مفهوم SCM2.0 که از فرایند جهانی سازی و تخصصی سازی نشات گرفته به توصیف تغییرات زنجیره تامین و تکامل فرایند ها، روش ها و ابزار مدیریت زنجیره تامین در دوره جدید می پردازد.
Web 2.0 شیوه ای در زمینه استفاده از شبکه گسترده جهانی بوده که هدف آن افزایش میزان خلاقیت، به اشتراک گذاری اطلاعات و همکاری کاربران است. ویژگی اصلی آن کمک به بررسی حجم گسترده ای از داده برای یافتن اطلاعات و همکاری کاربران است. این یعنی مفهوم گذرگاه و SCM2.0 از این مفهوم در زنجیره تامین استفاده می کند. این مسیری به سوی نتایج SCM است. ترکیبی از فرایند ها، روش ها، ابزار و نحوه عرضه به منظور هدایت سریع شرکت ها به سمت نتایج مورد نظرشان. زیرا عواملی مانند اثرات رقابت جهانی، در نظر گرفته شدن قیمت به عنوان مبنای رقابت، قیمت تصاعدی نفت، عمر کوتاه مدت محصولات، تخصصی سازی گسترده، واگذاری کار به دیگر شرکت های داخلی یا خارجی و کمبود مهارت موجب افزایش سرعت و پیچیدگی زنجیره تامین می شوند.
ادغام فرایند تجاری زنجیره تامین
یک مدیریت زنجیره تامین نیازمند تغییر از مدیریت عملکرد فردی افراد به ادغام عملکرد ها در فرایند های اصلی زنجیره تامین می باشد. در اینجا یک مثال را مطرح می کنیم: بخش خرید، سفارشات خود ار به صورت نیازمندی هایی مطرح می کند. بخش بازاریابی به در خواست مشتری پاسخ داده، با چند عرضه کننده و خرده فروش در ارتباط بوده و تلاش می کند تا این درخواست را اجرا کند. تنها با ادغام فرایند می توان از اطلاعات به اشتراک گذاشته شده بین اعضای زنجیره تامین استفاده نمود(ویکی پدیا،۲۰۰۸).
ادغام فرایند تجاری زنجیره تامین عبارت است از: همکاری خریدار و عرضه کننده، تولید مشترک محصول و اطلاعات و سامانه های مشترک. ایجاد یک زنجیره تامین یکپارچه به تبادل مداوم اطلاعات نیاز داشته که این نیز به نوبه خود به تولید بهترین محصول کمک می کند. با این وجود مدیران بسیاری از شرکت ها به این نتیجه رسیده اند که بهینه سازی تولید یک محصول بدون استفاده از روش فرایند در رابطه با تجارت امکان پذیر نیست فرایند های اصلی زنجیره تامین که توسط لامبرت مطرح شده اند عبارتند از:
مدیریت روابط مشتری
مدیریت خدمات مشتری
مدیریت تقاضا
انجام سفارشات
مدیریت جریان تولید
مدیریت روابط عرضه کننندگان
تولید و تجاری سازی محصول
مدیریت درآمد
می توان تعدادی دیگر از فرایند ای تجاری زنجیره تامین را نیز به موارد مطرح شده توسط لامبرت اضافه نمود، برای مثال:
مدیریت خدمات مشتری
آماده سازی
تولید و تجاری سازی محصول
مدیریت و پشتیبانی از جریان تولید
عرضه کالا
واگذاری و مشارکت
سنجش نحوه عملکرد(لامبرت و همگاران،۲۰۰۴).
فرایند مدیریت خدمات مشتری
فرایند مدیریت روابط مشتری با ارتباط موجود بین سازمان و مشتری آن سر و کار دارد. بخش خدمات مشتری منبعی از اطلاعات مربوط به مشتری را ارائه داده و بر اساس فرایند تولید و عرضه شرکت اطلاعاتی را در مورد تاریخ های احتمالی و دسترسی به محصولات در اختیار قرار می دهد. سازمان های موفق در مورد روابط مشتری از تمهیدات زیر استفاده می کنند:
تعیین اهدافی که سازمان و مشتری بر سر آن به توافق رسیده اند
ایجاد و حفظ رابطه دوستانه با مشتری
ایجاد احساس مثبت در سازمان و مشتری(ویگی پدیا،۲۰۰۸).
فرایند آماده سازی
عرضه کنندگان با بهره گرفتن از طرح های راهبردی از مدیریت تولید و توسعه محصولات جدید پشتیبانی می کنند. در شرکت هایی که فعالیت به صورت بین الملی انجام می شود یافتن منابع نیز باید بر اساس مبنای جهانی صورت گیرد. نتیجه مطلوب، یک رابطه برد- برد بوده که در آن هر دو طرف سود برده و مدت زمان طراحی و تولید محصول کاهش پیدا می کند. به علاوه عمل خرید نیز باعث بوجود آمدن سامانه های ارتباطی سریعی مانند سامانه تبادل الکترونیکی داده ها و ارتباط اینترنتی برای تبادل هرچه سریع تر نیازمندی ها می شود. اقدامات مربوط به دریافت محصول و مواد از عرضه کنندگان خارجی نیازمند برنامه ریزی درمورد منابع، یافتن منابع عرضه، مذاکره، ارائه سفارش، انتقال کالا به داخل شرکت، ذخیره سازی، مدیریت و تضمین کیفیت می باشد. بسیاری از این اقدامات به هماهنگ سازی با عرضه کننده در رابطه با برنامه ریزی، تداوم عرضه، داد و سیتد تامینی و تحقیق در مورد منابع یا برنامه های جدید نیاز دارند(ویکی پدیا،۲۰۰۸).
تولید و تجاری سازی محصول
در اینجا مشتری و عرضه کننده باید در فرایند تولید محصول با یکدیگر همراه شوند تا مدت زمان داد و ستد کاهش پیدا کند. از آنجائیکه عمر مفید محصولات رو به کاهش بوده محصولات مناسب باید در مدت زمان کوتاه تری عرضه شوند تا قابلیت رقابت خود را حفظ کنند. مدیران فرایند تولید و تجاری سازی محصول باید اقدامات زیر را انجام دهند:
توجه به فرایند مدیریت روابط مشتری به منظور مشخص کردن نیازمندی های مطرح شده توسط مشتری
انتخاب مواد و عرضه کننده توام با فرایند آماده سازی
توسعه فناوری تولید در جریان تولید به منظور ایجاد و ادغام بهترین زنجیره تامین برای مجموعه بازار و محصول
فرایند مدیریت جریان تولید
فرایند تولید بر اساس پیش بینی های انجام شده به تولید و آماده سازی محصولات می پردازد. فرایند تولید برای پاسخگویی به تغییرات بازار باید انعطاف پذیر باشد و فرایند سفارشی سازی گسترده نیز در آن اجرا می شوند. هم چنین تغییر در فرایند جریان تولید موجب کاهش مدت زمان مورد نیاز شده و ا
ین برای مشتری به معنای پاسخگویی بهتر و نتیجه بخش بودن تقاضا است. اقدامات مربوط به برنامه ریزی، زمان بندی و پشتیبانی از فرایند تولید عبارتند از: ذخیره سازی در حین تولید، رسیدگی، حمل و نقل، زمان بندی اجزا، تهیه فهرست موجودی در محل تولید و حداکثر انعطاف پذیری ممکن در رابطه با سازماندهی تاخیرهای مربوط به فرلیند تولید و عرضه.(لامبرت و همگاران،۲۰۰۴).
عرضه کالا
این مقوله به ارائه خدمت یا محصول تکمیل شده به مشتری می پردازد. در این فرایند، مشتری مقصد نهایی کانال بازاریابی بوده و به دسترسی به محصول یا خدمت بخشی از فرایند بازاریابی است. به علاوه در فرایند عرضه کالا، زمان و مکان خدمات مشتری به بخش جدایی ناپذیر فرایند بازاریابی تبدیل شده و در نتیجه یک کانال بازاریابی را با مشتری مرتبط می سازد( برای مثال تولید کننده، عمده فروش و خرده فروش را به مشتری مرتبط می کند).
واگذاری/ مشارکت
این فرایند فقط شامل واگذاری مرحله آماده سازی مواد و اجزا نبوده بلکه در برگیرنده خدماتی بوده که در گذشته به صورت داخلی ارائه می شدند. استدال موجود در این روش به این صورت بوده، که شرکت بیش از پیش در زنجیره ارزش ها بر عملکرد های متمرکز می شود که مزیت خاصی داشته و سایر امور را واگذار می کند. چنین اقدامی در مراحل تهیه و توزیع دیده می شود که در آن ها حمل و نقل، ذخیره سازی و کنترل انباربیش از پیش به افراد متخصص یا شرکاء واگذار می شود. به علاوه مدیریت و کنترل این مجموعه از شرکاء و عرضه کنندگان به ترکیبی از مشارکت مرکزی و محلی نیاز دارد.
بنابراین تصمیمات راهبردی باید به صورت مرکزی و با نظارت و کنترل عملکردی عرضه کنند گان و ارتباط روزه مره با شرکاء انجام شود که به بهترین نحو ممکن به صورت محلی مدیریت می شود.
سنجش نحوه عملکرد
کارشناسان دریافتند که بین ادغام مشتری و تامین کننده، و سهم بازار و میزان سود رابطه محکمی وجود دارد. استفاده از توانایی های تامین کننده و تاکید بر دورنمای بلندمدت زنجیره تامین در روابط مشتری می تواند به نحوه عملکرد شرکت مربوط باشد. در حالی که اهمیت مهارت های مدیریتی در رابطه با ایجاد و حفظ مزایای رقابتی رو به افزایش بوده. اقدامات مدیریتی نیز از اهمیت بیشتری برخودار شده اند. زیرا تفاوت بین اقدامات سود آور و غیر سود آور بسیار ضعیف شده است. آقای کناریی (۱۹۹۸)این طور عنوان کرده که شرکت هایی که به سنجش جامع نحوه عملکرد می پردازند میزان بازده کل را افزایش می دهند. برطبق نظر کارشناسان، اطلاعات داخلی جمع آوری و برررسی شده توسط شکرت عبارتنداز :
هزینه
خدمات مشتری
بررسی میزان بازده
بررسی میزان دارایی
کیفیت
سنجش خارجی عملکرد بر اساس برداشت مشتری و معیار “بهترین روش” ، انجام شده و عبارت است از:
بررسی برداشت مشتری
معیار بهترین روش
مولفه های فرایند مدیریت زنجیره تامین عبارتند از:
استانداردسازی
تعویق
میگیرند «اگر بازارگرایی به سادگی فقط شامل مجموعه ای از فعالیت هاشود که کاملا از سیستم اعتمادی زیربنای خود منفک باشد آنگاه بدون توجه به فرهنگ سازی بازارگرایی رابراحتی در هر زمانی که بخواهیم می توانیم دریک سازمان پیاده سازی کنیم اما این چیزی نیست که در واقعیت قابل مشاهده باشد » بااین حال قابل ذکر است که عمده تخفیفات بازارگرایی که آنرا ازدیدگاه فرهنگی مورد مشاهده قرارداده اند بااینکه بادردرتعریف رویکرد فرهنگی داشته اند اما عموما آنرادرقالب رفتاری اندازه گیرتعریف نموده اند (cdeshp and e,Farley,gwebster,1993)cslaterg narver1994 ومولفه های پایه ای ترفرهنگ سازمانیرامورد توجه قر ارنداده اند، (Homburg plfesser,2000,p-449). مدل نارور و اسلیتر۱۹۹۰ نیزبازارگرایی را سازه ای معرفی می کند که متشکل ازسه مولفه ی رفتاری مشتری گرایی ،رقیب گرایی وهمکاری بین بخشی می باشد .پیش فرض اولیه که درنهاد این رویکرد وجود دارد این است که این رفتارها منعکس کننده ی فرهنگ سازمانی زیربنایی آن می باشد، (Nrver,sluter,otietje1998,p-235). به همین دلیل پیش ازاین رویکرد تمایزی بین لایه های مختلف فرهنگ سازمانی را برای درک درست مفهوم پیچیده آن حیاتی دانستند وبرآن تاکید ورزیده اند لذا این دوبا کمک گرفتن ازنظریات محققانی همچون تریس(Nrver,sluter,otietje1998,p-235) و بیز اوشاین ۱۹۹۲ فرهنگ بازارگرا را سازنده مشتمل بر چهار مولفه ی زیر تعریف نموده اند:
ارزش پایه ای مشترک در سطح کل شرکت که از بازارگرایی حمایت می کند .
هنجارهای سطح شرکت برای بازارگرایی
مصنوعات ،اشیا وابزارهای قابل درک بازارگرایی
رفتارهای بازارگرا
اکنون هریک ازاین چارمولفه رابرسی می کنیم .ابتدااینکه ادعا می شود که بعضی ازارزش های پایه ای مشترک این ادعا با این دومثال زیر نمایش داده می شود (مدل ۱-۲را ببینید )سازمان هایی که برای ارتباط باز داخلی ارزش قائل می باشند (Webster c.,1993) محتمل تراست که بازارگرا باشند زیرا که اطلاعات مربوط به بازار در دست مدیران بازاریابی محبوس نمی شود بلکه در درون سازمان جریان می یابد ، (Kohli & jawersky,1990). به عنوان مثالی دیگر ارزش مسئولیت پذیری کارکنان (Calori & samin, 1991) از تصمیم نا متمرکز حمایت کرده و بنابراین فرایند های سریع و بازارگرا را مورد حمایت قرارمی دهد. برخلاف هنجارها که درادامه بحث قرارمی گیرند درادامه مورد بحث قرارمی گیرند ارزش پایه ای مشترک را بعنوان عواملی که از بصورت غیر مستقیم از بازارگرایی حمایت می کنند تعریف می کنیم (Homburg & plfesser ,2000,p.451) دومین لایه ی فرهنگ بازارگرا هنجارهایی می باشند که رفتارهای بازارگرا را درون سازمان هدایت می کنند. بطور مشخص مابربازارگرایی بعنوان مثال اگرگشودگی درارتباطات داخلی مرتبط بابازارمی باشد .بعنوان مثالی دیگر ارزش اولیه مسولیت شناسی کارکنان که دربین همه کارکنان مشترک است هنگامی که تبدیل به هنجار می شود به شکل مسولیت شناسی کارکنان درامور مربوط به بازاردر درمی آید تفاوت بین هنجار ها وارزش ها این است که هنجارها رفتارها را درزمینه خاص هدایت می کننداما ارزش ها دستورالعمل های کلی ارائه می کنند، (Homburg & plfesser,2000,p.45). موضوع بحث درسومین لایه این است که کیفیت وشکل مصنوعات واشیا نشان دهنده وحکایتگرسطح بازارگرایی درسازمان می باشند.باتوجه به ادبیات مربوط به مصنوعات درچهار طبقه کلی به شرح زیر قرار میگیرند:
طبقه کلی به شرح زیر قرارمی گیرند:
حکایت ها وداستان ها
تنظیمات وترتیبات
مراسم و شعائر
زبان
داستان ها درسازمان عموما مربوط به رفتارهای استثنایی مدیریت ارشد در حوزه کاری ما،این داستان ها ممکن است شامل کارکنانی شود که رفتارهای مشتری گرایانه ایده ای داشته اند. به عنوان مثالی از تنظیمات و ترتیبات ، می توان ازوجود یک معبر ورودی دوستانه ومحوطه ی خوش آمدگویی مشتریان نام برد (Trice & Beyer, 1993). برای نمونه ای از مراسم و تشریفات بازارگرا می توان از داشتن مراسمی برای مشتریان (جلساتی برای دارندگان محصولات) یا جایزه های معمولی برای کارکنان مشتری گرا نام برد، (Trice & Beyer, 1993). آخرین طبقه ی مصنوعات ،زبان ویژه ی اعضا دردرون سازمان می باشد که با توجه به آن می تواند درجه ی بازارگرایی یک شرکت را مشخص کرد. به عنوان مثال ، شیوه ی گفتگویی که در طول جلسات سازمان ، مشتری محواست تادرمقایسه بازبانی که بیشتر به مسائل وتوانایی های درون سازمان اهمیت می دهد نشانگرسطح بالاتری ازبازارگرایی می باشد،(Homburg & Plfesser, 2000, p. 45). در چهارمین لایه ، که مربوط به رفتارهای رفتارهای بازارگرایی می باشد ازرفتارهایی که توسط می باشد ازرفتارهایی که توسط کوهلی و جاورسکی ۱۹۹۰ و کوهلی و جاورسکی و کومار ۱۹۹۳ پیشنهاد شده استفاده می کنیم .این رویکرد برسه مولفه ی رفتارهای بازارگرایی متمرکز شده است که عبارتند از تولید ونشرداخلی هوشمند ی بازاروژاسخگو بودن نسبت به آن درراستای مدل پیشنهادی شاین ۱۹۸۶، لایه های مختلف فرهنگ سازمانی ازهم تفکیک می شود.اولین لایه شامل ارزش های بنیادین مشترک می باشد که از بازارگرایی حمایت می کند. در دومین لایه این فرهنگ هنجارهای بازارگرای قراردارد.مصنوعات بازارگرا یی ورفتارهای بازارگرا،منعکس کننده ی لایه ی فرهنگ سازمانی بازارگرا می باشند.مدل ۲-۲ چهارچوب مفهومی فرهنگ چند لایه ای بازارگرایی رامشاهده تفاوت بین آنها در (Schein E. , 1992) میزان پدیداری این لایه ها می باشد. مصنوعات ورفتارهای بازارگرایی پیداو براحتی قابل مشاهده است. پدیداری هنجارها درسطح متوسط و ارزش های بنیادین مشترک درسطح پایینی می باشد.
مدل۲-۲ چهارچوب مفهومی فرهنگ چند لایه ای بازارگرا
(Homburg & Plfesser , 2000)
۹-۲- مروری بر مدل های بازارگرایی :
سومین موضوع در تحقیق ، مدل های بازارگرایی می باشد. دراین حوزه پیش نیازها وپیامدهای بازارگرایی مورد توجه قرارمی گیرد و همچنین متغیرهای میانجی یا تعدیل.
نتایج بازارگرایی: اگرچه مدت هاست که تاثیر مثبت بازارگرایی بر عملکرد بعنوان یک امر بدیهی پذیرفته شده است،حجم انبوهی از مطالعات امروزه رابطه بین درجات بازارگرایی با ابعاد مختلف عملکرد کسب و کار را بصورت تجربی مورد آزمودن قرارداده اند. این رابطه برای شرکت های بزرگ وشرکت های کوچک ،برای شرکت های تولیدی برای شرکت های بزرگ و شرکت های کوچک، برای شرکت های تولیدی وهمچنین شرکت های خدماتی ،شرکت های صنعتی و شرکتهای تولید کالا های مصرفی، برای سازمان های غیرانتفاعی وکشورهای صنعتی وکشورهایی با اقتصاد های درحال گذارانجام گرفته است، (van Raaij & Stoelhorst, 2008, p. 1270) با این که استثناعاتی دراین رابطه وجود داشته است ، اما اغلب یافته ها حاکی از این است که بین میزان درجه ی بازارگرایی بر عملکرد (مالی) کسب و کار و به طور ویژه بروی سهم بازار،سود آوری ومیزان فروش رابطه ای مثبت وجود دارد، (Jaworski & Kohli, 1993) (Kirca, Jayachandran, & Bearden, 2005) (Slater & Narver, 1994). اثربازارگرایی برعملکرد مالی مکررامورد مطالعه قرارگرفته است ،اما این عملکرد ازلحاظ فهومی وازلحاظ تجربی ناشی از نتایج مشتری ونتایج کارمندان می باشد. تئوری بازارگرایی ادعا می کند که سازمان های بازارگرا قادرند که مزیت اطلاعاتی شان رابه محصولات وخدمات ترجمه کنند که این موضوع ازنظر مشتریان مثبت ارزیابی می شود، (Woodruff, 1997). مطالعات اخیر ،شواهد تجربی ارائه کرده اند که بروجود اثرات مثبت بازارگرایی بر کیفیت درک شده مشتریان ،رضایت مشتریان و وفاداری مشتریان دلالت دارد،(Becker & Homburg, 1999) (Homburg & Plfesser, 2000) (Kirca, Jayachandran,& Bearden, 2005). همچنین نشان داده شده است که بازارگرایی نتایج مثبتی برکارکنان دارد. بازارگرایی ،طبق مطالعات روکرت ۱۹۹۲ اثر مثبتی بررضایت شغلی ،اعتمادرهبری تعهد سازمانی ، طبق مطالعات جاروسکی و کوهلی ۱۹۹۳ اثر مثبتی بر همدلی و همراهی بین کارکنان و تعهد سازمان ، وطبق مطالعات سیگوا و همکاران ۱۹۹۶ اثرمنفی براسترس شغلی واسترس نقشی و اثر مثبتی بر رضایت شغلی و تعهد سازمانی نیروی فروش دارد متغیرهای میانجی و تعدیل گربازارگرایی : متغیرهای متعددی بعنوان متغیرهای تعدیل گر در رابطه بین بازارگرایی وعملکرد معرفی شده اند که ازآن جمله می توان آشفتگی و اغتشاش بازار، آشفتگی و اغتشاش تکنولوژیکی ،شدت رقابت ،رشد بازاروقدرت خریداران رامی توان نام برد. نتایجی که از مطالعات مربوط به متغیرهای تعدیل گرحاصل شد،دوپهلودارای ابهام بود، بدین معنی که ازآنها نمی توان هیچ نتیجه گیری غالبی را انجام داد. ورن ۱۹۹۷ همهی ادبیات حاضر درزمان خود مورد بررسی قرارداده ودرنهایت نتیجه گرفت که متغیرهای تعدیل کننده اثراندکی بروی رابطه یبین بازارگرایی شرکت وعملکرد آن ایفا ء می کنند.کیرکاوهمکاران (۲۰۰۵)۲۱مطالعه ی تجربی که متغیرهای مداخله گر را درمدل تحقیق خود وارد کرده بودندمورد بررسی قراردادند وبه این نتیجه رسیدند که برای اثبات ادعای مداخله گربودن سه عامل آشفتگی بازار،آشفتگی تکنولوژیکی وشدت رقابت بررابطه ی بین بازارگرایی وعملکرد سازمان ،شواهد تجربی کافی وجود ندارد.
مطالعات دیگری برمتغیرهایی که رابطه ،بین بازارگرایی وعملکرد سازمان ،شواهد تجربی کافی وجود ندارد مطالعات دیگری برمتغیرهایی که دررابطه ی بین بازارگرایی وعملکرد میانجی گری می نمایند،انجام شده است .یکی ازموارد پرمدعای این متغیرهای میانجی ،نوآوری می باشد واینچنین استدلال می شود بدلیل اینکه سازمان های بازارگرا دارای مزیت دانش باشد واینچنین استدلال می شود بدلیل اینکه سازمان های بازارگرا دارای مزیت دانش نسبت به رقبای خود می باشند، این دانش به آنها کمک می کند که در فعالیتهای توسعه ی محصولات جدید بیشتر کارآمد باشند، (Han, Kim, & Srivastava, 1998). موفقیت درتوسعه ی محصولات جدید منجربه نتایجی مثبت برای کارکنان ،مشتریان ،وبطورکلی سازمان می شود .تحقیقات تجربی نیز این ادعا را ثابت کرده اند: آتاهنه گیما[۲۳] ۱۹۹۶ بین بازارگرای وسنجه های مختلف لبعاد نوآوری وعملکرد نوآوری اثرات مثبتی رامشاهده نمود . هان وهمکاران ۱۹۹۸دریافت که بازارگرایی تنها ازطریق نوآوری می باشد که برعملکرد تاثیر می گذارد ونه به که بازارگرایی تنها ازطریق نوآوری می باشد که برعملکرد تاثیر می گذارد ونه به صورت مستقیم .مطلعات و اسکوئز[۲۴] و همکاران ۲۰۰۱ و لانگراک وهمکاران ۲۰۰۴[۲۵] نتایج مشابهی رامبنی برعدم وجود رابطه مستقیم بین بازارگرایی وعملکرد واینکه بازارگرایی تنها از طریق کارایی درتوسعه ی محصولات جدید ونوآوری با عملکرد تاثیرمی گذارد،را گزارش نمودند.نقش واسطه ای نوآوری درتحقیق فراتحلیلی کیرکا و همکاران ۲۰۰۵ نیز مورد تایید قرار گرفت ، به این ترتیب که اوشواهدی تجربی رامبنی بروجود مسیری ازبازارگرایی به نوآوری به نتایج مشتری (وفاداری وکیفیت درک شده )به عملکرد رامشاهده نمود .این یافتهها،توصیه ها والزامات روشنی را برای تلاش های مربوط به پیاده سازی بازارگرایی ارائه می کنند.دیگر تحقیقات مفهومی ونظری بیان می دارد که علاوه برنوآوری وتوسعه ی محصولات جدید ،عوامل دیگری همچون مدیریت روابط با مشتریان ،مدیریت زنجیره ی تامین رابطه بین بازارگرایی وعملکرد را برقرار میسازد، (Day G. , 1994b) (Srivastava, Shervani, & Fahey, 1999) (Martin & Grbac,2003).
پیش نیازهای (مقدمات[۲۶]) بازارگرایی:
علاوه بر نتایج ،واسطه ها وتعدیل کننده ها، پیش نیازهای بازارگرایی نیز مورد توجه و پژوهش قرارگرفته است. این پیش نیازها مخصوصا از دیدگاه پیاده سازی بسیار جالب توجه می باشند، زیرا نحوه توسعه و تحول سازمان بسوی بازارگرایی در بیان می دارند،(Kennedy, Goolsby, & Arnould, 2003). باید بین مقدمات و پیش نیازهای بازار خارجی همچون عوامل محیطی که پذیرش و انطباق بازارگرایی را در سازمان تشویق و پیش نیازهای داخلی همچون عوامل داخل سازمانی که پذیرش مفهوم بازارگرایی را امکان پذیر می سازند، تمایز قایل شده پیش نیازهای خارجی که درادبیات تحقیق مطرح شده اند، عبارتند ازپویای بازارورشد رقابت (Avlonitis & Gounaris, 1999) (Kohli & Jaworsky, 1990) (Pelham & Wilson, 1996) کوهلی وجاورسکی ۱۹۹۰ بیان که در محیط های با ثبات ، اصلاحات مختصری در آمیزه ی بازاریابی مورد نیاز است و سطح پایینی از بازار گرایی لازم می باشد علاوه بر این هر چه شدت رقابت کمتر باشد ، احتمال بیشتری وجود دارد که شرکتی با سطح پایینی از بازارگرایی بتواند جان سالم به در برد، (Get away with (Pelham & Wilson, 1996, p. 31). پیش نیازهای داخلی متعددی برای بازارگرایی مطرح و مورد مطالعه تجربی قرارگرفته است. روکرت ۱۹۹۲سه فرایند سازمانی را بعنوان تقویت کننده بازارگرایی شناسایی نمود. ۱. گزینش واستخدام افرادی مشتری گرا ۲. آموزش های بازارگرایی ۳. سیستم های پاداش وجبران خدمات بازارگرا . هرسه این فرآیندها با بازارگرای رابطه مثبت داشتند.
جاورسکی وکوهلی ۱۹۹۳هشت پیش نیاز را پیشنهاد نمودند: (Jaworski & Kohli, 1993)
-
- تاکید مدیریت ارشد بازارگرایی ۲. سطح رسمیت
-
- ناسازگاری مدیریت ارشد باخطر پذیری[۲۷]۴. سطح تمرکز
-
- تعرض های بین بخشی ۶. سطح بخش بخش شدن سازمان[۲۸]
-
- اتصال و همبستگی[۲۹]های بین بخشی
اتکا بر عوامل بازار محوربرای ارزیابی های کارکنان و پاداش ها درمطالعه ی جاورسکی وکوهلی ۱۹۹۳همه ی این بصورت تجربی تایید نگردید و مشخص شد که عوامل تاکید مدیریت ارشد بر بازارگرایی ،تضادهای بین بخشی، و اتصال و همبستگی های بین بخشی و سیستم های پاداش مهمترین پیش نیازهای ، واتصال و همبستگی های بین بخشی بازارگرایی می باشند. مطالعه ی فرا تحلیلی کیرکا و همکاران ۲۰۰۵ اهمیت نقش این سه پیش نیاز را تایید می کند. ومشاهده شد که اثرات منفی رسمیت بر سر راه بازارگرایی ضعیف می باشد به نظر می رسد که استراتژی ها همان گونه که پلهام و ویلسون ۱۹۹۶ به آن اشاره دارند، به عنوان پیش نیازی با نقشی ویژه عمل می کنند زیرا که استراتژی آنچنان رفتارهای بازارگرایی راممکن نمی سازد اما استراتژی های خاص (همچون استراتژی تمایز) این چنین رفتارهایی را ایجاب می کند،(Homburg, Krohmer, & Workman, 2004). دراین حالت ،استراتژی ها بعنوان پیش نیازی خارجی عمل می کنند که نیازی به پذیرش رفتارهای بازارگرایی بیشتررا افزایش می دهد، (van Raaij & Stoelhorst, 2008).
به عنوان پیش نیازی با نقشی ویژه عمل می کنند زیرا که استراتژی آنچنان رفتارهای بازارگرایی راممکن نمی سازد اما استراتژی های خاص (همچون استراتژی تمایز) این چنین رفتارهایی را ایجاب می کند. دراین حالت ،استراتژی ها بعنوان پیش نیازی خارجی عمل می کنند که نیاز به پذیرش رفتارهای بازارگرایی بیشتررا افزایش می دهد، (van Raaij & Stoelhorst, 2008).
مدل کلی نتایج وپیش نیازهای بازارگرایی:
بصورت کلی می توان مدلی عمومی ازنتایج وپیش نیازهای بازارگرایی را پیشنهاد نمود ۲-۲مشاهده می شود.
مدل ۳-۲مدل کلی وپیش نیازها ،نتایج ،تسهیل کننده
(Van Raaij & stoat ,2008 , p – ۱۲۷۲ )
۱۰-۲- مروری برپیاده سازی بازارگرایی:
چهارمین موضوع درتحقیقات مربوط به بازارگرایی مسئله پیاده سازی آن می باشند .درمقایسه باادبیات مرتبط با تعریف ،اندازه گیری ومدل ها ،ادبیات مرتبط با پیاده سازی رویکردی صراحتا وکاملا مدیریتی به بازارگرایی اتخاذ کرده و این پرسش را مطرح می کند که شرکت ها جهت بهبود بازارگرایی چه کارهایی رامی توانند انجام دهند، با این که مسئله پیاده سازی به اندازه ی سه مسئله دیگرمرد توجه وپرسش قرارنگرفته است بااین وجود از سال ۱۹۹۰ به این سو نه رویکرد متفاوت به پیاده سازی منتشر شده است.
۱۱-۲. رویکرپردازش اطلاعات کوهلی وجاورسکی:
دیدگاه های کوهلی و جاورسکی دررابطه با پیاده سازی بازارگرای برگرفته از تعریفی می باشد که آنها از بازارگرایی به عنوان «تولید هوشمند ی بازاردرسطح کل شرکت مربوط به نیازهای جاری وآتی مشتریان ،انتشاراین هوشمندی دربین همه ی بخش ها و پاسخگویی و عکس المل نشان دادن کل مجموعه ی شرکت به هوشمند »(Kohli & Jaworsky, 1990, p. 6) دارند. الزامات مدیریتی این تعریف در مقاله ی بعد ی آنها (Jaworski & Kohli, 1993, p. 54) به تفضیل شرح داده شده است وبیان شده است : «پاسخگویی وعکس العمل نشان دادن ازدو دسته ازفعا لیت ها تشکیل شده است: طراحی پاسخ (استفاده ازهوشمندی بازاربرای توسعه ی طرح ها) و پیاده سازی پاسخ (اجرای این چنین طرح هایی)». مطالعه ی اکتشافی قبلی آنها منجربه توصیه هایی روشن جهت پیاده سازی بازارگرایی شده بود، (Kohli & Jaworsky, 1990). این محققان بعضی از پیش نیازهای بازارگرایی (مخصوصا تعهد مدیریت ارشد، پویایی های بین بخشی و بین وظیفه ای، ساختارها و سیستم های سازمانی) را که در مقاله ی فوق الذکر بیان شده بود را شناسایی کردند و استدلال نمودند ازآنجا که بعضی از عوامل در کنترل واختیار مدیریت ارشد می باشد ،مداخله های مدیریتی می تواند منجر به ایجاد بازارگرایی شود .پیش از هرکاری ، مدیریت ارشد باید تعهد به بازارگرایی را به کارکنان پایین دستی انتقال دهند. کارکنان پایین دستی نیز باید شاهد رفتارها و تخصیص منابعی در جهت انعکاس این تعهد باشند .پس از آن لازم است که تعارضات و پویای های بین واحدی ، توسط مدیریت ارشد کنترل شود. باید پیوستگی و ارتباط بهبود یافته و تضاد های بین واحدی کاهش یابد .فعالیت های مشترک بین واحدی وتبادل کارکنان مثال هایی ازاینچنین پادرمیانی های خاص مدیریتی می باشد. سومین دسته ی این اقدامات درسیستم های گستره ی سازمان می باشد. اصلاح ساختارسازمانی (کاهش تمرکز ورسمیت) و سیستم های پاداشی که بیشتر بر مبنای بازار باشند ، پیاده سازی بازارگرایی را تشویق و تسهیل میکنند. نویسندگان(Kohli, Jaworski, & Kumar, 1993) استفاده ازابزاراندازه گیری MARKORرا به جهت تشخیص اولیه درجه ی فعلی بازارگرایی سازمان توصیه کرده وبرای اندازه گیری های که پس ازانجام اصلاحات وپادرمیانی های مدیریتی برای تشخیص بهبود بازارگرایی انجام می شود نیز همان ابزاراندازه گیری را پیشنهاد می نمایند،(Van Raaij & atoelhorst , 2008 ,p .1273).
۱۲-۲- رویکرد هنجارمبنای لینچتنهال و ویلسون:
لیچتنهال و ویلسون ۱۹۹۲، ازدیدگاه ساختار اجتماعی به پیاده سازی می نگرند. تمرکز اصلی آنها بروی همکاری بین وظیفه ای میباشد.آنهااستدلال می نمایند که هنجارها ،توصیف کننده ی رفتارهای فردی می باشند .برای اینکه سازمانی درهماهنگی و همراهی بامفهوم بازاریابی عمل کند ، باید ارزشها ی مناسب با آن تزریق وانتقال داده شود و باید مجموعه ای ازهنجارها که رفتاربازارگرا راهدایت میکند،بنیان نهاده شود. برای تغییرسازمان، باید ابتدا سیستم ارزشی جاری سازمان که تعیین کننده ی رفتارهای حال حاضر سازمان می باشد ، مشخص شود. ایچتنهال و ویلسون ۱۹۹۲، این مرحله ی راشناسایی و تشخیص نام نهادند. سپس ریا، ارزش هایی را که نیازمند تغییر هستند را شناسایی کرده وتغییراتی را دراین ارزش ها موجب شوند. سپس مدیریت ،باید مجموعه ای ازرفتارها مورد نظر و مورد پذیرش را تدوین نماید. هنجارهایی که منجر به این رفتارها می شوند نیز باید استخراج شده و برنامه هایی برای تغییر این هنجارها یا ایجاد هنجارهای جدید در هر واحد توسعه و تدوین یابد. برای انجام بهینه ی این تغییرات باید آنها را از بالابه پایین اجرا نمود. پا در میانی ها و درستکاری ها محتمل مدیریت شامل اصلاح و تغییر شرح شغل ها، برنامه های آموزشی، برنامه های ارتباطی و برنامه های تشویقی برای پاداش رفتاری مناسب باشد. لینچتنهال و ویلسون راجع به هیچ گونه ابزار ارزیابی یا فعالیت ارزیابی پس از این اقدامات و درستکاری ها سخن نگفته اند. جالب این که در مطالعه ی تجربی، هامبورگ[۳۰] و پفلسر[۳۱] ۲۰۰۰ دریافتند که استقرار هنجارهای بازارگرا منجر به رفتارهای بازارگرا نمی شود، مگر این که مصنوعاتی همچون داستان ها ، مراسم وآئین ها و زبان هایی جهت پشتیبانی از این هنجارهای ساخته شود، (van Raaij & stoelhorst,2008).
رویکرد قابلیت های دی :
دی ، رویکرد قابلیت های خود را درسه مقاله جداگانه تدوین نمود. دراولین اثر، نگرش دی ۱۹۹۰ به بازارگرایی، به عنوان عرضه و نمایش مهارت های برتر برای فهم و پاسخگویی بهتر به مشتریان ، منجر به برنامه ای چهارمرحله ای جهت اقدامات و دستکاری های مدیریتی گردید. این اقدامات بروی همسو نمودن استراتژی، ساختار،کارکنان وبرنامه ها و همچنین بروی بازطراحی سنجه های عملکرد برای تشویق وپاداش دهی به رفتارهای بازارگرا متمرکزبودند.
در مقاله بعدی استدلال می نماید که سازمان بازارگرادارای قابلیت های برتری برای لمس ودرک بازار،پیوستگی وارتباط با مشتریان واتصال باکانال ها (عرضه وتهیه )می باشند، (Day G. , The capabilities of market driven organization, 1994a). اواکنون برنامه ی تحول جامعی را که ادبیات مدیریت کیفیت جامع[۳۲] الهام گرفته را پیشنهاد می کند. این برنامه بدنبال بهبود قابلیتها می باشد ومشتمل بر:
شناسایی وتشخیص وضعیت قابلیت های جار
تخمین وپیش بینی نیازهای آتی این قابلیت ها
طراحی مجددازپایین به بالای فرایند های زیربنایی
هدایت وتعهد بالابه پایین
استفاده ی خلاقانه از تکنولوژی اطلاعات
باز بینی و دیده بانی مستمر پیشرفت
او بروی طراحی مجدد فرایند های کاری چه به صورت بنیادی وچه بصورت تدریجی از سطوح پایین به سمت سطوح بالا، که با نمایش هاوعلامت دهی هایی ازتعهد سطوح بالابه پایین ،ترکیب شده باشد و اهداف بهبود نیز متقابلا توسعه یافته ،تاکید میکند. تکنولوژی اطلاعات بعنوان یک توانمند ساز دیده شده است که به شرکت ها کمک می نماید تاکارهایی راکه قبلا قادربه انجام آن نبودند،راعملی نمایند.مرحله ی شناسایی رویکرد دی ، مشتمل برتجزیه وتحلیل قابلیت های جاری وشناسایی وپیش بینی قابلیت های آتی می باشد .ازمقاله دی به روشنی تشخیص داده نمی شود که ایت قابلیت ها دقیقا چه هستند .اما باتوضیحی او ازچگونگی سنجش وارزیابی این قابلیت ها،مشخص می شود منظور ارزیابی فرایند های کسب وکاراست .دی همچنین توصیه می نماید که برای این فرایند ها،نماگرهای کلیدی عملکرد تعریف شده و از آن ها به منظور دیده بانی پیشرفت در اموراستفاده شود و در نهایت نتایج اقدامات مورد سنجش قرارگیرد.
در سومین مقاله ،دی توصیه های پیشین را دربرنامه ای مفصل تربرای توسعه ی یک سازمان بازارگرا ترکیب می کند، (Day G. , 1999). دراین مرحله،دی ۱۹۹۹سازمانی رابازارگرامی داندکه مهارت های عالی تری رابرای فهم ،جذب وحفظ مشتریان ارزشمند دارد وبرنامه ی تحولی برای همراستا کردن فرهنگ،قابلیت ها وپیکربندی (سازمان) برای خلق ارزش برتر برای مشتری راپیشنهاد میکند .اوبرنقش مدیریت ارشد بعنوان شروع کننده یاصلی ومحرک برنامه تحول تاکید دارد.دی همچنین دوموضوع راپیشنهاد میکند که مخصوصا ارزش دیده بانی کردن[۳۳] را دارند و عبارتند از:
۱.مدیریت باید برایجاد شرایطی تمرکز نماید که کارکنان رابرای خلق نتایج بهتر توانمند می سازند.
۲.تحول نتیجه تغییرالگوهای رفتاری می باشد واین تغییرات دررفتاردرنهایتادرهنجارها،اعتقادات وعادات اندیشیدن[۳۴] جذب می شوند.
۱۳-۲- رویکرد تغییرفرهنگی – نارورواسلیتر:
اندیشه های نارور و اسلیتردررابطه با پیاده سازی بازارگرایی دریکی ازمقاله هایشان یافت می شود، (Narver, Slater, & Tietje, Creating a market orientation, 1998). استدلال آنها در این رابطه بصورت زیر خلاصه می شود :خلق بازارگرایی دریک شرکت به این برمی گردد که اعضای یک سازمان یاد بگیرند که چگونه بصورت مستمرارزش برتررا برای مشتریان خلق کنند.این یادگیری ازدوروش حاصل می شود:
یکی از شیوه های کار با والدین این است که از آنها بخواهیم تا شیوه های برخورد با دختر یا پسرشان را بیاموزند. باید تاکید شود که درست رفتار کردن والدین، به طور کلی و مخصوصا زمانی که فرزندشان درد زیادی را تجربه می کند، کار آسانی نیست. بسیاری از والدین می خواهند که در واکنش به درد فرزندشان،"کار درستی"را انجام دهند، اما این کاری که در نگاه اول درست به نظر می رسد، ممکن است اشتباه باشد. بر اساس رویکردACT ، کارهای نامناسبی که والدین انجام می دهند، در آمیخته با افکار و احساسات مختلفی می باشد که به طور طبیعی در هنگام دردهای پایدار کودک فراخوانی می شود. داشتن یک پسر یا دختری که درد را تجربه می کند، ترس ها و باورهای منفی و ناکارآمد زیادی را سبب ساز می شود: تردید در رابطه با اثر بخشی این درمان غیر پزشکی(ACT)، تردید در رابطه با اینکه این آموزش هایشان، بهترین نوع است، یا اینکه والدین بدی هستند به این خاطر که اجازه نمی دهند کودک، کارهایی را که موقتا درد را کاهش می دهد انجام دهند (ماندن در خانه، استفاده از ویلچر). این نارضایتی هاو اجتناب های رفتاری، از طریق تنوعی از مداخلات پذیرش و گسستگی برای والدین، مورد هدف قرار می گیرد. با این کار، باید به والدین کمک کرد تا در هنگام مواجهه با درد، انعطاف پذیری رفتاری و روان شناختی اشان را افزایش دهند. هم چنین این کار، به والدین اجازه می دهد تا در عین حمایت از ارزشمندی های کودک، بتوانند با موقعیت کودکشان همدلی بیشتری داشته باشند(هیز، ۲۰۰۴).
در کار با والدین تاکید اصلی این است که آنها را تشویق کنیم تا کودکان نسبت به رفتارهای مرتبط با درد (مثل، نیاز همیشگی به والدین برای انجام فعالیت های فیزیکی، استفاده از ویلچر، فقدان فعالیت های فیزیکی در مدرسه یا بعد از آن، ماندن در خانه بعد از مدرسه)، مستقل شوند( دور شوند). درمانACT ، از طریق بازگشت به گذشته و مواجهه کودک با درد در حین انجام کارهای” شاد” یا ” آرام کننده"، منجر به نوعی آسودگی روانی[۲۱۷] در فرد می شود (هیز، ۲۰۰۴).
مدرسه، سیستم اجتماعی دیگری است که رشد کودک را مورد حمایت قرار می دهد. اینکه آیا باید، مدرسه را هم در درمان شرکت داد یا نه، سوال ظریفیست. معمولا، در صورتی که مدرسه با پیامدهای درد مزمن، مرتبط باشد(مثلا، کودک به دلیل اجتناب های مرتبط با درد، نمره ی پایینی را کسب می کند)، باید مدرسه را هم در درمان مشارکت داد. هدف اصلی این است که مشاور مدرسه، والدین و کودک، اعمالی را انجام دهند که مطابق با ارزشمندی ها و اهداف کودک می باشد. مشاور یا معلم مدرسه، می توانند به عنوان فردی که آموزش رسمی در درمانACT دارد، کودک را مورد حمایت قرار دهند. وقتی که چنین حمایت هایی صورت نگرفت، مستقیما ویژگی های بافت پیرامونی کودک را باید اصلاح کرد که این بر موفقیت های بعدی کودک در هنگام مواجهه با درد تاثیر گذار است یعنی بدون ایجاد اجتناب های رفتاری، موجب اعمال ارزشمند شود (هیز، ۲۰۰۴).
۲-۱۳ پشتوانه ی پژوهشی تحقیق
به نظر می رسد بسیاری از مطالعات مربوط به درد کودکان، از نظر پیشرفت تئوریکی، در پشت سر مطالعات مربوط به درد بزرگسالان حرکت می کنند. شاید این اتفاق به خاطر احتیاط یا نگرش های احتیاط آمیز تحقیقات کودکان باشد. شکی نیست که عوامل دیگری مثل حجم کم نمونه ی کودکان و کندتر بودن میزان بهبودی آنها نسبت به بزرگسان، در این رابطه نقش دارند. به عنوان مثال، ما می دانیم که مقالات مربوط به مداخله ی درد مزمن کودکان نسبت به مقالات درد مزمن بزرگسالان، کمتر و پیشرفت کوچکتری هم نشان می دهد(مک کرکن، ۲۰۱۱).
در مطالعات مقطعی کودکان مبتلا به بیماری های مزمن، نشانه های افسردگی ارتباط سازگارانه ای را با ادراک درد، نشان داد. بسیاری از کودکان و نوجوانان، مستقل از تشخیص پزشکی، درد های مزمن و نشانه های افسردگی را به طور همزمان گزارش می کنند. به عنوان مثال، کاشیکار – زاک[۲۱۸]، گلداسکنیدر[۲۱۹]، پاورز[۲۲۰]، واگت[۲۲۱]و هرشی[۲۲۲](۲۰۰۱)، نشان دادند که در کودکان مبتلا به درد های مزمن ناشی از سردرد یا دردهای ماهیچه ای اسکلتی، نشانه های افسردگی، ارتباط معناداری را با نمرات ناتوانی عملکرد نشان می دهد. یافته های این مطالعه از این نظر هم برجستگی دارد که در حدود ۷۵ درصد از این کودکان، در حد متوسط یا شدید، از نظر عملکرد، ناتوان هستند. مطالعه ی اسکانبرگ[۲۲۳] و همکاران (۲۰۰۰)، نشان داد که در کودکان مبتلا به روماتیسم، عاطفه ی منفی و افزایش رویدادهای استرس زا، به طور معناداری با بیشتر شدن ناتوانی عملکرد ارتباط دارد (هوف[۲۲۴] و همکاران، ۲۰۰۶). با وجودی که برخی مطالعات نشان می دهند که مشکلات سازگاری و اجتماعی کودکان مبتلا به روماتیسم، بیشتر از کودکان سالم نیست، اما زمانی که درد ناشی از این بیماری شدید شود، ریسک مشکلات سازگاری و ناتوانی عملکرد افزایش می یابد. این کودکان ممکن است در مقایسه با همسالان سالمشان، ریسک بالایی را از نظر ابتلا به پریشانی های روان شناختی مثل اضطراب و افسردگی داشته باشند و بدین ترتیب ممکن است ناتوانی عملکرد و دردشان تشدید شود (پیترسون و همکاران، ۲۰۰۴).
ال – متوالی[۲۲۵]، سالمینن[۲۲۶]، آوینن[۲۲۷]، کاتیانن[۲۲۸] و میکلسون[۲۲۹] (۲۰۰۴)، میزان پایداری درد های مزمن ماهیچه ای و اسکلتی مربوط به کودکان مبتلا را مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که نشانه های افسردگی، درد های شکمی، بیداری شبانه و تحرک زیاد، پیش بینی کننده ی عود درد مزمن دختران مبتلا به ناراحتی ماهیچه ای اسکلتی، در ۴ سال دوره ی پیگیری می باشد، درحالی که سردرد، درد های شکمی و ابتلا به ترکیبی از دردهای ماهیچه ای اسکلتی، پیش بینی کننده ی عود درد مزمن پسران مبتلا به ناراحتی ماهیچه ای اسکلتی می باشد. هم چنین در پیگیری یک ساله ی کودکان مدرسه ای مشخص گردید که، نشانه های افسردگی، با میزان گستردگی درد (یک قسمت بدن مثل گردن درد یا قسمت های بیشتری از بدن)، ارتباط دارد. تنها یک مطالعه نشان داده است که نشانه های افسردگی پیش گویی کننده ی درد های آتی کودکان مبتلا به ناراحتی های ماهیچه ای اسکلتی نیست. به طور قابل توجهه ای، بسیاری از مطالعات، ارتباط معنادار بین مشکلات افسردگی / عاطفی و درد های مزمن کودکان را اثبات کرده اند (هوف و همکاران، ۲۰۰۶).
اکلستون و همکاران (۲۰۰۲)، مرور سیستماتیک و فراتحلیلی را از مطالعات کنترل شده ی تصادفی مربوط به درمان های روان شناختی کودکان مبتلا به درد مزمن، صورت دادند. از بین۱۸ مطالعه، ۶ مطالعه در بافت جامعه (مدرسه)، اجرا شده بود و ملاک های شمول در مطالعه ی آنها را دارا بود. فراتحلیل، در رابطه با ۱۲ مطالعه ی مربوط به سردرد و یک مطالعه ی مربوط به دردهای شکمی عود کننده، انجام شد. در این مطالعات، نسبت احتمالات برای کاهش ۵۰ درصدی درد، ۶۲/۹ و برای درمان ۳۲/۲، بود و این نشان دهنده ی اثربخشی درمان های روان شناختی بر کاهش دردهای مربوط به سردرد بود. این محققان ثابت کردند که درمان های روان شناختی، مخصوصا آرامش عضلانی و CBT، تاثیرات برجسته ای را بر کاهش شدت و فراوانی درد های مزمن کودکان دارد و پیشنهاد کردند بهتر است این درمان ها به عنوان بخش متداولی از درمان های سردرد، در آیند. متاسفانه، این محققین، خاطرنشان ساختند که برای اثربخشی درمان های روان شناختی بر خلق، عملکرد یا ناتوانی مرتبط با درد مزمن کودکان و نوجوانان، شواهد ناکافی وجود دارد و تاکید کردند که لازم است مطالعات کنترل شده ی تصادفی جامعی در رابطه با درمان های روان شناختی درد های مزمن کودکان به غیر از سردرد، انجام شود (لیوسی و همکاران، ۲۰۰۶).
درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)، یکی از جدیدترین مدل های درمانی مبتنی بر پذیرش/ ذهن آگاهی می باشد که مبتنی بر بررسی های بالینی و پژوهش های حمایت شده می باشد. در نوشته های اخیر، برخی از منتقدان بحث کرده اند که درمانACT نسبت به درمان CBT، تغییر و دگرگونی کمتری دارد و به همین خاطر تضمینی وجود ندارد که پژوهش های بالینی فراوانی که اخیرا صورت می گیرد مربوط به این نوع درمان باشد. است[۲۳۰] (۲۰۰۸)، ۱۳ پژوهش بالینی درمان ACT را مورد بررسی قرار داد و به این نتیجه رسید که در این پژوهش ها، درمانACT نسبت به هیچ درمانی اندازه ی اثر بزرگتری دارد (۹۶/۰ES=)، هم چنین اندازه ی اثر آن، نسبت به شکل متداول درمان[۲۳۱] و درمان های فعال[۲۳۲]، بزرگتر است که به ترتیب عبارت است از: (۷۹/۰ ES=) و (۵۳/۰ES=) (گادیانو[۲۳۳]، ۲۰۰۹).
مطالعه ی ویکسل و همکاران (۲۰۰۷)، که به منظور بررسی مقدماتی تاثیرات درمان ACT بر بازتوانی۱۴ نوجوان مبتلا به دردهای مزمن آیدیوپاتیک صورت گرفته بود، نشان داد که به دنبال درمان و ۳ و ۶ ماه بعد از آن، بهبود معناداری در توانایی کارکردی، افزایش حضور در مدرسه و کاهش فاجعه سازی درد (شدت درد و تداخل درد)، مشاهده شد. هم چنین نتایج مطالعه ی سودن [۲۳۴] و همکاران (۲۰۱۱)، که به منظور بررسی تاثیرات برنامه ی درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد در۶۰ بیمار مبتلا به درد مزمن انجام شده بود نشان داد که بلافاصله بعد از درمان کاهش معناداری در ناتوانی جسمانی و روانی اجتماعی (اندازه ی اثر به ترتیب ۶۵/۰ ، ۱) بیماران مشاهده شد. هم چنین کاهش معناداری در عملکرد هیجانی (اندازه ی اثر افسردگی ۹۸/۰ و اندازه ی اثر ترس از درد ۸۲/۰)بیماران به وجود آمد. علاوه بر این، تاثیرات ماندگاری در ۳ و ۱۲ ماه بعد از درمان دیده شد و در این مدت مراجعه به مراکز درمانی کاهش معناداری پیدا کرد (اندازه ی اثر۶۹/۰).
مطالعه ی ولز و همکاران (۲۰۱۱) که به منظور بررسی تاثیرات ۳ ساله درمان ACT صدوهشت بیمار بزرگسال مبتلا به درد مزمن صورت گرفته بود نشان داد که روی هم رفته نسبت به شروع درمان، بهبود معناداری در عملکرد جسمانی و عاطفی بیماران مشاهده شد. هم چنین نسبت به اوایل دوران پیگیری، فواید به دست آمده از درمان، استمرار و ماندگاری بیشتری را نشان داد. میزان اندازه ی اثر متوسط تا زیاد به دست آمد و در این پیگیری سه ساله، ۶۴.۸ درصد از بیماران، بهبود معناداری را در حداقل یکی از مولفه های کلیدی(پذیرش درد و عمل مبتنی بر ارزشمندی ها)، به دست آوردند. شواهد تجربی برای مداخلات مبتنی بر پذیرش، عمدتا درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، در نمونه ی بزرگسالان و کودکان، در حال افزایش است(ولز و همکاران،۲۰۱۱). اخیرا درمان ACT، از سوی انجمن روان شناسی آمریکا، به عنوان یک درمان حمایت شده ی تجربی، برای “دردهای مزمن"، در نظر گرفته شده است (ویکسل و همکاران، ۲۰۱۱).
به طورکلی پژوهش های محدودی درزمینه ی درمان ACT کودکان مبتلا به دردهای مزمن صورت گرفته که از آن جمله می توان به تحقیق ویکسل و همکاران (۲۰۰۹) اشاره کرد. این تحقیق به منظور بررسی تاثیر درمان مبتنی بر مواجهه و پذیرش (ACT) بر عملکرد و کیفیت زندگی کودکان مبتلا به دردهای طولانی مدت و مقایسه ی این درمان با درمان MDT (درمان های چند بعدی متداول دربیمارستان)، انجام شده بود. داده های این دو گروه، قبل و بعد از درمان و هم چنین در ۳.۵ و ۶.۵ ماه بعد از درمان مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج این مطالعه تاثیرات چشمگیر و مستمر درمان ACT را نشان می دهد. درمانACT در دوره ی پس از درمان، تاثیرات مهمی بر ترس از آسیب/ آسیب مجدد یا فوبی جنبش، تداخل درد و کیفیت زندگی داشت. هم چنین نتایج مقایسه ی این دو گروه نشان داد که گروهACT در مقایسه با گروه MDT، علاوه بر شدت درد و پریشانی مرتبط با آن، تاثیرات مهمی بر توانایی عملکرد ادراک شده داشت.
طبق بررسی های انجام شده، در ایران، تحقیقات مربوط به درد های کودکان، بیشتر متمرکز بر دردهای حاد بوده که بیشتر از سوی پرستاران و ماماها صورت گرفته است. از بین درد های حاد کودکان، دردهای ناشی ار تزریق عضلانی، رگ گیری، دردهای ناشی از پانسمان سوختگی و درد های ناشی از ترمیم دندان، مورد توجه بوده و مداخلات مربوط به این دردها، مداخلات مبتنی بر انحراف توجه بوده که دراین رابطه از روش هایی مثل حباب سازی، لمس درمانی، تماس پوستی با مادر، باد کردن بادبادک و تکان دادن جغجغه استفاده می شده است. به عنوان مثال مطالعه ی باقریان و همکاران (۱۳۸۹) که به منظور تاثیر انحراف فکر به روش حباب سازی بر شدت درد ناشی از رویه های تزریقی در کودکان سن مدرسه مبتلا به تالاسمی مراجعه کننده به مراکز تالاسمی شهر کرمان صورت گرفته بود، نشان داد که تفاوت معناداری بین میانگین نمره ی درد در بین دو گروه کنترل و حباب سازی بعد از تزریق وجود داشت. هم چنین مطالعه ی وثوقی و همکاران (۱۳۸۹) که به منظور تاثیر انحراف فکر(به روش حباب سازی) بر شاخص های فیزیولوژیک و شدت درد ناشی از رگ گیری در کودکان ۳ تا ۶ ساله بستری در بخش اورژانس بیمارستان انجام گرفته بود، نتایجی مشابه با مطالعه ی قبلی را نشان داد.
از بین این مطالعات، مطالعات محدودی از جانب روان شناسان و در قالب یک مداخله ی شناختی رفتاری منسجم صورت گرفته است، که از آن جمله می توان به مطالعه ی فرخ نیا(۱۳۹۰) اشاره کرد. این مطالعه که به منظور بررسی مداخلات شناختی در کاهش شدت درد، پریشانی و بهبود کیفیت زندگی موقعیتی کودکان مبتلا به سرطان انجام شده بود، از ۴۱ زوج کودک (با میانگین سنی ۲۰/۷۸ ماه) و والد، استفاده و در دو گروه آزمایش و کنترل، به طور تصادفی قرار گرفته شده بود. نتایج این مطالعه که با کمک پرسش نامه ی اطلاعات جمعیت شناختی، مقیاس های اوچر[۲۳۵]، چئوپس[۲۳۶] و کیفیت زندگی قیاسی– دیداری عملکرد کنونی در طب اطفال[۲۳۷] جمع آوری شده بود، نشان داد که مداخلات شناختی آماده سازی کودک و والد و انحراف مسیر توجه کودک توانست شدت درد و سطح پریشانی را کاهش دهد و کیفیت زندگی موقعیتی کودکان را بهبود بخشد. بین شدت درد گزارش شده و میزان پریشانی همبستگی معنادار مثبت، بین کیفیت زندگی موقعیتی و شدت درد همبستگی معنادار منفی و بین کیفیت زندگی موقعیتی و پریشانی، همبستگی معنادار منفی دیده شد. با توجه به مطالب گفته شده، در ایران، تاکنون مطالعه ای در جمعیت کودکان مبتلا به درد مزمن صورت نگرفته، هم چنین خلاء هایی که در رابطه با مداخله ی مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT )در کودکان و نوجوانان دیده می شود و قبلا هم مورد اشاره قرار گرفته است، نیاز به، نخست، طراحی یک الگوی درمانی و سپس کارآزمایی بالینی آن، مورد تاکید قرار می گیرد.
فصل سوم فرایند روش شناختی پژوهش |
۳-۱ مقدمه
هدف اصلی پژوهش حاضر، طراحی مقدماتی پروتکل درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد(ACT) درد مزمن کودکان و کارآزمایی بالینی اولیه آن بر روی تعدادی از کودکان ۷ تا ۱۲ ساله مبتلا به درد مزمن بوده است. بدین خاطر در این فصل نخست الگوی کار دو مرحله ای تهیه پروتکل درمان و کارآزمایی بالینی مشخص خواهد شد. سپس نمونه ها و ابزارهای مورد استفاده، شیوه ی انجام تحقیق و شیوه تحلیل داده ها تعیین می گردد.
۳-۲ نوع تحقیق
تحقیق حاضر در دو مرحله انجام شده است. بدین خاطر به نوع طرح یاد شده بر اساس دو مرحله اشاره می شود:
الف) طراحی مقدماتی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد برای کودکان مبتلا به درد مزمن: پژوهش حاضر در این مرحله پیرو الگویی کتابخانه ای / اسنادی است.
ب) وارسی کارآزمایی بالینی اولیه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد برای کودکان مبتلا به درد مزمن: در این مرحله، تحقیق حاضر پیرو الگویی شبه تجربی است.
۳-۳ جامعه آماری
جامعه آماری پژوهش حاضر عبارت است از :
۱) جامعه ی آماری مربوط به طراحی پروتکل درمانی: کلیه ی الگوهای درمان ACT بزرگسالان و کودکان و درمان های رفتاری شناختی کودکان در زمینه های متعدد
۲) جامعه ی آماری مربوط به کارآزمایی بالینی: جامعه آماری این مرحله از پژوهش در بر گیرنده ی کلیه ی کودکان ۷-۱۲ ساله مبتلا به درد های مزمنی است که برای درمان، به کلینیک ها و بخش های مختلف بیمارستان های تخصصی و فوق تخصصی کودکان شهر تهران مراجعه کرده اند.
۳-۴ نمونه ی پژوهش و شیوه ی انتخاب آن
۱) نمونه ی مربوط به پروتکل درمانی: نمونه هایی که برای طراحی پروتکل درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد کودکان (CHACT) مورد استفاده قرار گرفت عبارت بودند از :۱) کتب درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (هیز، ۲۰۰۳؛ هیز، ۲۰۰۴) ۲) الگوی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بزرگسالان (ولز و سورل[۲۳۸]، ۲۰۰۷) ۳) گرته اولیه الگوی درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد کودکان (مورل و ویلسون[۲۳۹]، ۲۰۰۲) ۴) الگوی درمان اضطراب کودکان (راپی، راند و ویگنال، آن [۲۴۰]، ۱۳۹۰) ۵) الگوی درمان وسواس کودکان (فریمن، جنیفربی و گارسیا، آبه مارس[۲۴۱]، ۱۳۹۱) ۶) انجمن علوم رفتاری و بافتاری (ACBS)[242]
۲) نمونه ی مربوط به کارآزمایی بالینی: شیوه ی نمونه گیری این پژوهش بر اساس نمونه گیری در دسترس می باشد. از بین مراجعه کنندگان به کلینیک و بخش ها ی مختلف بیمارستان های تخصصی و فوق تخصصی کودکان شهر تهران (مثل بخش ها و کلینیک های اعصاب، جراحی اعصاب، جراحی، خون، روماتولوژی، ارتوپد و فیزیوتراپی) ۲۰ کودک که با توجه به نظر و موافقت والدینشان آمادگی شرکت در این مطالعه را داشتند و از ملاک های شمول برخوردار بودند، انتخاب شدند و در گروه آزمایش(۱۰ نفر) وگروه کنترل(۱۰)، قرار گرفتند. ملاک های شمول و عدم شمول این مطالعه عبارتند از:
- ملاک های شمول :
۱- قرار گرفتن در بازه ی سنی ۷ تا ۱۲ سالگی
۲- اشتغال به تحصیل- بررسی وضعیت تحصیلی (رد یا موفقیت در آن) توسط روانشناس
۳- کسب نمره ی ۱۳ تا ۲۹ (ناتوانی متوسط) در پرسش نامه ی ناتوانی عملکرد (FDI)؛ اطلاعات مربوط به این پرسش نامه در قسمت ابزارهای تحقیق ارائه می گردد.
۴ - سابقه ی ابتلا به درد مزمن به مدت ۶ ماه یا بیشتر بر اساس تشخیص پزشک مربوطه
۵- توانایی شرکت در جلسات بر اساس تایید پزشک مربوطه
- ملاک های عدم شمول :
۱- هم ابتلایی با مشکلات روان شناختی (روانی اجتماعی و شناختی) قابل توجه، این موضوع از طریق آزمون CBCL که میزان شایستگی (توانمندی)، کارکرد انطباقی و مشکلات عاطفی – رفتاری کودک را مورد سنجش قرار می دهد، انجام شده است.
۲- بیمارانی که به دلیل نوع آسیب ها، ملزم به گچ گرفتگی هستند به طوریکه قادر به شرکت در جلسات و دنبال کردن آن نیستند.
۳- شرکت خود کودک یا خانواده ی وی در برنامه های روان درمانی و مشاوره ای دیگر، در ارتباط با جنبه های روانشناختی مشکلات کودک.
۳-۵ ابزارهای پژوهش
۳-۵-۱ پرسش نامه ی KIDScreen (ریونز – سیبرر[۲۴۳] وهمکاران،۲۰۰۵)
در این پژوهش از فرم ۲۷ سوالی این پرسش نامه استفاده شده که شامل پنج بعد میباشد و عبارتند از: ۱- بهزیستی جسمی (۵ سوال): سطوح فعالیت فیزیکی، انرژی و برازندگی را می سنجد. ۲- بهزیستی روانی (۷ سوال): شامل هیجانات مثبت، رضایت از زندگی و احساساتی که از لحاظ هیجانی متعادل شده اند را می سنجد. ۳- ارتباطات والدین و خودمختاری (۷ سوال): ارتباط با والدین، جو حاکم بر خانه، داشتن آزادی کافی مرتبط با سن و درجه رضایت از منابع مالی را مورد بررسی قرار می دهد. ۴- حمایت اجتماعی و همسالان (۴ سوال): طبیعت ارتباطات پاسخ دهنده با سایر همسالان را بررسی میکند. ۵- محیط مدرسه (۴ سوال): ادراک کودک و نوجوان از ظرفیت شناختی، یادگیری و تمرکز و احساست راجع به مدرسه را بررسی میکند. پاسخ ها به صورت مقیاس لیکرتی بوده، که فراوانی رفتار یا احساس خاص (۱= هیچگاه، ۲= به ندرت، ۳= گاهی اوقات، ۴= اغلب، ۵= همیشه) و یا شدت نگرش (۱= اصلاً، ۲= تا حدی، ۳= به طور متوسط، ۴= خیلی، ۵= بی نهایت) را نشان میدهد. چارچوب زمانی به هفته ی گذشته اشاره میکند. نمرات مقیاسها سپس به صورت خطی به یک مقیاس ۰ تا ۱۰۰ نقطه ای تبدیل شده که ۱۰۰ نمایانگر بهترین و ۰ بدترین کیفیت زندگی میباشد. به منظور اعتبار یابی ساختاری پرسشنامه مذکور، روبیتال و همکاران (۲۰۰۷) مطالعه ای بر روی ۲۲۸۲۷ کودک و نوجوان ۸ تا ۱۸ ساله از۱۳ کشور اروپایی انجام دادند. نتایج حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی با چرخش کراستین[۲۴۴] حاکی از وجود مدل پنج عاملی با تبیین ۹/۵۶ درصد از واریانس بود. تحلیل عاملی تأییدی تناسب مدل قابل قبول (۰۶۸/۰ RMSEA =, 960/0CFI =) را نشان داد. تک بعدی بودن همه ابعاد تأیید شد (۱۵/۱-۸۱/۰ INFIT=). ضریب آلفای کرونباخ برای ابعاد بین ۷۸/۰ تا ۸۴/۰ متغیر بود. اعتبار سازه پرسشنامه کیداسکرین-۲۷ (اعتبار همگرا) با بهره گرفتن از پرسشنامه بررسی مشکلات و نقاط قوت کودکان و نوجوانان (SDQ)، پروفایل ناخوشی و سلامت کودک- نسخه نوجوان (CHIP-AE)، ابزار کیفیت زندگی نوجوانان- فرم پایش (YQOL-S)، غربالگر کودکان دارای نیاز های مراقبت ویژه (CSHCN)، مقیاس فراوانی ثروت خانواده (FAS) و پرسشنامه کیفیت زندگی کودکان نسخه ی ۴ مقیاس مرکزی عمومی (PedsQL)-فرم خود سنجی- مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان داد که همبستگی بین مقیاس های پرسشنامه کیداسکرین-۲۷ با مقیاس های متناظر کیداسکرین-۵۲ از ۶۳/۰ تا ۹۶/۰ و ضریب تعیین از ۳۹/۰ تا ۹۲/۰ متغیر بود. همبستگی بین ابعاد پرسشنامه کیداسکرین-۲۷ با سایر پرسشنامه های کیفیت زندگی مرتبط با سلامت که ساختار های مشابه را می سنجیدند متوسط تا بالا بود (بین ۳۶/۰ تا ۶۳/۰). تفاوت معنادار و قابل ملاحظه بین کودکان از لحاظ جسمی و روانی بیمار و کودکان سالم در تمام ابعاد پرسشنامه کیداسکرین-۲۷ همراه با ارتباط قوی با شکایت های روان تنی وجود داشت (۵۲/۰- r=). اکثر ابعاد پرسشنامه کیداسکرین-۲۷ بر اساس سن، جنس و وضعیت کارکردی دارای شیب بودند. اعتبار و روایی این ابزار طی پژوهشی بر روی ۵۵۱ دانش آموز ایرانی مورد بررسی و تأیید قرار گرفته است. نتایج تحلیل عاملی تأییدی انجام شده بر روی پرسشنامه حاکی از آن بود که شاخصهای خطای ریشه مجذور میانگین تقریب (RMSEA) و برازندگی تطبیقی (CFI) به ترتیب برابر با ۰۷/۰ و ۹۵/۰ بوده که نمایانگر برازندگی مناسب بین مدل مشخص شده و دادهها میباشد. همچنین نتایج اعتبار همگرا نشان داد که رابطه بین ابعاد پرسشنامه کیداسکرین-۲۷ بجز بعد حمایت اجتماعی و همسالان، با ابعاد مشابه در سایر پرسشنامهها که ساختارهای مشابهی را میسنجیدند، در حد متوسط، قوی و معنادار بود (۰۱/۰ P<). همچنین تفاوتهای معناداری در ابعاد کیفیت زندگی بر اساس وضعیت روانی و وضعیت اجتماعی- اقتصادی یافت شد (۰۵/۰ P<). نتایج وارسی پایایی نشان داد که ضرایب تمام آلفاها (به جز بعد محیط مدرسه) از میزان توصیه شده یعنی ۷۰/۰ بالاتر بوده و بدین ترتیب قابل قبول بودند. همچنین ضرایب باز آزمایی (به فاصله دو هفته) برای تمام مقیاسها در حد قوی بود (۰۱/۰P< ) که نمایانگر ثبات آزمون در طول زمان میباشد (نیک آذین و همکاران، ۱۳۹۱).
۳-۵-۲ پرسش نامه ی ناتوانی عملکرد FDI[245] (والکر[۲۴۶] و همکاران، ۱۹۹۱)
پرسش نامه ی FDI، یک مقیاس ۱۵ آیتمی است که توانایی کودک را برای فعالیت های کارکردی مثل فعالیت های مربوط به مدرسه، خانه، تفریح و فعالیت های اجتماعی مورد سنجش قرار می دهد. فعالیت های مورد توجه در این پرسش نامه، فعالیت هایی مثل خواندن، تماشای تلویزیون، بر بلندی رفتن، انجام تکالیف خانگی و…. را در بر می گیرد. دو عامل این پرسش نامه عبارتند از: فعالیت های فیزیکی(۸ آیتم) و فعالیت های روزمره (غیر فیزیکی) (۷ آیتم). این پرسش نامه بر اساس یک مقیاس ۵ درجه ای از ۰ “هیچ مشکلی ندارد"تا ۴ “غیر ممکن است"، نمره گذاری می شود(پالرمو و همکاران، ۲۰۰۸). دامنه ی نمرات این پرسش نامه از ۰ تا ۶۰ می باشد که بازه ی ۰ تا ۱۲، ناتوانی خفیف یا فقدان ناتوانی، دامنه ی ۱۳ تا ۲۹، ناتوانی متوسط و بازه ی ۳۰ به بالا، ناتوانی شدید را می سنجد( کاشیکار – زاک [۲۴۷]و همکاران ۲۰۱۱). همسانی درونی و پایایی آزمون – باز آزمون مناسبی از این پرسش نامه گزارش شده است. والکر و کلار (۲۰۰۶)، والکر و گرین[۲۴۸](۱۹۹۱) و هوگوت[۲۴۹]و همکاران (۲۰۰۷)، برای هر دو نمونه ی بالینی و غیر بالینی، ویژگی های روان سنجی مناسبی از این ابزار، نشان داده اند (هوگت و همکاران، ۲۰۰۹). بعد از ترجمه و بازترجمه ی این مقیاس توسط محقق و چند روان شناس و مترجم، نسخه ی فارسی این مقیاس تهیه شد و به منظور بررسی مقدماتی اعتبار و پایایی آن، بر روی ۶۰ نفر از کودکان مبتلا به درد مزمن اجرا شد. نتایج این بررسی، میزان آلفای کرونباخ این ابزار را ۰.۸۶ گزارش کرد. هم چنین مشخص شد که این ابزار همبستگی معناداری با خرده مقیاس های اضطراب و افسردگی CBCL و مقیاس شباهت بصری درد دارد.
خواص مدلهای ذره مستقل[۳]، قطره مایع[۴] و خوشهای[۵] را دارا میباشد. ادامه این فصل به معرفی این مدلها اختصاص یافته است. همچنین در فصل دوم به طور کامل مدل شبکهای FCC را معرفی کرده ایم. معیار سنجش هر مدل شرح کامل خواص هستهای و توافق مناسب با دادههای تجربی میباشد، بنابراین در فصل سوم خواص هسته را از طریق این مدل مطالعه نموده ایم. هدف اصلی معرفی این مدل ایجاد هسته از طریق مدل شبکهای FCC و بررسی کارآمد بودن این مدل در برهمکنش یونهای سنگین می باشد. در نتیجه، بعد معرفی سایر مدلها نظیر مدل دابل-فولدینگ[۶] و پتانسیل باس[۷] برای محاسبه پتانسیل هستهای با بهره گرفتن از نیروی برهمکنش نوکلئون- نوکلئون M3Y-Paris و توزیع نوکلئونها از طریق این مدل پتانسیل هستهای را محاسبه کردهایم. بنابراین فصل چهارم این تحقیق به بررسی محاسبه پتانسیل هستهای و سطح مقطع همجوشی واکنشهای ، و نتیجهگیری اختصاص یافته است.
۱-۲ معرفی مدلهای هستهای
از جمله مدلهای متداول برای مطالعه ساختار هسته مدلهای ذره مستقل و مدل دستهجمعی[۸] میباشد.
مدل ذره مستقل: در مدل ذره مستقل ذرات در پائینترین مرتبه صورت مستقل در یک پتانسیل مشترک حرکت میکنند. مانند مدل لایهای[۹].
مدل دستهجمعی: در مدل دستهجمعی یا برهمکنش قوی، به علت برهمکنشهای کوتاهبرد و قویبین نوکلئونها، نوکلئونها قویاً به یکدیگر جفت میشوند. مانند مدل قطره مایع]۳[.
۱- ۲-۱ مدل قطره مایع
از جمله مدلهای اولیه برای مطالعه ساختار هسته مدل قطره مایع میباشد که توسط بور[۱۰] وفون وایکسر[۱۱] از روی قطرههای مایع پیشنهاد شده است. در این مدل هسته بصورت قطرات مایع باردار تراکمناپذیر با چگالی زیاد درنظر گرفته میشود که همچون مولکولها در یک قطره مایع دائماً در حال حرکت کاتورهای میباشند و هسته تمامیت خود را با نیروهای مشابه کشش سطحی قطره مایع حفظ میکند. این مدل برای بیان روند تغییر انرژی بستگی نسبت به عدد اتمی و واکنش هستهای مفید میباشد.
مدل قطره مایع برای این سوال که چرا بعضی از نوکلئیدها مانند با نوترونهای کند شکافته میشوند و برخی دیگر نوترونهای سریع پاسخ سادهای دارد که علت آن را انرژی فعالسازی بیان میکند، یعنی حداقل میزان انرژی که هسته بتواند به قدر کافی تغییر شکل دهد. تغییر شکلی که نیروهای رانش الکتریکی بتواند بر نیروهای جاذبه الکتریکی غلبه کند. این مقدار انرژی فعالسازی را میتوان به یاری تئوری ریاضی مدل قطره مایع محاسبه نمود که رابطه تعمیم یافته و کلی انرژی بستگی را میدهد. یکی از مهمترین واقعیتهای موجود در هسته ثابت بودن تقریبی چگالی هسته است. حجم یک هسته با عدد A (تعداد نوکلئون) متناسب میباشد و این واقعیتی است که در مورد مایعات نیز صادق میباشد.
در شکل (۱-۱) متوسط انرژی بستگی بر حسب نوکلئون رسم شده است. نظم و ثبات انرژی بستگی به ازای هر نوکلئون بصورت تابعی از عدد جرمی A و ثابت بودن چگالی هسته ای منجر به ارائه فرمول نیمه تجربی جرم و پیشنهاد مدل قطره مایع توسط وایسکر شد.
نخستین واقعیت لازم برای رسیدن به یک فرمول برای جرم، ثابت بودن تقریبی انرژی بستگی به ازای هر نوکلئون برای ۵۰ است، بنابراین انرژی بستگی متوسط برای یک هسته نامتناهی بدون سطح باید دارای مقدار ثابتی مثل باشد، که همان انرژی بستگی ماده هسته ای است .از آنجایی که تعداد A ذره در هسته وجود دارد سهم حجمی آن ، در انرژی بستگی به صورت زیر می باشد،
-
- .
نوکلئون های سطحی پیوندهای کمتری دارند و اندازه متناهی یک هسته حقیقی منجر به یک جمله به صورت رابطه زیر در انرژی بستگی می گرددکه متناسب با سطح هسته بوده و انرژی بستگی را کاهش می دهد،
(۱-۲) .
انرژی کولنی ناشی از نیروی دافعه الکتریکی است که بین هر دو پروتون وجود دارد. برای سادگی فرض شده است، پروتون ها به صورت یکنواخت در سراسر کره ای به شعاع توزیع شده اند، با بهره گرفتن از معادله انرژی کولنی، ، سهم کولنی در انرژی بستگی به صورت زیر خواهد شد. از آنجایی که این انرژی باعث کاهش انرژی بستگی هسته ای می شود با علامت منفی در رابطه زیر قرار داده می شود،
)۱-۳) .
انرژی تقارنی از اصل طرد ناشی می شود، زیرا این اصل برای آنکه هسته ای بخواهد نوعی از نوکلئون را بیشتر از نوع دیگر داشته باشد انرژی بیشتری مطالبه می کند، که عبارت تقریبی آن به صورت زیر است،
(۱-۴) .
با ترکیب نمودن روابط فوق انرژی بستگی به ازای هر نوکلئون رابطه ای که وایسکر پیشنهاد کرد به صورت زیر خواهد شد]۴[،
. (۱-۵)
مقادیر ثابت در این روابط با برارزش انرژیهای بستگی مشاهده شده در آزمایشها تعیین میشود،
(۱-۶)
.
شکل ۱-۱ انرژی بستگی متوسط بر نوکلئون بر حسب عدد جرمی برای هستهها]۴[.
۱-۲-۲ مدل پوستهای
در مدل پوستهای فرض بر این است که پوستهها با پروتونها و نوترونهایی که انرژیشان بترتیب افزایش مییابد پر میشود. علی رغم جاذبه شدید بین نوکلئونها که انرژی بستگی را ایجاد میکند حرکت نوکلئونها مستقل از یکدیگر بوده و این تناقض ظاهری توسط اثرهای ناشی از طرد پائولی از بین میرود زیرا این اصل بشدت امکان برخورد نوکلئونها را محدود میسازد.
خواص هستهای متعددی نشان داده است که برای مقادیر خاصی از نوترون و پروتون رفتاری ناپیوسته از هسته بروز میکند که منجر به پیشنهاد ساختار پوستهای برای هستهها شد. ناپیوستگیها تماماً وقتی یافت میشود که نوترون یا پروتون مقادیر ۲، ۸، ۲۰، ۲۸، ۵۰، ۸۲، ۱۲۶ را داشته باشند. این مقادیر را اعداد جادویی گویند. مطالعات تجربی صورت گرفته بر روی هستههای با مقادیر N و Z فوق نشان داده است که این هستهها پایدارترند و انرژی بستگیشان نسبت به هستههای کاملاً نظیرشان بیشتر میباشد.
برخی شواهد تجربی وجود ساختار پوستهای هسته را میتوان از فراوانی نسبی ویژه هستههای زوج- زوج مختلف در شکل (۱-۲) که به صورت تابعی از عدد اتمی A برای ۵۰ رسم شده است بدست آورد. ویژه هستههایی که برای آنها N مساوی ۵۰ و ۸۲ و ۱۲۶ است، سه قله مشخص تشکیل میدهند. در حال حاضر این اعداد توسط مدل پوستهای بخوبی توضیح داده شدهاند.
مدل پوستهای بر اساس مکانیک کوانتومی ساخته و پرداخته شده است و در موارد زیر از جمله بررسی خواص نوکلئیدهایی که موجب گسیل ذرات آلفا، بتا و فوتونهای گاما میشوند و بیان چگونگی میدان الکتریکی و مغناطیسی اطراف هستهها موفق بوده است ولی این مدل برای توضیح عمل شکاف کمکی نمیکند]۱،۳[.
شکل۱-۲ فراوانی، H، برای ویژه هستههای زوج- زوج مختلف، بهصورت تابعی از A رسم شده است. فراوانیها نسبت به Si اندازهگیری شدهاند [۱۰۶H(Si)=]]3[.
۱-۲-۳ مدل خوشهای
مدل خوشهای بر اساس این فرضیه بنا نهاده شده است که میتوان هستهها را بصورت خوشههای کوچک از نوکلئونها که در کنار هم گرد آمدهاند درنظر گرفت که مهمترین این خوشههای نوکلئونها، ذرات آلفا (دوپروتون، دونوترون) میباشد. در نتیجه به بررسی مدل ذره آلفا میپردازیم. بالا بودن انرژی بستگی ذره ویژگیهای خاصی را برای هستههایی نظیر و که حاوی تعداد درستی از ذره آلفا هستند بوجود میآورد. همان طور که در جدول (۱-۱) مشاهده می شود، انرژی بستگی این هستهها مساوی با جمع انرژی بستگی ذرات آلفایشان به اضافه یک سهم کوچک از انرژی بستگی حاصل پیوند بین ذرات آلفا با یکدیگر میباشد، که با انتخاب پتانسیل مناسب میتوان شعاع و انرژی بستگی هستههای خوشه آلفا را محاسبه کرد.
جدول ۱-۱ انرژی بستگی هستههای خوشه آلفا ]۶[.
هستههای و … با تقریب مرتبه اول شامل ۱، ۲، ۳، ۴، ۵، ۶ ذره آلفا هستند که در پیکربندی هندسی معینی مانند مثلث متساویالاضلاع برای و چهاروجهی و غیره … مانند آنکه در شکل (۱-۴) نمایش داده شده است گرد هم آمدهاند.
شکل۱-۳ساختار مولکولی ممکن از هستههای خوشه آلفا] ۷[.
مدل ذره آلفا برای حالتهای برانگیخته میتوانند خیلی سریعتر از آنچه در مدل است عمل کنند و در این حالت این مدل به هستههای سبک ۴۰ محدود میشود. مفهوم خوشه در هستهها زمانی که تأکید بر جنبههای ذره آلفا باشد اهمیت ویژهای دارد، بخصوص زمانی که واکنشگذار با واپاشی آلفا مدنظر باشد. تحقیقات فراوان در مورد واکنشگذار آلفا نشان داده است که این واکنشها بصورت تبعیضآمیزی باندهای چرخشی در هستههای سبک را پرتعداد میکنند. این موضوع بصورت صریحی گویای این مطلب است که این حالتهای مغز مرکزی هسته، دارای ساختار آلفا میباشند.
برغم موفقیتهای مختلف مدل خوشهای از آنجا که تنها برای هستههای سبک کاربرد دارد و برای هستههای پایداری که ۴۰ بوده و دارای تعداد نامساوی از پروتونها و نوترون میباشد به طوری که جمع ساده از ذرات آلفا در آن بیکاربرد میباشد منجر بدان شد که این مدل نتوانست بهعنوان مدلی کلی نظر فیزیکدانان نظری را جلب کند]۵[.
فصل دوم
تئوری شبکهای FCC
۲-۱ تاریخچه مختصری از تئوری ساختار هستهای
هستهها سیستمهای پیچیده و اسرارآمیزی هستند که توصیف رفتار و خواص آنها خیلی دشوارتر از اجسام ماکروسکوپی است]۱[.
پیچیدگی ساختار هسته ناشی از این حقیقت است که هستهها شامل بخشها و ترکیبات زیادی میباشند، در نتیجه مطالعه آنها نیازمند الگوی خاصی میباشد. در طی دهه های مختلف دانشمندان نظریه پرداز همواره بر آن بودند که الگوی مناسب و مدلی کارآمد برای مطالعه ساختار هسته ارائه دهند. مدلی که قادر به توصیف تمامی خواص هسته باشد. از جمله مدل هایی که در دوران اولیه مدلسازی هستهای معرفی شده بود، مدل قطره مایع می باشد. این مدل قادر به محاسبه خواص برجسته از هسته نظیر اندازه هسته و انرژی بستگی و بخصوص پدیده شکافت هستهای بوده است.
همزمان در طی دهه های ۱۹۳۰ تا ۱۹۴۰ مدل خوشهای برای محاسبه ثبات غیرمعمول و فراوانی هستههایی نظیر توسعه داده شد و مدل لایهای در سال ۱۹۴۹ پا به عرصه ظهور نهاد. بر خلاف مدلهای قطره مایع و خوشهای اساس مدل لایهای بر مبنای معادله شرودینگر بنا شده بود و بصورت رسمی به مکانیک کوانتومی ساختار اتمی مرتبط بود که مورد استقبال نظریهپردازان قرار گرفت. به عنوان یک نتیجه در دهه ۱۹۵۰ مدل لایهای با وجود آنکه با سایر مدلها تطبیق نداشت بهعنوان یک نمونه اصلی از تئوری ساختار هسته بخشهای زیادی از کتابهای هستهای را به خود اختصاص داد.
اگر چه تجزیه و تحلیل تناقض بین مدلهای مختلف هستهای غیرممکن بود اما استفاده از کشف ویگنردر مورد تقارن هندسی موجود در مدل شبکهای برای مطالعه ساختار هسته افق جدیدی را در برابر اتحاد مدلهای هستهای گشود. در تصویری که ویگنر از تقارن کوانتومی هستهای ارائه کرد بیان داشت که هسته بصورت یک گاز فرمی نامنظم نمیباشد بلکه بصورت شبکهای از نوکلئونها بوده و عددهای کوانتومی نیمی از اعداد صحیح میباشند که ترکیبشان یک شبکه با وجه مرکزی [۱۲]FCC را شکل میدهد که در شکل (۲-۱) قابل مشاهده میباشد]۸[.
شکل۲-۱ تقارن هامیلتونی هستهای]۲[.
تقارنهای عددهای کوانتومی هامیلتونی هستهای میتواند بصورت لایهها و پوستههای وابسته به یک شبکه بسته ارائه شوند. هندسه لایهها و زیرلایههای نوسانگر هماهنگ، به سادگی در ساختارهای سهبعدی و نمودارهای فعال کامپیوتری در شکل (۲-۲) قابل مشاهده میباشد.
شکل۲-۲ مدل شبکهای FCC برای هسته ]۹[.
۲-۲ تئوری مدل شبکهای FCC
مدل FCC دارای ساختاری مکعب شکل بوده که ۱۴ نوکلئون در آن بصورت ۸ نوکلئون در گوشههای مکعب و ۶ نوکلئون بر روی وجههای آن بصورت پارامغناطیس قرار دارند.
نحوه آرایش پروتونها و نوترونها در آن بصورت دو لایه نوترون با یک لایه پروتون که بین آنها ساندویچ شدهاند و یا بالعکس میباشد که در شکل (۲-۳) ارائه شده است]۵[.
مطالعات صورت گرفته نشان میدهد این آرایش دارای کمترین حالت انرژی در زمانی که است میباشد]۱۰[.
همان طور که در شکل (۲-۴) دیده میشود، مرتبسازی پارامغناطیس نوکلئونها در شبکه به این معنی است که همه چهار همسایه نزدیک با لایههای افقی محور مغناطیسیشان در خلاف جهت هم است.
نمایش ساختار واحد مکعب شکل، مدل FCC که در شکل (۲-۵) دارای چگالی مرکزی هستهای میباشد که شامل از ۸ نوکلئونی که در گوشهها و از نوکلئونهایی است که در وجههای این مدل واقع میباشند.
مهمترین ویژگی مدل FCC بر سایر مدلهای ارائه شده برای مطالعه ساختار هسته این است که بدون نیاز به چاه پتانسیل چالشبرانگیز مدل لایهای و حل معادله شرودینگر عددهای کوانتومی را بازتولید میکند که در ادامه بر شرح کامل آن میپردازیم]۵[.
شکل۲-۳ نمونهای از ساختار مدل شبکهای FCC ]5[.
p-n-p n-p-n
شکل ۲-۴ نحوه آرایش پروتون و نوترون در مدل شبکهای FCC ]5[.
شکل۲-۵ چگالی مرکزی هسته در مدل شبکهای FCC ]5[.
۲-۳ همارزی بین ویژه حالتهای معادله شرودینگر و شبکه FCC
از جمله ویژگیهای اساسی مدل FCC آن است که بدون حل معادله شرودینگر قادر به پیشگویی ترازهای کوانتومی نوکلئونها میباشد. در ادامه به طور مختصر این همارزی را در مدل FCC بیان خواهیم کرد.
الف) ویژه مقدار (n:
این ویژه مقدار نشاندهنده انرژی لایه اصلی است که نوکلئون در آن قرار میگیرد. در معادله موج شرودینگر عدد n بصورت ۲، ۱، ۰ میباشد. در مدل اتمی هسته[۱۳] اگر مرکز مختصات سیستم را در مرکز چهارضلعی لحاظ کنیم و نوکلئون ها را در شبکه FCC مرتب کنیم در صورتی که باشد دقیقاً تعداد نوکلئونها در هر لایه بسته را مطابق با مدل لایهای تولید میکند. در این مدل ارتباط بصورت زیر است،
. (۲-۱)
مختصات سیستم FCC، بصورت اعداد صحیح فرد می باشد که حاصلضرب آنها بر حسب نوع لایه بر اساس پاریته آن لایه، مثبت یا منفی است.
ب) عدد کوانتومی j):
هر مدل هستهای باید توصیفی برای مقادیر j داشته باشد. زیرا j بصورت تجربی قابل اندازهگیری است و باید با مقادیری که مدل پیشبینی میکند یکسان باشد. جالب توجه است که مدل FCC همان الگوی مقادیر j را که مدل ذره مستقل بدست آورده و بر اساس همان هندسه که برای مقادیر n نوکلئون توصیف شده است بازتولید میکند. مقادیر j نوکلئون در مدل A.N. بر اساس فاصله نوکلئونها از محور اسپین هسته بصورت زیر است،
. (۲-۲)
بنابراین تکانه j هر نوکلئون وابسته به فاصله نوکلئون از محور اسپین (محور z) هسته است.
ج) عدد کوانتومی m):
در مکانیک کوانتوم عدد کوانتومی m بصورت تکانه زاویهای مداری در راستای یک محور که در مدل شبکهای .A.N محور X است تعریف میشود در این مدل اندازه m بر اساس فاصله نوکلئون از محور X میباشد و علامت آن به اسپین نوکلئون بستگی دارد،
. (۲-۳)
د) مقدار اسپین S):
در شبکه FCC اسپین ذاتی نوکلئونها بر اساس جهت اسپین نسبت به محور X تعریف میشود صفحات اسپین در مدل A.N. بصورت یک در میان بین اسپین بالا و پائین در راستای محور X تغییر میکند،
. (۲-۴)
ز) مقدار ایزواسپین I):
به منظور آنکه مدل A.N. بتواند ترازهای انرژی را برای پروتون و نوترون بازتولید کند پروتون ها نوترون ها باید به طور یک در میان در راستای محور Z قرار گیرند. این ساختار از لحاظ انرژی کمترین مقدار را برای هستهای که دارد، را دارا میباشد]۱۱[. (شکل (۲-۶) را ملاحظه کنید.)
شکل۲-۶ نمایش اعداد کوانتومی در مدل شبکهای FCC ]12[.
۲-۴ مدل ذره مستقل و قطره مایع در مدل شبکهای FCC
از دیدگاه تجربی نوکلئون ها ذراتی هستند که دارای شعاع میانگین مربعی در حدود fm1می باشند]۱۳[. بعلاوه آزمایشهای پراکندگی نوکلئون- نوکلئون نشان داده است که نیروی هستهای دارای گسترهای بسیار اندک در حدود (fm2~1) میباشد]۸[، (جدول (۲-۱) و شکل (۲-۷) را ملاحظه کنید).
از طرفی زیربنای مدل لایهای مدرن بر اساس وجود نوکلئونهایی است که به وسیله یک چاه پتانسیل مرکزی جذب شدهاند. بنابراین بهعنوان اولین نتیجه این نوکلئونها با نوکلئونهای محلی دیگر داخل هسته بر همکنشی انجام نمیدهند. این حقایق چنین پیشنهاد میکند که جنبههای غیرکلاسیک مکانیک کوانتومی به توصیف نوکلئون مجزا محدود شوند، در حالی که مشخصه های هستههای چند نوکلئونی به سادگی میتوانند بهعنوان مجموع مشخصات نوکلئونها در چارچوب قطره مایع با چگالی زیاد یا مدلهای خوشهای و شبکهای ارائه شوند. بر اساس فرضیههای تجربی شناخته شده از نوکلئونها و نیروهای هستهای وجود یک مدل شبکهای پویا یا مایع چگال نوکلئون از هسته اجتنابناپذیر میباشد.
جدول ۲-۱ مقادیر مجذور شعاع میانگین مغناطیسی نوکلئونها]۱۳[.
magnetic RMS radii of nucleous | ||
Particle | ||
fm 012/0 ۰۸۶/۱ | Proton | |
fm 015/0 ۸۷۳/۰ | Neutron |
(b) (a)
شکل۲-۷ a) ابعاد هسته و نیروی هستهای b) نیروی کوتاه برد هستهای]۱۳[.
مدل شبکهای FCC دارای ویژگیهای ماکروسکوپی بشرح ذیل میباشد:
۱) قطره مایع چگال
۲) نشاندهنده ساختار لایهای هسته
۳) دارای ساختار خوشهبندی چهارضلعی ذاتی در داخل شبکه بستهبندی شده از نوکلئونها
مهمترین جذابیت مدل شبکهای FCC برای مطالعه ساختار هسته برخاسته از اکتشاف ویگنر میباشد. او چنین اظهار داشت که تمام تقارنهای عددهای کوانتومی هستهای که امروزه بهعنوان مدل ذره مستقل آن را میشناسیم به صورت منحصر بفردی در یک شبکه آنتیفرومغناطیس FCC با لایههای یک در میان ایزواسپین قالب باز تولید میباشد.همان طور که در (شکل ۲-۸) نشان داده شده است، این آرایش از ساختار نوکلئونها دارای کمترین چگالی انرژی از ماده هستهای زمانی که است، میباشد]۱۰[.
محاسبات کامل مکانیک کوانتومی گویای این نکته است که زمانیکه ماده هستهای جامد تلقی میشود مناسبترین پیکربندی که دارای کمینه انرژی میباشد یک شبکه پارامغناطیس FCC است که هماهنگ با یافتههای ویگنر در زمینه حالتهای انرژی نوکلئونی میباشد.
همان طور که در جدول (۲-۲) ارائه شده است، موفقیتهای مدل ذره مستقل بر اساس تشریح مکانیک کوانتومی همه حالتهای ممکن نوکلئون بوده که بر اساس معادله شرودینگر اینگونه مطرح میشود،
. (۲-۵)
مدل ذره مستقل با توجیه یک ساختار قاطع برای نوکلئونهای مجزا، محاسبه حالتهای هستهای را بصورت مجموع مشخصه های نوکلئونهای مستقلش ممکن ساخته است. این پیشبینیها موفقیتهای نظری مهمی به شمار آمده و نقش چشمگیری را در ارائه مدل ذره مستقل در اوایل دهه ۱۹۵۰ ایفا کردهاند]۱۲[. علیرغم غیرحسی بودن وضعیت فاز «گازی» هستهای پیشنهاد شده توسط مدل ذره مستقل، توانایی این مدل به این حقیقت وابسته بوده است که حالت انرژی هر نوکلئون مستقل در مدل به وسیله مجموعه منحصر بفردی از عددهای کوانتومی نوکلئونها n, j, m, l, s, i مشخص میشود. همان گونه که در تشریح هستهای معادله شرودینگر مشخص شده است، نقص اصلی مدل ذره مستقل فرضیه انتخاب یک پتانسیل مرکزی مناسب برای حل معادله شرودینگر می باشد.در حالی که مهمترین جذابیت مدل شبکهای FCC که نظر فیزیکدانان نظریه پرداز را بخود جلب نمود، این بوده است که این مدل از طریق حفظ خواص ذره مستقل از وضعیت نوکلئونهای مجزا بدون نیاز به حل معادله شرودینگر و انتخاب چاه پتانسیل چالشبرانگیز مدل لایهای قادر به بازتولید کلیه خواص منتج از مدل ذره مستقل میباشد.
حدود مقادیر عددهای کوانتومی حاصل از معادله (۲-۵) بشرح زیر میباشد،
(۲-۶)
(۲-۷)
(۲-۸)
(۲-۹)
. (۲-۱۰)
همراه با معادله شرودینگر معادله (۲-۶) تا (۲-۱۰) بیان مختصری از مکانیک کوانتوم حاصل از مدل ذره مستقل میباشند که بر اساس آنها عددهای جادویی مدل لایهای میتوانند از طریق بررسی پتانسیل مناسب هستهای بدست آیند]۱۲[.
به دنبال هدف اتحاد مدلهای ساختار هستهای، همان طور که در جدول (۲-۲) ارائه شده است، مهمترین مورد در مدل ذره مستقل این است که موجهای برجسته از توابع موج (nx, ny, nz) که موقعیت گروههای مجزا مشخص میکند در مدل شبکهای FCC قادر به تعریف شدن باشد.
ارتباط بین اعداد کوانتومی و مکان نوکلئون ها در مدل شبکه ای FCC برای هر نوکلئون بر اساس معادلات (۲-۱۱) تا (۲-۱۳) یا برعکس بیان میشود. هماهنگیهای منحصر بفرد مختصات کارتزین برای هر نوکلئون بهعنوان تعریفی از ویژگیهای کوانتومیشان در معادلات (۲-۱۴) تا (۲-۱۸) بهکار میروند،
(۲-۱۱)
(۲-۱۲)
(۲-۱۳)
(۲-۱۴)
(۲-۱۵)
(۲-۱۶)
(۲-۱۷)
. (۲-۱۸)
نکته بسیار جالب این است که عددهای کوانتومی شناخته شده و اشغال پروتونها و نوترونها در n لایه و j و m زیر لایهها در هر دو مدل یکسان میباشد. همان طور در شکل (۲-۸) نشان داده شده است تقارنهای انتزاعی معادله شرودینگر دارای تقارنهای مرتبطی در فضای مختصات میباشد بهویژه لایههای n، j، m دارای تقارنهای کروی، استوانهای، مخروطی بوده در حالیکه مقادیر s و j لایهبندی راست گوشهای را تولید میکنند]۵[.
جدول۲-۲ نمایش حالت کوانتمی نوکلئون ها و عدد اشغال در لایه ها]۵[.
شکل ۲-۸ آرایش حالت های کوانتمی در ساختار FCC ]12[.
بررسی تقارنهای ساختار در شکل (۲-۹) در رابطه با مختصات کارتزین اعتبار این معادلات را برای ساختار واحد مدل شبکهای FCC نشان میدهد. تفاوت بین مدل شبکهای FCC و ذره مستقل به طور اولیه به مفاهیمشان در رابطه با ساختار محلی داخلی هسته مربوط میشود.
مدل IPM اظهار می دارد که زیر ساختار هستهای، حاصل شکاف انرژی در پتانسیل مناسب هستهای موثر بلند برد میباشد در حالیکه مدل شبکهای FCC همان ساختار کوانتومی را بصورت قطره مایع چگال که از طریق نیروی هستهای واقعی با گستره کوتاه برد به هم متصل شدهاند، همراه با زیرساختاری که از طریق واکنشهای نوکلئون- نوکلئون محلی تعیین شده است درنظر میگیرد. در این رابطه مدل شبکهای FCC دارای مشخصاتی شبیه به مدل IPM و LDM میباشد اما دارای زیرساختار اضافهای است که در مدل قطره مایع و IPM کشف شده است]۸[.
شکل۲-۹ تقارنهای مرتبط با مختصات کارتزین در مدل شبکهای FCC ]12[.
۲-۵ خوشههای آلفا در شبکه FCC
اگر چه مدل خوشهای آلفا در رابطه تئوری ساختار هسته دارای اهمیت کمتری میباشد و موفقیتهای آن به سادگی در داخل چارچوب فاز مایع LDM و فاز گازی IPM تفسیر نمیشود اما این مدل در مدل شبکهای FCC توضیحات سادهای مییابد. شکل (۲-۱۰) نشان میدهد که چگونه شبکه FCC دارای گروهبندی ذاتی چهارضلعی از نوکلئونهای داخل شبکه می باشد]۵[.
شکل ۲-۱۰ آرایش خوشه آلفا در مدل شبکهای FCC مربوط به ]۵[.
۲-۶ جمع بندی
مدل شبکهای FCC با بازتولید خواص هستهای مدل های قطره مایع، خوشهای و ذره مستقل منجر بوجود آمدن یک مدل متحد در میان این سه مدل شده است که بصورت خلاصه در زیر آن را مطرح میکنیم.
- بازتولید خواص مدل قطره مایع بخاطر برهمکنش نوکلئون- نوکلئون کوتاه برد که بصورت ذاتی در هندسه مدل FCC نهفته است.
- تولید ترکیبهای خوشهای یکسان آلفا (یک مجموعه چهار بعدی ذاتی از نوکلئونها در شبکههای بسته)
- همه لایههای کوانتومی n و زیر لایههای m و j مدل ذره مستقل که بصورت کروی، استوانهای و مخروطی در داخل شبکه FCC با پروتونها و نوترونهای اشغال شده در هر لایه و زیرلایه که در مدل لایهای با حل معادله شرودینگر تولید شده بود.
ساختارهای پیچیدهتر FCC بصورت سادهای با بهره گرفتن از نرمافزارهای طراحی شده [۱۴] NVS توسط کوک[۱۵] و همکارانش قابل مشاهده میباشد که براحتی قادر به پیشگویی خواص هستهای از قبیل شعاع میانگین مربع و انرژی بستگی بوده که در فصل سوم ضمن تشریح کامل آن به مقایسه آن با مدل قطره مایع و دادههای تجربی و قابلیت بررسی این مدل به عنوان مدلی مناسب برای مطالعه ساختار هسته میپردازیم.
فصل سوم
محاسبه خواص ماده هستهای با استفاده مدل شبکهای FCC از طریق کد NVS،
معرفی مدل دابل- فولدینگ و مدل باس
۳-۱ مقدمه
هستهها بصورت ذاتی سیستمی ناشناخته هستند، در نتیجه شناسایی ساختار هسته مبتنی بر درک طبیعت نیروی عملکننده بین نوکلئونها و توصیف خواص هسته استوار است]۱[. از طریق مدلهای هستهای میتوان به خواص هستههای مرکب دست یافت]۱۴[. اهمیت شناخت خواص هستهای از این منظر مهم است که هر چه درک بهتری از ساختار هسته داشته باشیم به تطابق بهتری با دادههای تجربی بر همکنشها در مطالعه تئوری بر همکنشها دست خواهیم یافت. بنابراین هر مدلی که در پیشبینی خواص ماده هستهای موفقتر باشد میتواند انتخاب مناسبی برای بررسی برهمکنشهای هستهای باشد. در فصل دوم به تفصیل به معرفی مدل شبکهای FCC و توانایی این مدل به باز تولید تقارنهای مکانیک کوانتومی معادلات شرودینگر بدون نیاز به چاه پتانسیل چالشبرانگیز مدل لایهای پرداختیم. لذا در ابتدای این فصل به بررسی پیشبینی خواص ماده هستهای مانند شعاع میانگین مربع و انرژی بستگی که مقادیر آن وابسته به توزیع نوکلئونهاست با بهره گرفتن از مدل شبکهای FCC از طریق کد محاسباتی NVS و مقایسه آن با دادههای تجربی میپردازیم. از آنجائی که در مطالعه سطح مقطع همجوشی یونهای سنگین پتانسیل هستهای بین هستههای پرتابه و هدف نقش بسزایی دارد، ادامه این فصل به معرفی پتانسیل دابل فولدینگ و پتانسیل باس اختصاص یافته است.
۳-۱-۱ انرژی بستگی
یکی از مهمترین خواص ماده هستهای انرژی بستگی میباشد که با دقت بالایی برای گستره وسیعی از هستهها شناخته شده است. اما از آنجایی که نیروی هستهای بخوبی شناخته شده نمیباشد در نتیجه انرژی بستگی کل نمیتواند بر اساس ویژگی نیروی هستهای شرح داده شود و نیازمند مدل ساده ای برای ارائه میباشد. در مدل شبکهای FCC انرژی بستگی کل هسته بصورت زیر تعریف میشود]۱۵[،
(۳-۱)
همان طور که در شکل (۳-۱) برای PP1 تا PN3نشان داده شده است، در رابطه فوق PP، NN و PN بترتیب مربوط به پیوندهای پروتون- پروتون، نوترون- نوترون و پروتون نوترون است.
همچنین Q مجموع عکس فاصله بین جفت پروتونها بوده است و سایر ضرایب ثابت a تا j از طریق برازش multiple regression بدست آمده است و برای انجام یک برارزش مناسب برای ۱۲۳۶ هسته بکار گرفته شده است.
در جدول (۳-۱) انرژی بستگی به ازای هر نوکلئون برای گسترهای از عناصر لیست شده است و مقادیر آنها با دادههای تجربی مقایسه شده است. همچنین در شکل (۳-۲) مقایسه انرژی بستگی در مدل شبکهای با نتایج حاصل از دادههای آزمایشگاهی ارائه شده است]۱۵[.
شکل ۳-۱ نمونهای از برهم کنش همسایههای اول- دوم و سوم در مدل شبکهای FCC ]15[.
جدول ۳-۱ مقایسه انرژی بستگی به ازای هر نوکلئون مربوط به گسترهای از هستههای کروی در مدل FCC با دادههای تجربی و قطره مایع]۱۶[.
(Mev) Nucleus |
LDM | FCC | Exp |
۲۱۷۵/۵ | ۰۷۵/۷ | ۰۷۵/۷ | |
۳۸۸۰/۸ | ۶۹۰/۸ | ۵۵۱/۸ | |
۶۳۹۳/۸ | ۶۴۰/۸ | ۷۲۲/۸ | |
۶۵۳۰/۸ | ۵۱۱/۸ | ۷۷۵/۸ | |
۶۵۳۳/۸ | ۲۱۵/۸ | ۷۹۰/۸ | |
۵۵۵۸/۸ | ۰۷۸/۸ | ۷۳۱/۸ | |
۵۶۳۷/۸ | ۷۸۸/۸ | ۷۱۳/۸ | |
۳۶۴۵/۸ | ۴۵۵/۸ | ۶۶۴/۸ | |
۲۶۷۹/۸ | ۵۹۰/۸ | ۵۲۳/۸ | |
۲۴۳۲/۸ | ۴۹۵/۸ | ۳۷۸/۸ | |
۸۲۵۵/۷ | ۸۶۱/۷ | ۳۴۶/۸ | |
۷۴۸۶/۷ | ۹۹۶/۷ | ۹۱۵/۷ |
شکل ۳-۲ مقایسه انرژی بستگی در مدل شبکهای با مقادیر تجربی]۵[.
۳-۱-۲ شعاع میانگین مربع در مدل شبکه FCC
در مدل FCC مقدار میانگین شعاع هسته را میتوان بصورت زیر تعریف کرد،
. (۳-۲)
بهترین مقدار تجربی بدست آمده برای شعاع میانگین مربع نوکلئون برابر با fm 48/0 است]۱۷[. مقدار شعاع میانگین مربع هر نوکلئون از مرکز شبکه بوسیله روابط زیر برای هر نوکلئون بدست میآید. (به عبارت دیگر با داشتن مکان نوکلئونها به صورت روابط (۳-۳) و با بهره گرفتن از معادله بالا میتوانیم RMS را محاسبه کنیم).
(۳-۳)
شعاع میانگین مربع گسترهای از عناصر در جدول (۳-۲) لیست شده است همچنین در شکل (۳-۳) ارزیابی RMS حاصل از مدل FCC با نتایج آزمایشگاهی مشاهده میشود.
جدول۳-۲ مقایسه شعاع میانگین مربع در مدل FCC با مدل قطره مایع و داده تجربی]۱۶[.
RMS(fm) Nucleus |
LDM | FCC | Exp |
۹۰/۱ | ۷۴/۱ | ۶۷/۱ | |
۱۰/۴ | ۳۹/۳ | ۴۸/۳ | |
۳۶/۴ | ۶۵/۳ | ۵۹/۳ | |
۴۸/۴ | ۷۷/۳ | ۶۴/۳ | |
۵۹/۴ | ۸۴/۳ | ۷۳/۳ | |
۶۵/۴ | ۹۱/۳ | ۸۷/۳ | |
۴۴/۵ | ۴۱/۴ | ۳۱/۴ | |
۸۵/۵ | ۶۷/۴ | ۶۲/۴ | |
۲۲/۶ | ۹۸/۴ | ۸۶/۴ | |
۲۶/۶ | ۰۱/۵ | ۹۰/۴ | |
۹۸/۶ | ۵۰/۵ | ۴۳/۵ | |
۱۱/۷ | ۶۵/۵ | ۵۰/۵ |
شکل ۳-۳ مقایسه شعاع میانگین مربع در مدل شبکهای با داده تجربی]۵[.
۳-۲ توزیع چگالی نوکلئونها
در محاسبه سطح مقطع بر همکنشهای هستهای توزیع چگالی پروتونها و نوترونها و ضخامت پوسته هستهای نقش مهمی را ایفا میکنند. همان طور که در شکل (۳-۴) مشاهده می شود در مدل شبکهای FCC هر هسته بصورت یک چند وجهی است که در فاصله r ( شعاع کرهای که با مرکز سطح چند وجهی در تماس است) چگالی ثابت و از فاصله r تا d (فاصله سطح کره تا گوشه چند وجهی ) پوسته هسته میباشد که چگالی سریعاً کاهش مییابد]۵[.
شکل۳-۴ نمایش مرکز هسته و پوسته هسته در مدل شبکه ای FCC ]5[.
از مقایسات بین محاسبات پیچیده شعاع میانگین مربع و هاتریفوک[۱۶] با نتایج پراکندگی الکترونهای فرودی در انرژیهای مختلف برای بسیاری از هستهها نشان داده شده است که توزیع نوکلئونها در هسته بصورت تابع زیر تغییر میکند،
. (۳-۴)
با بهره گرفتن از مدل شبکهای FCC هستههای ، ، ، تولید و توزیع نوکلئونها را برای این هستهها محاسبه کردهایم. در شکلهای (۳-۴) به مقایسه نتایج حاصل از مدل FCC با تابع توزیع چگالی دو پارامتری فرمی رابطه (۳-۴) پرداخته ایم. ضرایب موجود در رابطه از محاسبات هارتری فوک حاصل شدهاند که مقادیر آنها در جدول (۳-۳) داده شده است. همان طور که در شکل ها دیده میشود تابع توزیع نوکلئونهای حاصل از محاسبات مدل FCC در توافق مناسبی با نتایج هارتری فوک برای تابع توزیع چگالی ماده هستهای میباشد.
شکل۳-۵ توزیع چگالی هستهای برای هسته های a) ،b) ،c) ،d) با بهره گرفتن از مدل شبکهای FCC و مقایسه با تابع توزیع دو پارامتری فرمی حاصل از محاسبات HFB ]18[.
جدول ۳-۳ ضرایب موجود در رابطه دو پارامتری فرمی با بهره گرفتن از محاسبات HFB برای هستههای ، ، ، ]۱۸[.
ap [fm] |
rp [fm] |
rhop [fm-3] |
an [fm] |
rn [fm] |
rohn [fm-3] |
Nuclei |
۴۴۶۹/۰ | ۶۹۸۶/۲ | ۰۷۶۵/۰ | ۴۶۰۲/۰ | ۶۵۱۹/۲ | ۰۷۸۹/۰ | |
۴۷۵۰/۰ | ۱۹۸۴/۳ | ۰۸۳۶/۰ | ۴۷۲۶/۰ | ۱۶۷۱/۳ | ۰۸۶۰/۰ | |
۴۹۹۱/۰ | ۹۷۲۵/۴ | ۰۷۰۶/۰ | ۵۱۱۹/۰ | ۰۲۰۱/۵ | ۰۸۹۰/۰ | |
۴۷۰۱/۰ | ۶۸۹۲/۶ | ۰۶۲۴/۰ | ۵۶۰۶/۰ | ۷۱۶۲/۶ | ۰۹۲۹/۰ |
۳-۳ مدل باس
یکی از مهمترین بخشها در شرح برهمکنش هستهای محاسبه پتانسیل هسته- هسته میباشد. از آنجایی که بسیاری از جنبههای فیزیکی فرایندهای هستهای در برهمکنش یونهای سنگین قابل درک میباشد، در سالهای اخیر توجه محققین به این نوع فرایندها جلب شده است]۱۴[.
روشها و متدهای مختلفی برای محاسبه پتانسیل هستهای وجود دارد که در آن میان میتوان بر مدل های دابل- فولدینگ و باس اشاره کرد که در ادامه به شرح این مدلها میپردازیم.
پتانسیل باس، پتانسیلی پدیده شناختی مربوط به برهمکنش نوکلئون- نوکلئون که بصورت زیر تعریف میشود]۱۹[،
. (۳-۵)
در عبارت بالا ، S توسط روابط زیر ارائه میشوند. R1 ، R2 مکان نوکلئون ها در هسته های پرتابه و هدف وR برداری است که مراکز جرم هسته ها را بهم متصل می کند.
(۳-۶)
(۳-۷)
به صورت زیر تعریف می شوند، Rsi و Ri همچنین
(۳-۸)
(۳-۹) .
۳-۳-۱ مدل دابل- فولدینگ
یکی از روشهای محاسبه پتانسیل هستهای که مورد توجه فیزیکدانان تئوری قرار گرفته است مدل دابل- فولدینگ میباشد. این مدل به علت وابستگی به چگالی هستهای پرتابه و هدف قادر به توجیه اثراتی نظیر تغییر شکل هستهها و پخشیدگی نوکلئونها میباشد. مدل دابل- فولدینگ بر اساس پتانسیل نوکلئون- نوکلئون از نوع M3Y وابسته یا مستقل از چگالی به محاسبه پتانسیل هستهای میپردازد. از آنجایی که این مدل در توصیف برهمکنشهای هستهای تا حدی موفق بوده است، در این بخش به بررسی محاسباتی این مدل اختصاص یافته است.
از آنجایی که برهمکنش بین نوکلئونها از دو بخش تبادلی[۱۷] و مستقیم[۱۸] تشکیل شده است پتانسیل هستهای در این مدل به صورت زیر تعریف میشود،
. (۳-۱۰)
که در آن بخشهای تبادلی و مستقیم به صورت زیر میباشد،
(۳-۱۱)
.
(۳-۱۲)
همان طور که در شکل (۳-۶) نشان داده شده است، در رابطه فوق مکان نوکلئونها در هسته پرتابه و مکان نوکلئونها در هسته هدف، فاصله بین دو نوکلئون میباشد و R برداری است که مراکز جر هستههای پرتابه و هدف را بهم متصل میکند.
شکل ۳-۶ نمایشی از برخورد دو هسته کروی در مدل دابل- فولدینگ.
عدد موج است که به حرکت نسبی هستههای برخوردکننده وابسته بوده و به صورت زیر تعریف میشود،
. (۳-۱۳)
در رابطه (۳-۱۳) جرم خالص نوکلئون و جرم کاهش یافته سیستم است و به صورت زیر میباشد،
. (۳-۱۴)
انتگرالهای موجود در بخش تبادلی و مستقیم پتانسیل هستهای از سه بخش زیر تشکیل شده است که در ادامه به شرح اختصاری هر یک از آنها میپردازیم.
۱- توابع توزیع چگالی هستهای
۲- بخش مرکزی بر همکنش نوکلئون- نوکلئون
۳- تابع وابسته به انرژی
۳-۳-۱-۱ توابع توزیع چگالی هستهای
در حالت کلی تابع توزیع چگالی هستهای برای هستههای کروی و تغییر شکل یافته به صورت زیر تعریف میشود،
. (۳-۱۵)
که برای هستههای کروی و تغییر شکل یافته، ترتیب با روابط (۳-۱۶)، (۳-۱۷) به صورت زیر داده میشود،
(۳-۱۶)
. (۳-۱۷)
بر اساس نتایج حاصل از پراکندگی چگالی اشباع واقع در مرکز هسته دارای مقدار میباشد. پارامتر تغییر شکل هسته و زاویه بین راستای محور تقارن هستند تغییر شکل یافته با محور تقارن آزمایشگاهی، فاصلهای است که در آن چگالی از مرکز هسته به نصف مقدار اولیهاش می رسد و a ثابت پخشیدگی سطحی نوکلئونها در هسته میباشد که بر اساس ضخامت پوسته t با رابطه قابل تعریف میباشد که در شکل (۳-۷) ارائه شده است.
شکل ۳-۷ توزیع شعاعی چگالی دو پارامتری فرمی]۱[ .
۳-۳-۱-۲ بخش مرکزی بر همکنش نوکلئون- نوکلئون
بخش مرکزی انتگرال دوگانه DF مربوط به برهمکنش نوکلئون- نوکلئون که متشکل از بخشهای وابسته به اسپین ایزواسپین واسپین و ایزواسپین بصورت زیر قابل تعریف است،
. (۳-۱۸)
از آنجایی که عملگر ایزواسپین میباشد در هستههای پرتابه و هدف اگر تعداد نوترون و پروتون برابر باشد در جمله وابسته به ایزواسپین حذف خواهد شد. از طرفی اسپین کل هسته در هستههایی که تعداد پروتون و نوترون در آنها زوج میباشد صفر است در نتیجه اگر یکی از هستهها زوج- زوج باشد آنگاه میتوان در رابطه فوق از جمله مربوط به اسپین هم صرفنظر نمود.
با حذف جملات مربوط به اسپین و ایزواسپین در بخش مرکزی بر همکنش نوکلئون- نوکلئون رابطه زیر به جمع بر روی جملات یوکاوا بدست میآید،
. (۳-۱۹)
ثابتهای موجود در رابطه (۳-۱۹) از طریق آزمایشهای پراکندگی برای دو نسخه Paris و Reid بدست میآید که در جدول (۳-۴) ارائه شده است.
بخشهای و به استفاده از ضرایب موجود در جدول برای نسخه Paris بصورت زیر میباشد]۲۰،۲۱[،
(۳-۲۰)
. (۳-۲۱)
و در Reid بصورت زیر خواهد بود،
(۳-۲۲)
. (۳-۲۳)
۳-۳-۱-۳ تابع وابسته به انرژی
بخش وابسته به انرژی برهمکنشی نوکلئونی به صورت زیر ارائه میشود،
. (۳-۲۴)
در رابطه فوق انرژی ذره پرتابه به تعداد نوکلئونهای هسته میباشد و ثابت k برای نسخههای Paris و Reid در جدول ( ۳-۴ ) ارائه شده است.
در فصل چهارم به شرح کامل محاسبه پتانسیل هستهای از طریق مدل FCC برای توزیع نوکلئونها و مقایسه با مدل دابل فولدینگ و پتانسیل باس میپرازیم.
جدول۳-۴ مقادیر ثابت در روش Reid، Paris ]20[.
فصل چهارم
محاسبات و نتیجه گیری
فصل چهارم
محاسبات و نتیجه گیری
۴-۱ مقدمه
توسعه در پدیده هجوشی هستهای نیازمند پیشرفت در سه بخش مجزای زیر است،
- داده های آزمایشگاهی
- فرضیههایی در مورد پدیدهشناسی
- تکامل در تأسیس تئوری ساختار هستهای.
در نتیجه از جمله بخشهای مورد توجه در سالهای اخیر در فیزیک هستهای انتخاب مدلی مناسب برای توزیع نوکلئونها در هسته بوده است. مدلی که علاوه بر توجیه کامل خواص هسته از طریق انطباق با داده های تجربی در گامی فراتر بتواند روند انجام محاسبات برای برهمکنش یونهای سنگین را سرعت ببخشد]۴،۲[. فصل دوم این تحقیق به معرفی کامل ساختار مدل شبکه ای FCC به عنوان مدلی پیشنهادی برای توزیع نوکلئونها که توسط ویگنر ارائه شده بود اختصاص یافته است. در فصل سوم خواص هسته حاصل از پیشگوییهای مدل شبکه ای FCC را با داده های تجربی در جدول های (۳-۲)، (۳-۳) بترتیب حاصل از انرژی بستگی و شعاع میانگین مربع مقایسه کرده ایم. همچنین در شکل (۳-۵) به مقایسه توزیع چگالی حاصل از هسته های ، ، و از طریق مدل شبکه ای FCCبا توزیع چگالی دو پارامتری فرمی پرداختیم. همان طور که ملاحظه می شود دارای توافق مناسبی با یکدیگر می باشند.
در این فصل به منظور ارزیابی مدل شبکه ای FCC برای بکارگیری در برهمکنش یونهای سنگین، پتانسیل کل را محاسبه کرده و به مقایسه سطح مقطع همجوشی واکنشهای ، و حاصل از این مدل با پتانسیل دابل-فولدینگ، باس و داده های تجربی میپردازیم.
۴-۲ محاسبه پتانسیل کل هستهای برای واکنشهای ، ،
در مطالعه برهمکنشهای همجوشی یونهای سنگین برای محاسبه پتانسیل کل از مدل شبکه ای FCC برای توزیع نوکلئونها در حالت پایه برای هسته استفاده کردهایم از آنجا که مدل FCC هستههای جادویی و با لایه بسته را بخوبی پیش بینی می کند. برای محاسبه پتانسیل به انتخاب واکنشهایی پرداختیم که حداقل یکی از هستههای شرکتکننده در واکنش جادویی یا هستههایی با لایه بسته باشد. پتانسیل کل هسته- هسته را با جمعبندی بر روی تمام برهمکنشهای ممکن بین نوکلئونهای هستههای پرتابه و هدف میتوان محاسبه نمود که بصورت مجموع پتانسیل کولنی و پتانسیل هستهای میباشد،
. (۴-۱)
مراحل انجام محاسبات برای محاسبه پتانسیل کل بصورت زیر است:
- تعیین مکان اسپین و ایزواسپین نوکلئونها در هستههای پرتابه و هدف با بهره گرفتن از مدل FCC
- چرخش تصادفی هستههای پرتابه و هدف بدور مرکز جرمشان با بهره گرفتن از زاویه های اویلر
- جمع همه برهمکنشهای نوکلئون- نوکلئون و محاسبه میانگین پتانسیل کل
۴-۲-۱ محاسبه پتانسیل کولنی
برای محاسبه پتانسیل پروتون- پروتون در فاصلهای بزرگتر از شعاع پروتون fm9/0 از رابطه زیر استفاده شده است،
. (۴-۲)
که درآن هر پروتون بصورت یک ذره نقطهای فرض شده است و این فرضیه در فاصلهای کمتر از شعاع پروتون رد شده میباشد. اگر فاصله بین دو پروتون از قطر پروتون کوچکتر باشد آنگاه اثرات خود انرژی به بینهایت میل می کند که برای رفع این مشکل پتانسیل اصلاح شده زیر را بکار بردهایم]۲۲[،
(۴-۳)
.
۴-۲-۲ محاسبه پتانسیل هستهای
برای محاسبه پتانسیل هستهای از نیروی برهمکنشی M3Y از نوع Paris استفاده کردهایم که در بخش
(۳-۳-۲) به معرفی آن پرداختیم. بخش مرکزی، برهمکنش نوکلئون- نوکلئون بصورت زیر است،
. (۴-۴ )
که در آن و بترتیب ماتریسهای پائولی ایزواسپین و اسپین هستند، قسمت تبادلی(مستقیم) برهمکنشهایی است که پارامترهای آن بصورت کاملی در مراجع ]۲۳،۲۴،۲۵[ وجود دارد.
برای سادگی قسمت VE(x) برهمکنش نوکلئون- نوکلئون را در تقریب Zero-range محاسبه نموده ایم،
. (۴-۵)
فرمهای کامل و در مراجع ]۲۶[ داده شده است.
اگر اسپین کل نوکلئونهای سطح یکی از هستههای شرکتکننده در واکنش صفر شود میتوان از ترمهای وابسته به اسپین در محاسبه پتانسیل کل صرف نظر کرد و این قضیه در مورد ایزواسپین هم صادق میباشد.
از آنجا که اسپین یا ایزواسپین بر همکنشی نوکلئون- نوکلئون حداقل یکی از هستههای شرکتکننده در واکنش در معادله (۴-۵) صفر می شود میتوان از این ترمها در محاسبه پتانسیل کل صرف نظر کرد.
پتانسیل برهمکنشی محاسبه شده برای واکنشهای ، ، با بهره گرفتن از مدل شبکه ای FCC و برهمکنش نوکلئون- نوکلئون M3Y در شکل (۴-۲)، (۴-۱) نشان داده شده است. در این شکل ها نتایج بدست آمده را با پتانسیلهای DF و Bass مقایسه کردهایم. از آنجایی که ارتفاع پتانسیل کل و موقعیت شان دو کمیت حساس در محاسبه سطح مقطع میباشند، در جدول (۴-۱) نتایج حاصل از آنها را باروشهای DF و VBass و داده های تجربی مقایسه نمودهایم. که توافق نسبتاً خوبی را نشان میدهد.
شکل۴-۱ پتانسیل برای واکنشهای همجوشی a ) ، b) ، c) حاصل از مدلDF، VBass و FCC.
جرایم غیر مشهود
جرایم مشهود فوریت مقابله را می طلبید لذا کمی کمرنگ تر خط کشی ها به چشم می خورد اما دغدغه قانونگذار در جرایم غیر مشهود دو چندان است و نمی خواهد اذن مطلق به ضابط بدهد تا باعث تضییع حقوق شهروندان بشود لذا برای سهولت جریان شناسی و تفکیک جرایم مشهود از غیر مشهود طبق ماده ۴۵ ق.م.آ. د. ک. که به احصاء مصادیق جرم مشهود پرداخته است هر جرمی که خارج از مواد شش گانه مندرج در ماده مذکور قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ باشد جرم غیر مشهود تلقی می شود . حال باید گفت قانونگذار در جرایم مشهود به سبب اهمیت آن جرایم اختیاراتی را مقرر داشته اند که در جرائم غیر مشهود ضابطان از آن حقوق و اختیارات محروم بوده اند و آن اختیارات به غیر از طریق دستور مقام قضایی میسر نیست و رأساً نیز نمی توانند نسبت به احضار ،دستگیری و جلب،توقیف و بازرسی منزل پرداخت. از این رو مبحث غیر مشهود از لحاظ آثار حقوقی متراتب برعملکرد ضابطین ومتفاوت با جرائم مشهود است و لازم است ضابطین دربرخورد با این جرایم در جهت حفظ حقوق شهروندی افراد دقت نظر بیشتری اعمال کنند.
۱-۱۱-وظیفه ضابط در قابل جرایم غیر مشهود
وقتی که جرم خصوصیات جرم مشهود را نداشت جرم غیر مشهود است، جرم غیر مشهود آن است که مراتب را جهت کسب تکلیف و اخذ دستور مقام قضایی می رساند .
انجام تحقیقات مقدماتی (تحقیقات مقدماتی به مجموعه اقدماتی گفته می شود که به حفظ آثار و ادله وقوع ان و تعقیب متهم از بدو پیگرد قانونی تا تسلیم به مرجع قضایی قرارگیرد )
تکمیل پرونده در مدت تعیین شده توسط مقام قضایی پس از انجام دستورات صادره از مقام قضایی.
در مواقعی که جرم مشکوک و یا اطلاعات ضابطین از منابع موثق نباشد می بایست قبل از تحقیق مداخله قضایی، تحقیقات را بدون اینکه حق دستگیری یا ورود به منزل کسی را داشته باشد انجام دهد و نتیجه را به اطلاع مقام قضایی برساند .
نتیجه اقدامات صورت گرفته در کشف جرم و تحقیقات صورت گرفته در صورتی که مقام قضایی اقدامات را کافی نداند با ورودش (مقام قضایی) ضابطین حق مداخله ندارند.
جرایم مشکوک: منظور از جرایم مشکوک آن دسته از جرایمی که اطلاعات ضابطین در مورد نحوه وقوع، شخص مرتکب و چگونگی ارتکاب جرم ناقص بوده و نیز منابع موثقی نبوده و نشانه های وقوع جرم مشکوک یاشد جرم از نوع مشکوک بوده و طبق ماده ۱۸ قانون جدید آیین دادرسی کیفری وظیفه ضابطین در این خصوص جرایم مثل جرایم غیر مشهود می باشد که مراتب را به اطلاع دادستان می رساند.
۱-۱۲-ضابطین دادگستری
ضابطین دادگستری به عنوان بازوی اجرایی نظام قضایی نقش مهم و قابل توجهی در دستیابی به عدالت کیفری و نزدیک شدن هر چه بیشتر به نظام های کیفری مطلوب دارند و همچنین ضابطین دادگستری و پلیس از مراجع و مقاماتی هستند که به عنوان اولین پل ارتباطی با بزه دیده، متهم ، شهود و مطلعین در صف مقدم فرایند رسیدگی کیفری نقش بسزایی در حفظ حقوق و حمایت از آنها دارند و بر مبنای همین واقعیت است که سیستم های مختلف کیفری تلاش گسترده ای نظام مندی قانونی توام با اقتدار آیین دادرسی کیفری به تعیین جایگاه و حدود و اختیارات و مسئولیت ضابطین دادگستری پرداخته است . قانون جدید آیین دادرسی کیفری در مواد ۱-۱۲ ضابطین دادگستری را چنین تعریف می کند: ضابطین دادگستری مامورینی هستند که تحت نظارت و تعلیمات مقام قضایی در کشف جرم ، حفظ آثار و علائم و جمع آوری ادله وقوع جرم، شناسایی، یافتن و جلوگیری از فرار و مخفی شدن و بازجویی مقدماتی، ابلاغ اوراق قضایی و اجرای تصمیمات قضایی به موجب قانون اقدام می کنند.
۱-۱۳-مشخصات ضابط دادگستری
وفق ماده ۳۰ این قانون علاوه بر وثاقت و مورد اعتماد بودن عضویت در سازمان نیروی انتظامی سبب نمی شود یک فرد ضابط دادگستری محسوب شود بلکه برای به دست آوردن این عنوان می بایست با طی دوران آموزشی مشخص، دانش، مهارت و تجربه کافی زیر نظر مرجع قضایی مربوط و تحصیل کارت ویژه ضابطان دادگستری دریافت نماید و به صراحت و به درستی سرباز آن وظیفه را مقام ضابط دادگستری استثناء نموده است. بعلاوه برخلاف قانون حاکم که به نحو کلی گویی ضابطین را تحت نظارت و آموزش مقام قضایی قرارداده است در قانون جدید به نحوی جزی تر و دقیق تر ضوابط مربوط به به نحوه نظارت و آموزش ضابطین دادگستری، ضابطه مند شده است.
ریاست و نظارت بر ضابطین دادگستری را چه کسی عهده دار است؟ ریاست و نظارت بر ضابطین دادگستری از حیث وظایفی که به عنوان ضابط به عهده دارند با دادستان است، سایر مقامات قضایی نیز در اموری که که به ضابطین ارجاع می دهند حق نظارت دارند.
ضمانت اجرای اینکه از سوی مقام قضایی دستوراتی به ماموران یا مقاماتی که حسب قانون تلقی نمی شوند این است (محکومیت انتظامی تا درجه چهار هستند تبصره ماده ۳۲ این قانون کنترل بر حسن اجرای وظایف ضابطان مطابق ماده ۳۳ این قانون به عهده دادستان می باشد که دادستان مکلف است واحد های مربوط را حداقل هر دو ماه یک بار بازرسی نماید و در هر مورد مراتب را در دفتر مخصوص که به این منظور تهیه می شود قید و دستور های لازم را صادر کند .
۱-۱۴-ارزش اثباتی گزارش ضابطان دادگستری
در خصوص ارزش اثباتی گزارش ضابطان دادگستری ملاحظه می شود که در قانون حاکم ارزش اثباتی گزارش ضابطین دادگستری در حد اماره قضایی است. به این معنا که بر اساس معیار شخصی و بنا بر تشخیص دادگاه رسیدگی کننده و بنابر گزارش ضابطین دادگستری فی نفسه اعتبار ندارد مگر مهر تائید مقام قضایی را به همراه داشته باشد.به عبارت دیگر همین که دادگاه بدون استدلال می تواند گزارش ضابطین دادگستری را نپذیرد، اما در قانون جدید به شرح ماده ۳۶ قانونگذار خود به گزارش ضابطین دادگستری اعتبار بخشیده است و آن را در حد اماره قانونی مید اند و رد آن را نیازمند استدلال می داند .
۱-۱۵- چگونگی دستور های قضایی به ضابطین دادگستری
این دستور ها به صورت کتبی، صریح و با قید مهلت صادر می شود .البته قانونگذار در این ماده تصریح نموده در موارد فوری که صدور دستور کتبی مقدور نیست، دستوربه صورت شفاهی صادر می شود. مدت انجام دستور قضایی چقدر است ؟ ضابط دادگستری موظف است ضمن انجام دستورات و درج مراتب و اقدامات معموله در صورت مجلس در اسرع وقت و حداکثر ظرف ۲۴ ساعت آن را به امضاء مقام قضایی برساند. البته مطابق ماده ۳۵ ضابطین دادگستری مکلفند در اسرع وقت و در مدتی که دادستان یا مقام قضایی مربوطه تعیین می کنند نسبت به انجام دستور ویا تکمیل پرونده اقدام نمایند و مطابق تبصره این ماده چنانچه اجرای دستور و یا تکمیل پرونده میسر نشود ضابطین باید در پایان مهلت تعیین شده گزارش آن را با ذکر دلیل برای دادستان یا مقام قضایی مربوطه ارسال کنند .
۱-۱۶-تاریخچه – مروری بر مطالعات
تعریف ضابط
الف ) در لغت
ضابط لغتی عربی از ریشه ضبط بوده و در فرهنگ معین چنین معنا شده است :
نگاه دارنده ، حفظ کننده
آنکه شهری را از جانب سلطان اداره می کند
حاکم ، والی
نیرومند وقوی
محصل مالیات
ممیز ومفتش حساب[۳]
ب) در اصطلاح
نخستین بار این واژه در قانون موقتی محاکمات جزائی ( ۱۲۰ سال پیش ) بکار گرفته شده است[۴] .
در ترمینولوژی حقوق اینگونه تعریف شده است : بلوک را به چند ناحیه تقسیم کرده و برای هر ناحیه اداره ای به عنوان اداره ماهیتی تاسیس و رئیس آن اداره ( که نماینده وزارت کشور در آن ناحیه بود ) ضابط یا مباشر می گفتند[۵] .
دکتر آخوندی در مقام تعریف ضابط می گوید: ضابطین دادگستری یا پلیش قضایی مأموراین هستند که تحت نظارت و تصمیمات دادستان عمومی ویا سایر مراجع قضایی در کشف و تحقیق مقدماتی جرم ، حفظ آثار ودلایل آن و جلوگیری از فرار و اختفای متهم به موجب مقررات قانونی اقدام می کنند[۶] .
دکتر آشوری معتقدند که ضابطین دادگستری مأمورانی هستند که تحت نظارت و تعلیمات مقام قضایی برای کشف جرم ، بازجویی مقدماتی از متهم و نیز جلوگیری از فرار یا پنهان شدن او و سرانجام حفظ آثار ودلایل جرم طبق ضوابط قانونی اقدام می کند[۷] .
قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۳۰ در ماده ۱۹ خود می گوید ضابطین عدلیه عبارتند از مأمورینی که مکلفند به تفتیش وکشف جرایم ( خلاف و جنحه و جنایت ) و یا اقداماتی که برای جلوگیری مرتکب یا متهم از فرار یا مخفی شدن موافق مقررات قانون بعمل می آید که در سال ۱۳۷۸ قانونگذار این تعریف را با اندک اصلاحاتی در ماده ۱۵ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی وانقلاب در امر کیفری بدین مضامین گنجانده است. ضابطین دادگستری مأمورینی هستند که تحت نظارت و تعلیمات مقام قضایی در کشف جرم و جلوگیری از فرار و مخفی شدن متهم و ابلاغ اوراق و اجرای تصمیمات قضایی به موجب قانون اقدام نمایند .
۱-۱۷-شناسنامه ضابطین دادگستری
الف) قبل از انقلاب
گر چه در قانون اصول محاکمات به ضابطه اشاره شده اما به طور خاص ماده ۱۹ قانون آیین دادرسی کیفری سابق دادستان و بازپرس و کمیسرهای پلیس(روسای کلانتری) و قائم مقام آنها و صاحب منصبان (افسران) و روسای بریگارد ژاندارم را به عنوان ضابط عام دادگستری برشمرده بود. قانون آیین دادرسی کیفری سابق از قانون آیین دادرسی کیفری فرانسه سرمشق گرفته بود لیکن علیرغم اینکه قانونگذار فرانسه به لحاظ شان و اعتبار والای قضاء ضمن اصلاحات سال ۱۹۵۹ بازپرس و دادستان را از عداد ضابطین دادگستری حذف کرده بود قانونگذار ایران تا سال ۱۳۷۳ بازپرس و دادستان را که مقامات قضایی بودند جزء ضابطین قلمداد می کرد.
ب) بعد از انقلاب
به موجب مواد ۱ و ۲ قانون اساسنامه کمیته انقلاب اسلامی مصوب ۱۳۶۵ ،کمیته انقلاب اسلامی که نهادی انتظامی و تحت نظر وزارت کشور بود در حدود دو وظیفه محوله به عنوان ضابط قوه قضاییه تعیین شده بود در لایحه قانوینی تشکیل پلیس قضایی مصوب ۵/۴/۱۳۵۹ شورای انقلاب که از ابتکارات شهید بهشتی بود، وظایف کمیته های پلیس و قائم مقام آنها و صاحب منصبان و رؤسا بر بریگارد ژاندارم به پلیس قضایی محول گردید. ماده ۳ لایحه قانون تشکیل پلیس قضایی مقررمی داشت وظایف افسران و پلیس قضایی همان است که در فصل ۱ آیین دادرسی کیفری و قوانین دیگر برای مأمورین شهربانی و ژاندارمری با سایر مأمورانی که به موجب قانون خاص ضابط دادگستری شناخته شده مقدور گردیده است.
وظایف کارگزاران قضایی نیز عبارت خواهد بود از تکالیفی که به موجب قوانین خاص برای مأمورین و ابلاغ و اجرا مقرراست. طبق ماده ۲ لایحه قانئون مزبور پلیس قضایی در هر شهرستان وابسته به شهربانی محل بود و مکلف بود دستورات مقام قضایی را اجرا کند لیکن در سال ۱۳۶۱ که قانون پلیس قضایی اصلاح شد مفاد ماده ۲ مذکور نیز تغییر یافت و در ماده ۲ آمده بود : پلیس قضایی از طریق وزارت کشور در اختیار قوه قضاییه خواهد بود و به موجب لایحه قانون تشکیل پلیس قضایی مصوب ۵/۴/۱۳۵۹ شورای انقلاب در هر نقطه که پلیس قضایی تشکیل می شد شورای عالی قضایی مراتب را به دادسرای محل اعلام می کرد. در این صورت وظایف مربوط به ژاندارمری و شهربانی از جهت ضابط بودن برعهده پلیس قضایی بود .
با تصویب قانون نیروی انتظامی مصوب ۲۷/۴/۱۳۶۹ وظایف شهربانی و ژاندارمری و کمیته انقلاب اسلامی و پلیس قضایی به عنوان ضابط عام دادگستری محول گردید. بنابراین در فاصله سال های ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۳ که قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب تصویب شد، ضابطین عام دادگستری عبارت بود از داد ستان، بازپرس و نیروی انتظامی .
قانون تشکیل داد گاه های عمومی و انقلاب مصوب ۱۵/۴/۱۳۷۳ که بدواً در بعضی از حوزه های قضایی و سپس خرداد ماه سال ۱۳۷۴ در تمام کشور به مرحله اجرا رسید، دادستان و بازپرس از نشان قضایی کشور حذف کرده و وظایف و اختیارات آنها را به روسای محاکم و رئیس حوزه قضایی شهرستان و استان محول نمود. تبصره ۲ماده ۱۲ قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب در این خصوص مقرر داشته :
امور حسبیه و کلیه اختیاراتی که در سایر قوانین برعهده دادستان عمومی بوده به جز اختیاراتی که به موجب این قانون به روسای محاکم تفویض شده است به رئیس دادگستری شهرستان و استان محول می شود. بنابراین دادستان و بازپرس نیز به عنوان به انتفاع موضوع از عداد ضابطین عام دادگستری حذف گردید ند ولی نیروی انتظامی ایران به عنوان اصلی ترین ضابط عام دادگستری تحت ریاست و نظارت رئیس حوزه قضایی باقی می ماند. ماده ۱۳ قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب در این خصوص مقررمی دارد: نیروی انتظامی هر حوزه قضایی اعم از بخش یا شهرستان در مقام ضابط دادگستری تحت ریاست و نظارت رئیس همان حوزه انجام وظیفه نموده و مکلف به اجرای دستورات مقام قضایی می باشد.
۱-۱۸- انواع ضابط دادگستری
ضابطین دادگستری: انواع ضابطین دادگستری در قانون جدید آیین دادرسی کیفری ماده ۲ : ۱۲۱ : اشخاص زیر ضابط دادگستری محسوب می شوند.
الف) پلیس قضایی
ب) رؤسا ، معاونان و مأمورین زندان نسبت به امور مربوط به زندانیان
ج) سار نیرو های مسلح در مواردی که به موجب قانون اقدام یا برخی در وظایف ضابطان دادگستری محسوب می شوند .
تبصره: سر بازان وظیفه ضابط دادگستری محسوب نمی شوند اما تحت نظارت ضابطان مربوط در حین مورد انجام وظیفه می کنند و مسئولیت تمام اقدامات انجام شده در این رابطه با ضابطان است .
تقسیم بندی ضابطان
ضابطین دادگستری به ۲ نوع تقسیم می شود : ۱- ضابطین عام ۲- ضابطین خاص
ضابطین عام: ضابطینی هستند که در مورد کلیه جرایم صلاحیت اقدام دارند و وظایف و اختیارات آنها محدود به جرایم معین یا شرایط خاصی نیست[۸] و مأمورینی هستند که رأساً به موجب قانون یا تحت نظارت یا تعلیمات قانونی مقام قضایی در کشف کلیه جرائم و جلوگیری از فرار ومخفی شدن متهمین و ابلاغ اوراق قضایی به استثنای مواردی که به موجب قانون خاص از شمول صلاحیت آنها خارج است اقدام می نماید. با عنایت به تصریفی که گفته شد برای ضابطین عام در میان ضابطین دادگستری دو مورد را می توان ضابط عام نامید .
نیروی انتظامی
نیرو های مسلح ← در مواردی که شورای امنیت تمام مسئولیت نیروی انتظامی را به آنان محول کند وظایف ضابط بودن نیروی انتظامی همان وظایف است :
مبارزه با مواد مخدر