نرخ پس انداز در این الگو برون زا نیست و بنگاه های رقابتی سرمایه را اجاره کرده و برای تولید کارگر استخدام کرده و محصول را می فروشند و تعداد ثابت و زیادی خانوار همگن (شبیه هم) با عمر نامحدود نیروی کار عرضه کرده، سرمایه نگهداری نموده، مصرف و پس انداز می کنند و بازارها رقابتی و کامل می باشند و ارتباط میان متغیرها غیرخطی می باشد.
این الگو بر مبنای الگوی رمزی-کاس-کوپمن[۱۱۸] تدوین شده است.
تابع تولید و معادلات حرکت الگوی چو در ادامه آورده شده است:
(۳-۱)
(۳-۲)
(۳-۳)
(۳-۴)
که در آن:
K: انباشت کل سرمایه ی فیزیکی؛
Y: تولید کل؛
C: مصرف کل؛
H: انباشت کل سرمایه ی انسانی؛
S: انباشت کل سرمایه ی اجتماعی؛
Kδ: نرخ استهلاک سرمایه ی فیزیکی[۱۱۹]؛
Hδ: نرخ استهلاک سرمایه ی انسانی؛
Sδ: نرخ استهلاک سرمایه ی اجتماعی؛
A، E وP: پارامترهای بهره وری (برون زا) ؛
uS ،uH وuY : به ترتیب سهم انباشت سرمایه ی انسانی تخصیص داده شده به ایجاد سرمایه ی انسانی جدید، ایجاد و خلق سرمایه ی اجتماعی و تولید کالا است. حاصل جمع این پارامترها برابر یک است (uS+ uH+ uY=1)؛
α، ψ وσ: پارامترهای کشش هستند که در فاصله (۰،۱) قرار دارند. ψ اثر سرریز[۱۲۰] سرمایه ی اجتماعی بر تشکیل سرمایه ی انسانی می باشد. σ آثار خارجی سرمایه ی اجتماعی (اثر ذخیره ی سرمایه ی اجتماعی بر ساخت و شکل گیری سرمایه ی جدید) را اندازه گیری می کند و α کشش تولید می باشد.
معادلات ۳-۱تا ۳-۳، به ترتیب تغییر در انباشت سرمایه ی فیزیکی، سرمایه ی انسانی و سرمایه ی اجتماعی در هر نقطه از زمان هستند. تغییر در انباشت سرمایه ی فیزیکی برابر است با پس انداز (تولید منهای مصرف با سرمایه گذاری جدید برابر است) منهای استهلاک سرمایه ی فیزیکی و تغییر در انباشت سرمایه ی انسانی تابعی از کل سرمایه ی اجتماعی، میزان سرمایه ی انسانی تخصیص داده شده به انباشت سرمایه ی انسانی جدید و استهلاک سرمایه ی انسانی است. همچنین تغییر در انباشت سرمایه ی اجتماعی نیز تابعی از میزان کل سرمایه ی اجتماعی، سرمایه ی انسانی اختصاص داده شده به تولید سرمایه ی اجتماعی و استهلاک سرمایه ی اجتماعی است. معادله۴-۳ نیز تابع تولید بوده و تابعی از سرمایه ی فیزیکی و سرمایه ی انسانی اختصاص داده شده به تولید کالاهای نهایی می باشد.
هدف بنگاه، حداکثر سازی سود { این سود متعلق به خانوار ها می باشد} می باشد که به صورت زیر بیان می شود:
Max Akα(uYH)1-α-wYuYH-rKK
بنگاه با تعیین مقدار بهینه ی K و uyسود را حداکثر می کند و در حالت رقابتی قیمت عوامل تولید برابر با ارزش نهایی عوامل تولید است.
WY= (1-α) AkαuY-α rK=αAkα-۱uY1-α
که در آن k=K/H می باشد.
تابع مطلوبیت کل خانوار در رابطه (۳-۵) آمده است و با توجه به محدودیت، آن را حداکثر می کند:
(۳-۵)
که متغیرها عبارتند از:
ρ: نرخ ترجیح زمانی (نرخ تنزیل: هرچه خانوار ارزش کمتری به مصرف آتی نسبت به مصرف جاری داشته باشد این مقدار بزرگتر خواهد بود)؛
θ: نرخ هموار کننده ی مصرف (ضریب ریسک گریزی نسبی)؛
wH: نرخ دستمزد نیروی کار در بخش سرمایه ی انسانی؛
wY: نرخ دستمزد بخش تولید کالاهای نهایی؛
rk: قیمت کالای سرمایه ای (اجاره)؛
rKk : درآمد و دارایی خانوار و
pH: قیمت یک واحد سرمایه ی انسانی جدید می باشد.
خانوار در هر نقطه از زمان ترکیب میان مصرف و پس انداز را طوری اختیار می کند که مطلوبیت عمر خود را حداکثر کند. سرمایه ی اجتماعی کالایی عمومی می باشد و آثار خارجی[۱۲۱] آن باید درونی شود. علاوه بر این، فرض می شود که خدمات آموزشی قیمت گذاری شده اند؛ بنابراین، هزینه های فراهم کردن این خدمات کاملاً پوشش داده می شود که به صورت PHH=wHuHH می باشد. توابع تولید سرمایه ی انسانی و سرمایه ی اجتماعی، بازده ی ثابت نسبت به مقیاس دارند که این فرض برای وضعیت پایا ضروری می باشد.
سرمایه ی اجتماعی(s) با کششψ، در رابطه (۳-۲)، باعث افزایش انباشت سرمایه ی انسانی می شود و هرچه مقدار کشش بیشتر باشد تأثیر آن بر ایجاد سرمایه ی انسانی بیشتر می شود و این انگیزه را به وجود می آورد که سهم بیشتری از سرمایه ی انسانی را به ایجاد سرمایه ی اجتماعی اختصاص دهیم.
در وضعیت پایا، تمامی نسبتهای (مقدار سرانه ی متغیرها) k=K/H ,s=S/H ,c=C/H ,y=Y/H ثابت می باشند. با حل الگو، سهم بهینه ی انباشت سرمایه ی انسانی{که جهت ایجاد سرمایه ی انسانی و سرمایه ی اجتماعی اختصاص داده می شود} و همچنین مقدار بهینه ی سرمایه ی اجتماعی سرانه، سرمایه ی فیزیکی سرانه، مصرف سرانه و درآمد سرانه به صورت زیر خواهد شد:
که در آن
٭Hγ: نرخ رشد اقتصادی در وضعیت پایا؛
: سهمی از انباشت سرمایه ی انسانی که به انباشت سرمایه ی اجتماعی اختصاص داده می شود و در راه حل رقابتی، میزان آن کمتر از راه حل نظری برنامه ریز اجتماعی[۱۲۲] می باشد؛
: سهمی از نیروی انسانی است که به ایجاد سرمایه ی انسانی جدید اختصاص داده می شود و هرچه ψ (اثر سرریز سرمایه ی اجتماعی بر ایجاد سرمایه ی انسانی) بزرگتر باشد، سهمی از نیروی انسانی که به ایجاد سرمایه ی انسانی اختصاص داده می شود کمتر است زیرا در این وضعیت، سرمایه ی اجتماعی اثر مضاعفی (اثر بر انباشت سرمایه ی اجتماعی جدید و انباشت سرمایه ی انسانی) دارد و سهم بیشتری از سرمایه ی انسانی را به ایجاد سرمایه ی اجتماعی اختصاص می دهیم.
در الگوی ارائه شده توسط چو (۲۰۰۶)، نرخ رشد اقتصادی و نسبت درآمد به سرمایه نسبت به الگوهایی که سرمایه ی اجتماعی را لحاظ نکرده اند، بزرگتر می باشد.
هرچه کالای سرمایه ی اجتماعی عمومی تر باشد{ یعنی به عنوان یک کالای عمومی بیشتر در نظرگرفته شود}، اثر بزرگتری بر نرخ رشد اقتصادی دارد. به دلیل بازده ثابت نسبت به مقیاس، ارتباط بین نرخ رشد اقتصادی و کشش سرمایه ی اجتماعی در معادله ی سرمایه ی انسانی (ψ) در حالت پایاU شکل می باشد. به عبارتی، نرخ رشد اقتصادی در مقادیر خیلی بزرگ یا خیلی کوچک این کشش، بزرگتر است.
لازم به ذکر است که این الگو جهت توجیه مبانی نظری نحوه ی تأثیر سرمایه ی اجتماعی بر سرمایه ی انسانی است و از این الگو جهت کار تجربی در کشورمان استفاده نمی شود.
جمع بندی
به طور خلاصه در الگوی چو(۲۰۰۶) سرمایه ی اجتماعی به عنوان کالای عمومی در نظر گرفته شده است که آثار خارجی دارد و آثار خارجی آن باید درونی شود. همچنین خانواده ترکیب میان مصرف و پس انداز را طوری انتخاب می کند که مطلوبیت کل خود را حداکثر کند. در نهایت هرچه ی سرمایه ی اجتماعی به عنوان یک کالای عمومی وجهه بیشتری داشته باشد در ایجاد سرمایه ی انسانی تأثیر بیشتری دارد و اثر آن بر سرمایه ی انسانی مثبت است و باعث افزایش رشد اقتصادی می گردد.
۳-۳-۲- تأثیر سرمایه ی انسانی بر سرمایه ی اجتماعی