به این شاخص‌ها بدلیل عدم در برگیری سایر مولفه‌های زندگی این مفهوم توسط جی.کی.گالبریت[۲۵] مجدداً مورد باز تعریف قرار گرفت و ارزش‌های غیر مادی در حیطه‌های اجتماعی- سیاسی ومحیطی در آن لحاظ گردید.
مفهوم کیفیت زندگی در اواخر دهه ۱۹۶۰ و اوایل دهه ۱۹۷۰ به عنوان بخشی از شاخص‌های زندگی اجتماعی پا به میدان گذاشت(هیلیپس، ۲۰۰۶). این رویکرد دیگر توسعه را معادل رشد اقتصادی نظیر رشد تولید ناخالصی ملی، تولید ناخالص داخلی و درآمد نمی‌دانست بلکه تاکید خود را بر رشد شاخص‌های اجتماعی و بهبود شرایط زیست یا به عبارت دیگر بهزیستی انسان قرار داد.
مبحث کیفیت زندگی در دهه‌ های گذشته موضوعی چالش برانگیز بوده در تصورات سنتی معمولا شاخص‌های اقتصادی در برگیرنده رفاه و آسایش محسوب می‌شده، تا دهه ۱۹۷۰ کیفیت زندگی معطوف به انگاره‌های مادی و پیامد رشد اقتصادی در نظر گرفته می‌شد. در پی ظهور آثار منفی رشد اقتصادی و پیدایش نظریه توسعه پایدار کیفیت زندگی پنداشتی اجتماعی‌تر پیدا کرد. دهه ۱۹۹۰ بحث کیفیت زندگی اجتماعی با تاکید بر سازه‌های اجتماعی نظریه سرمایه اجتماعی، همبستگی اجتماعی، عدالت اجتماعی و مطرودیت اجتماعی مطرح گردید. در اوایل دهه ۱۹۹۰ سازمان ملل، گزارش توسعه را با رویکرد به توسعه انسانی منتشر کرد و از اواسط این دهه در اهداف توسعه تغییراتی اساسی حاصل گردید و بهزیستی اجتماعی و کیفیت زندگی در راس اهداف توسعه قرار گرفتند این تغییرات پارادایمی با تعیین اهداف توسعه هزاره[۲۶] که بر مسائل اجتماعی نظیر آموزش، فقر زدایی، بهداشت، محیط زیست، برابری جنسیتی و مشارکت تاکید دارد، صورت گرفت. در بسیاری از مطالعات ارائه وضعیت سلامت و وضعیت عملکرد مترادف با این واژه بکار گرفته شده است. برخی کیفیت زندگی را در رابطه با سطح خوشحالی و رضایت مندی مطرح کرده اند (پارسی[۲۷]، ۱۹۹۴) اصطلاح کیفیت زندگی می‌تواند به صورت حیطه‌های جسمی، روانشناختی، اجتماعی و معنوی که بوسیله تجارب، عقاید، انتظارات و احساسات فرد تحت تآثیر قرار می‌گیرد، تعریف شود. (رسولی، ۱۳۸۵: ۲۳)
در لغت نامه‌ها نیز کیفیت زندگی یک مفهوم مثبت را در بر می‌گیرد، فرهنگ نامه انگلیسی کولینز
(۱۹۸۶) کیفیت زندگی را به صورت زیر تعریف کرده است:
۱ - خصوصیتی ویژه و شایسته و تمایز دهنده ۲ – خصوصیت اساسی یا ذاتی هر چیز، در محافل عمومی بیشتر تعریف اول و در تحقیقات بهداشتی و اجتماعی بیشتر تعریف دوم منظور می‌باشد.(فارگوهر[۲۸]، ۱۹۹۵)
کیفیت زندگی امری است نسبی و متاثر از زمان و مکان و نمی‌توان برای آن تعریف مطلق و جهانی ارائه داد، هم چنین کیفیت زندگی ضمن دارا بودن ابعاد عینی و وابستگی به شرایط عینی و بیرونی، امری است ذهنی و درونی و در نتیجه به تصورات و ادراکات فرد از واقعیت زندگی بستگی دارد. بنظر میرسد که کیفیت زندگی پارادایمی است که با پارادایم‌های توسعه پایدار و دیدگاه‌های جدید و نوین به توسعه انسانی بیشتر مرتبط است تا با پارادایم‌های متعارف اقتصاد و توسعه سنتی.
مرکز ارتقاء سلامت دانشگاه تورنتو، کیفیت زندگی را امکانات، فرصت‌ها و محدودیت‌هایی که هر فرد در زندگی خود دارد و نشان دهنده تعامل عوامل انسانی و محیطی می‌باشد تعریف می‌کند.
در بررسی‌های شالوک (۱۹۹۴) بیشترین معیارهای مورد ارزیابی قرار گرفته در کیفیت زندگی شامل زندگی خانوادگی و اجتماعی، منابع مالی، اشتغال، میزان مالکیت و حمایت‌های اجتماعی (خانواده و دوستان) وضعیت سلامت، کنترل شخص، انتخاب و تصمیم گیری می‌باشد. موارد دیگری نیز مانند وضعیت اجتماعی و مالی، اشتغال، وابستگی، توانایی ایجاد و حفظ ارتباط، میزان رشد فردی و توانایی سازندگی مطابق نظر وی از تعیین کننده‌های کیفیت زندگی می‌باشد. (زارعی ۱۳۸۷: ۲۵)
محققین دیگر اهدافی شامل سلامت فردی، کنترل محیط فیزیکی، روابط متقابل اجتماعی و توانایی تصمیم گیری شخصی، محدوده‌های اشتغال، اوقات فراغت، عضویت در انجمن‌ها و ارتباطات خانوادگی را برای بررسی کیفیت زندگی در نظر گرفته اند (همان منبع: ۲۶)
پارمنتر (۱۹۹۲) سه جزء کیفیت زندگی را چنین بیان می‌کند:
اول: درک فرد از خویش مثل شناخت عاطفه و سبک زندگی.
دوم: رفتار فرد در پاسخ به محیط‌های اکولوژیکی که وی را متأثر می‌کند مثل رفتارهای عملکردی نظیر مشارکت‌های اجتماعی، رفاه مادی و و سازش با محیط و دسترسی به امکانات
سوم: پاسخ‌هایی که ممکن است محیط در فرد ایجاد کند مثل اثرات اجتماعی نظیر نگرش‌ها، ارز ش‌ها، دیدگاه‌های سیاسی و اقتصادی و… (صفری، ۱۳۸۳: ۲۵)
مطالعاتی که در فنلاند انجام شده روی تجربیات درونی تاکید دارد، نتیجه این مطالعات نشان می‌دهد که توصیف شادی و یا رفاه ذهنی قطعاً در ارتباط با تعبیر افراد از شرایط زندگی می‌باشد.
میشل پاول(۲۰۰۳) معتقد است که کیفیت زندگی به شدت از زمان ومکان تاثیر می‌پذیرد و عوامل تشکیل دهنده اش با توجه به دوره زمانی و مکانی فرق خواهند کرد. کینگ و هیندس[۲۹](۱۹۹۸) نیز بیان می‌کنند که کیفیت زندگی مفهومی است که در طی زمان تغییر می‌یابد. معمولا یک وجه مفهوم در محتوای اجتماعی بیان می‌گردد و آن تطابق پیدا نمودن در حیطه استفاده از مراقبت‌های بهداشتی است و فاکتور‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی به عنوان فاکتور‌های مؤثر در اهمیت کیفیت زندگی همانند پی آمد در مراقبت‌های بهداشتی شناخته شده اند.
در همین رابطه آنان چهار بعد را برای کیفیت زندگی بیان می‌کنند که عبارتند از: رفاه جسمی، رفاه روانی، رفاه اجتماعی و رفاه معنوی این ابعاد از کتاب کیفیت زندگی کینگ و هیندس انتخاب شده است.
در بعد رفاه جسمی: قدرت و خستگی، علائم بیماری، خواب و استراحت، سلامت جسمانی، باروری
در بعد رفاه روانی: اضطراب و افسردگی، لذت بردن، ترس از عود بیماری، شناخت و توجه، فشارهای روانی مربوط به تشخیص و درمان
دربعد رفاه اجتماعی: فشارهای خانوادگی، نقش‌ها و ارتباطات عاطفی، عملکرد جنسی، وضعیت مالی و شغلی
در بعد رفاه معنوی: مذهب، تعالی نفس، امید، ایمان و قوت قلبی(خالصی، ۱۳۸۶: ۶۲)
در سال‌های اخیر در کشورهای در حال توسعه، برنامه‌هایی برای ارزیابی کیفیت زندگی شکل گرفته اند. این برنامه‌ها بر دو دیدگاه عینی و ذهنی مبتنی می‌باشند. در دیدگاه عینی فرض می‌شود که سلامت، محیط مادی (فیزیکی)، در آمد، مسکن و سایر شاخص‌های کمی و قابل مشاهده مربوط به امور واقعی زندگی فرد، کیفیت زندگی او را منعکس می‌کنند با وجود این ارزیابی کیفیت زندگی تنها بر اساس شاخص‌های عینی[۳۰] مشکل آفرین خواهد بود و اندازه گیری‌های عینی تفاوت‌های فرهنگی و برداشت‌های ذهنی از کیفیت زندگی را در نظر نمی‌گیرند.(میرزاحسینی، ۱۳۸۲: ۳۳). البته دیدگاه ذهنی نقاط ضعف مشخصی دارد. سطح بهزیستی یا رضایت از زندگی اصولا به تفاوت بین نیاز‌های فرد یا سطح انتظارات و ملاک‌های او برای زندگی و وضعیت واقعی او بستگی دارد، اگر کیفیت زندگی تنها بر اساس رضایت ذهنی[۳۱] از زندگی ارزیابی شود و وضعیت واقعی[۳۲] زندگی و نیاز‌ها و ملاک‌های فرد برای زندگی مد نظر قرار نگیرد نتایج بدست آمده، سؤال برانگیز خواهد بود. یک فرد دارای کم توانی که به تنهایی قادر به حرکت نیست یا به دلیل کم توانی واقعی خود بر اساس مقیاس فعالیت‌های روزمره امتیاز کمی را بدست می‌آورد. با این حال ممکن است او با این کم توانی کنار آمده و به قدری در زمینه حرکتی (مثلا مهارت در ویلچررانی) و در زمینه روانشناختی (مثلا کاهش سطح نیازها با مقایسه زندگی فعلی خویش با افرادی که از لحاظ کیفیت زندگی در شرایط بدتری هستند) این نقص را جبران نماید و سطح رضایت مندی وی از زندگی در حد متوسط قرار گیرد (همان منبع: ۶)
در این بخش به تئوری ها، رویکرد ها، مدل ها وبرخی نظریه های مطرح در زمینه کیفیت زندگی و رویکرد های مرتبط با کم توانی پرداخته خواهد شد.
رویکردهای مرتبط با کیفیت زندگی
در بخش‌های مختلف دنیا نظریه‌ها ورویکرد‌های متفاوتی در خصوص کیفیت زندگی وتعریف‌های مربوط به آن وجود دارد که هر یک بر ابعاد خاصی تاکید می‌کنند.
رویکرد اسکاندیناوی: این رویکرد در کشور‌های اسکاندیناوی طرفداران زیادی داشته است وتوسط جان درینوسکی[۳۳] و ریچارد تیتموس[۳۴] بوجود آمده است.در این رویکرد بر شرایط عینی زندگی و تعیین کننده‌های مرتبط با آنها تاکید شده و کیفیت زندگی و رفاه افراد از طریق ارضاء نیاز‌های اولیه زندگی مشخص می‌شود. این رویکرد بر بسیاری از پروژه‌های اجتماعی سراسر دنیا اثر گذار بوده. (فرخی، ۱۳۸۶: ۱۹)
رویکرد امریکایی: در بیشتر تحقیقاتی که در امریکا بر روی کیفیت زندگی انجام شده محققان بیشتر به تجارب ذهنی افراد در زندگیشان توجه کرده اند. وبر معرف‌های ذهنی تاکید نموده اند. از تاثیر گذاران این رویکرد می‌توان به روانشناس اجتماعی دبلیو- ای - توماس[۳۵] اشاره کرد. در این رویکرد رضایتمندی[۳۶] و خوشبختی[۳۷] بعنوان معرف‌های اصلی سنجش کیفیت زندگی به کار برده می‌شود. طرفداران این دیدگاه معتقدند که شهروندان بهترین قضاوت کنندگان در خصوص موقعیت زندگی خود می‌باشند و بیان می‌کنند که کیفیت زندگی را باید از دریچه چشم بیننده مشاهده نمود (همان: ۲۲)
رویکرد اروپایی: ارزیابی کیفیت اجتماعی:[۳۸] این مفهوم ابتدا در سال ۱۹۹۷ در اتحادیه اروپا، دردوران ریاست آلمان مطرح شد. گروهی از متخصصان علوم اجتماعی در آمستردام گرد هم آمدند و ارتباط بین سیاست اجتماعی و کیفیت زندگی را مورد بررسی قرار دادند. آنها بیان داشتند که ما باید جامعه‌ای داشته باشیم که از نظر اقتصادی موفق باشد، اما در همان حال باید بتواند عدالت اجتماعی و مشارکت را برای شهروندان ارتقاء دهد. واین امر باید بعنوان پیامد پیشرفت اجتماعی- اقتصادی و سیاسی در اروپا در نظر گرفته شود. همان گروه در سال ۱۹۹۸ تصمیم به تاسیس اتحادیه اروپایی کیفیت اجتماعی گرفت، آنان بیان نمودند که کیفیت اجتماعی باید بعنوان یک اصل یا معیار علمی در نظر گرفته شود. آنها کیفیت زندگی را اینگونه تعریف کردند: توسعه‌ای که در آن شهروندان قادر باشند در زندگی اجتماعی- اقتصادی وارتباطاتشان مشارکت کنند. شاخص‌های مورد نظر آنان شامل موارد زیر بود:
درجه حضور در جامعه
انسجام و همبستگی اجتماعی

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 39
  • 40
  • 41
  • ...
  • 42
  • ...
  • 43
  • 44
  • 45
  • ...
  • 46
  • ...
  • 47
  • 48
  • 49
  • ...
  • 83
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

مجله علمی سارینا - مجله علمی و آموزشی

 رابطه عاشقانه سالم
 نجات خرگوش بیمار
 استفاده مؤثر ChatGPT
 نژادهای غول‌پیکر سگ
 تبدیل اختلاف به فرصت
 تدریس آنلاین انگلیسی
 نوشتن عناوین جذاب
 فروش فایل آموزشی آنلاین
 درآمد ترجمه هوش مصنوعی
 خلق محتوای جذاب
 درآمد از بازی آنلاین
 ویدئو تبلیغاتی هوش مصنوعی
 تکنیک درآمد آنلاین
 بهبود رتبه سایت
 سویا برای سگ‌ها
 داروی استفراغ سگ
 وابسته کردن خرگوش
 سئو کلاه سفید
 نشانه رابطه سالم
 سرلاک پرنده ضروری
 غذای طوطی ملنگو
 رازهای نژاد کورگی
 فروش دوره آموزشی
 پست شبکه اجتماعی هوش مصنوعی
 تربیت خرگوش
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • دانلود مقالات و پایان نامه ها درباره ارزیابی برخی الگوریتم‌های کنترل همروندی در سیستم مدیریت پایگاه داده‌ها، از طریق مدل‌سازی ...
  • راهنمای نگارش پایان نامه درباره بررسی تاثیرات هوش مذهبی در استرس شغلی (مطالعه موردی کارکنان ...
  • تحقیقات انجام شده در رابطه با بررسی رابطۀ ویژگیهای شخصیتی وسلامت روان دربین دانش آموزان مقطع ...
  • مطالب پایان نامه ها درباره طراحی وضعیتی امن برای بکار گیری اینترنت اشیا در صنعت ...
  • دانلود منابع تحقیقاتی برای نگارش مقاله سعدی از زبان سعدی- فایل ۲۳
  • بهینه سازی ظرفیت ترافیک شبکه جاده ای شهری با افراز ...
  • تحلیل اثرات حضور آمریکا در عراق و نقش آفرینی ژئوپلیتیکی‎ایران- ...
  • راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی درباره کشف فرآیند بازگشت بیماران سوختگی به جامعه و ارائه یک ...
  • پروژه های پژوهشی درباره :ارتباط علّی شایستگی با خودکارآمدی رهبری در مربیان ورزشی زن والیبال استان تهران- ...
  • راهنمای نگارش پایان نامه در مورد بررسی میزان اثر بازدارنده‌ی عصاره و اسانس چای سبز بر علیه کلبسیلا نومونیه ...

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان