یوسف و دست بریدن زنان: زنان شهر زوجهی عزیز را مورد ملامت قرار دادند و گفتند: با غلام خود عشق میورزد. چون وی از سخنان ملامت آمیز ایشان آگاه شد، آنان را به خانهی خود دعوت کرد و برای ایشان بزمی ترتیب داد. هنگامی که کارد در دست داشتند و میخواستند میوهای را ببرند به دستور زلیخا، یوسف بر ایشان وارد گردید و آنان چنان از خود بی خود شدند که دستهای خود را بریدند و گفتند: این جمال و زیبایی از بشر بسی دور است ، بلکه او فرشتهای است گرامی. (خزائلی، ۱۳۷۱: ۶۷۶- ۶۷۵)
۵۸ - هستی خاقانی اگر، نیست شد از تو جو به جو
بـر دل او به نیــم جــو، بـاد بقـای روی تــو
واژگان: جو به جو: پاره پاره، ذره ذره. (فرهنگ لغات)
معنی و مفهوم: اگر تمام هستی و وجود خاقانی، به خاطر تو نیست و نابود شد، در دل او به اندازهی نیم جو (خیلی اندک) نیز ارزش و اهمّیّت ندارد (ای معشوق من) کافی است که تو جاودانه بمانی.
۵۹ - سـمع خدایگان شـود چون دهن تو گنج دُر
چـون به زبـان مـن رود، مـدح و ثنای روی تـو
واژگان: خدایگان: پادشاهان بزرگ. (برهان)
معنی و مفهوم: اگر من زبان به مدح و ستایش روی زیبای تو بگشایم و این ستایش را پادشاهان بشنوند، گوشهای آنها نیز از این مدح و ستایش ارزشمند، مانند دهان تو که پر از گنج مروارید (دندانهای سپید و زیبا) است، سرشار از مروارید خواهد شد.
آرایههای ادبی: گنج دُر که در دهان ممدوح است استعاره از دندانهای سپید اوست.
۶۰ - پانصد هجرت از جهان، هیچ ملک چنو نزاد
از خلفـای سلطنـت تـا خلفـای راستـین
معنی و مفهوم: در این پانصد سالی که از هجرت پیامبر(ص) میگذرد در میان پادشاهان و خلفای راشدین که جانشینان راستین و به حقّ پیامبر بودند، پادشاهی مانند اخستان متولّد نشده است.
آرایههای ادبی: بیت دارای اغراق نسبت به ممدوح است .
بند ششم:
کلمات قافیه: نوای ، صفای، قفای و …
حروف اصلی قافیه: ا
حرف روی: ا
حروف الحاقی: ی
ردیف: چون تویی
۶۱ - نیست به پای چون منی، راه هوای چون تویی
خود نرسد به هر سری، تیغ جفای چون تـویــی
معنی و مفهوم: پیمودن طریق عشق کسی چون تو، شایسته ی پای من نیست (یا پای من
از پیمودن این راه ناتوان است). هر سری شایستهی آن نیست که تیغ جفا کاری تو به آن برسد و آن را ببرد (جفای تو نیز لیاقت میخواهد).
آرایههای ادبی: هوا، کنایه از عشق است. تیغ جفا، اضافهی تشبیهی است .
۶۲ - دل چه سگ اسـت تا بر او، قفـل وفای تو زنم
کـی رسـد آن خرابه را قفل وفای چون تـویــی
معنی و مفهوم: دل من بیارزش تر از آن است که بخواهم قفل وفاداری و محبت به تو را بر آن بزنم (آن جا را وقف محبت تو کنم) این دل ویران شایستگی قفل وفاداری به تو را ندارد .
آرایههای ادبی: قفل وفا اضافهی استعاری. دل در مصراع اوّل به سگ مانند شده و در مصراع دوم به صورت مضمر به خرابه مانند شده است. بیت دارای آرایهی تشخیص است.
۶۳ - بوسـه خرانت را همـه، زرّ تر اسـت در دهن
و آنِ من است خشک جان، بوسه بهای چون تویی
معنی و مفهوم: همهی آنان که از تو بوسه میخرند به بهای بوسه، سخنان با ارزشی همچون زر دارند؛ امّا من به بهای خریدن بوسه از تو فقط جان خشک و بیارزش خود را آوردهام .
آرایههای ادبی: زرّ تر استعاره از سخنان با ارزش است. تر با خشک در مصراع دوم ایهام تضّاد ایجاد کرده است.
۶۴ - گـر چـو چـراغ در دهـن زرّ عـیار دارمـی
کی شودی لبم محـک، از کف پای چون تـویــی
واژگان: زرّ عیار: زرّ خالص، زرّ تمام عیار. (فرهنگ لغات) محک: سنگی که بر آن زر و سیم عیار کنند. (منتهی الارب)
معنی و مفهوم: اگر من سخنان با ارزش و خوب و سره، همچون چراغ روشن هم در دهان داشته باشم، باز هم لب من شایستگی آن را پیدا نمیکند که مانند محک، با کف پای تو برخورد کند و آن را ببوسد (عیار زر کف پایت را مشخص کند).
آرایههای ادبی: زرّ عیار استعاره از سخنان با ارزش. محک با زرّ عیار تناسب دارد. محک شدن لب و سنجیدن زر کف پای معشوق کنایه از بوسیدن کف پای معشوق است. بیت دارای آرایهی استخدام است. زر در رابطه با چراغ پرتوهای زرین نور و در رابطه با محک، فلز زر که استعاره از سخنان گرانبها است.
۶۵ - گه گه اگر زکـات لب، بوسـه دهی به بنده ده
تا به خـراج ری زنـم لاف عطـای چـون تـویـی
واژگان: خراج: آنچه را که پادشاه و حاکم از رعایا گیرند. (ناظم) ری: نام ناحیهای که در دوران پیش از اسلام، از شهرهای ماد بوده و بعد از اسلام از نواحی جبال و عراق عجم شمرده میشده است. (فرهنگ لغات)
معنی و مفهوم: اگر گاه گاهی قصد داری که به عنوان زکات لبهایت، بوسهای به کسی بدهی، آن را به من بده تا در مقابل خراج سرزمین ری که به فراوانی شهره است، از عطا و بخشش تو لاف بزنم و ادعا کنم (بوسهی تو از خراج ری با ارزشتر است).
آرایههای ادبی: بیت دارای اغراق است. شاعر بوسه گرفتن از لب معشوق را از خراج ری با ارزشتر دانسته است.
۶۶ - همچو سپند پیش تو سـوزم و رقص می کنم
خود به فدا چنین شود، مـرد برای چون تـویـی
معنی و مفهوم: در مقابل روی تو، همچون اسفند روی آتش میسوزم و در عین سوز و گداز میرقصم و سرخوشم. مرد اگر میخواهد برای عشق کسی چون تو فدا شود، باید این گونه فدا شود.
آرایههای ادبی: شاعر سوز و گداز خود در عشق معشوق را به سوختن اسفند مانند کرده است .
۶۷ - گفتی اگر چه خستهای، غم مخور این سخن سزد
خود به دلم گذر کند غـم بـه بقای چون تـویـی
معنی و مفهوم: ای معشوق، به من گفتی که اگر چه خسته هستی غم مخور، این سخن درست و سزاوار است؛ زیرا که با بقا و جاودانگی تو، غم از دل من میرود و ساکن نمیماند.
۶۸ - با همـه خسـتگی دلم، بوسـه رباید از لـبت
گربهی شیـر دل نگـر، لقمـه ربای چون تـویـی
۵ ـ ۲ ـ ۵ پاسخ به سؤال فرعی پنجم ۹۳
۵ ـ ۲ ـ ۶ پاسخ به سؤال اصلی تحقیق ۹۴
۵ ـ ۳ مقایسه با نتایج تحقیقات مشابه ۹۵
۵ ـ ۴ نتیجه گیری ۹۶
۵ ـ ۴ ـ ۱ نتایج مربوط به متغیرهای جمعیت شناختی ۹۶
۵ ـ ۴ ـ ۲ موانع بکارگیری اطلاعات حسابداری کافی بر تصمیم گیری مدیران ۹۶
۵ ـ ۴ ـ ۳ نتایج حاصل از تحلیل هم خوانی نظرات ۹۷
۵ ـ ۵ پیشنهادات ۹۸
۵ ـ ۵ ـ ۱ پیشنهادات کاربردی مبتنی بر نتایج تحقیق ۹۸
۵ ـ ۵ ـ ۲ پیشنهادات برای تحقیقات آتی ۹۹
۵ ـ ۶ محدودیت های تحقیق ۱۰۰
فهرست منابع ۱۰۱
پیوست ها ۱۰۶
پرسش نامه ۱۰۷
چکیده انگلیسی ۱۱۳
۲ ـ ۱ جدول جمع بندی سوابق تحقیق ۴۴
۳ ـ ۱ محاسبه آلفای کرونباخ برای ۱۹ سؤال پرسش نامه به صورت کلی ۵۷
۳ ـ ۱ محاسبه آلفای کرونباخ برای تک تک سؤالات پرسش نامه ۵۷
۴ ـ ۱ آمار توصیفی متغیرهای سن و سابقه خدمت ۶۶
۴ ـ ۲ جدول فراوانی اعضای جامعه آماری بر حسب سن ۶۶
۴ ـ ۳ جدول فراوانی اعضای جامعه آماری بر حسب جنسیت ۶۷
۴ ـ ۴ جدول فراوانی اعضای جامعه آماری بر حسب مدرک تحصیلی ۶۸
۴ ـ ۵ جدول فراوانی اعضای جامعه آماری بر حسب سمت ۶۹
۴ ـ ۶ بررسی دیدگاه های کارمندان با سمت های مختلف ۷۱
۴ ـ ۷ محاسبات تحلیل عوامل با سمت های مختلف ۷۱
۴ ـ ۸ بررسی دیدگاه های کارمندان با سطح تحصیلات مختلف ۷۲
۴ ـ ۹ محاسبات تحلیل عوامل با سطح تحصیلات مختلف ۷۳
۴ ـ ۱۰ تعاریف عملیاتی متغیر مستقل سؤال اول ۷۴
۴ ـ ۱۱ فراوانی پاسخ به سؤالات سؤال اول ۷۴
۴ ـ ۱۲ شاخص های متغیر عوامل رفتاری ۷۵
۴ ـ ۱۳ فراوانی پاسخ به سؤالات سؤال دوم ۷۵
۴ ـ ۱۴ شاخص های متغیر عوامل فرهنگی ۷۶
۴ ـ ۱۵ فراوانی پاسخ به سؤالات سؤال سوم ۷۶
۴ ـ ۱۶ اعداد فازی متناظر با ارجحیتها درمقایسات زوجی ۷۷
۴ ـ ۱۷ تعیین درجه اهمیت موانع اصلی از دید پاسخگوی اول ۷۸
۴ ـ ۱۸ ماتریس مقایسات زوجی فازی عوامل اصلی از دید پاسخگوی اول ۷۸
۴ ـ ۱۹ اولویت بندی عوامل اصلی با بهره گرفتن از روش FAHP 81
۴ ـ ۲۰ تعیین درجه اهمیت شاخص های موانع فنی ۸۲
۴ ـ ۲۱ اولویت بندی شاخص های موانع فنی با بهره گرفتن از روش FAHP 83
۴ ـ ۲۲ تعیین درجه اهمیت شاخص های موانع رفتاری ۸۴
۴ ـ ۲۳ اولویت بندی شاخص های موانع رفتاری با بهره گرفتن از روش FAHP 85
۴ ـ ۲۴ تعیین درجه اهمیت شاخص های موانع فرهنگی ۸۶
۴ ـ ۲۵ اولویت بندی شاخص های موانع رفتاری با بهره گرفتن از روش FAHP 86
۴ ـ ۲۶ فراوانی پاسخ به سؤالات عوامل اصلی ۸۷
۴ ـ ۲۷ فراوانی پاسخ به سؤالات تحقیق ۸۸
۵ ـ ۱ اولویت بندی شاخص های عوامل فنی ۹۲
۵ ـ ۲ اولویت بندی شاخص های عوامل رفتاری ۹۲
۵ ـ ۳ اولویت بندی شاخص های عوامل فرهنگی ۹۳
۵ ـ ۴ درجه اهمیت شاخص های عوامل فنی ۹۳
۵ ـ ۵ درجه اهمیت شاخص های عوامل فرهنگی ۹۴
۵ ـ ۶ درجه اهمیت شاخص های عوامل رفتاری ۹۴
۵ ـ ۷ جدول نهایی تحقیق ۹۷
پ ـ ۱ اولویت بندی و تعیین درجه اهمیت هر یک از موانع اصلی ۱۰۹
{ أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّکَ کَیفَ مَدَّ الظِّلَّ وَ لَوْ شاءَ لَجَعَلَهُ ساکِناً ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَیهِ دَلِیلًا ثُمَّ قَبَضْناهالَینا قَبْضاً یسِیراً}[۴۱۱]
این دو آیه و آیات بعد از اینها، تا نهایه، نظیر تنظیرو تشبیهی است برای مضمون دو آیه قبل بلکه چهار آیه قبل که فرمود: خدای سبحان رسول را به منظور هدایت مردم به سوی راه رشد و نجاتشان از ضلالت فرستاد، تا بعضی از آنان که خدا میخواهد هدایت یابند، و بعضی دیگر کههوای نفس خود را معبود گرفتهاند کارشان به جایی برسد که نه بشنوند و نه بفهمند و….
و بعد از اشاره به محتوای اجمالی نهایه میگوید: این معنا، آن چیزی است که دقت در مضامین آیات و خصوصیات نظم آنها، آن را به دست میدهد و با همین معنا وجهاتصال آنها بهایات قبل نیز روشن میشود.
و بعد از ردّ نظرات مفسّرین دیگر، مجدداً تأکید میکند که: آیه ۴۵ تنظیر و تشیهی است برای اینکه چرا جهل و ضلالت دامنگیر مردم میشود و چگونه خدای تعالی آنرا بوسیله فرستادن رسولان و دعوت حقّهایشان بر میدارد.[۴۱۲]
علامه& همچنین معتقد است که: برگرداندن وجهه کلام به جایی دیگر درقرآن کریم بسیار است، و این خود از لطیف ترین بیانات است که جز در قرآن در هیچ کلامیدیگر یافت نمیشود. و سپس مثالهایی را در این زمینه مطرح نمودهاست.[۴۱۳]
سید قطب نیز در ذیل این آیات با زیبائی هر چه تمامتر به نحوه ارتباط این آیات با آیات قبل از خودش
اشاره نموده و بسیار لطیف آنرا توضیح میدهد وی معتقد است کهاین آیات گرچه یک نوع دعوت به تدبر وتفکر دربارهافریدههای خداوند است ونشان دهندۀ قدرت وتدبیر ایشان است اما بشر با این آیات گویا به یک جشن بزرگ دعوت شدهاست. و با این توضیح که در آیات قبل، از زخم زبانها واستهزاءها ومسخره کردنهای مشرکان که نسبت به پیامبر | روا میداشتند صحبت نمودهاست و همانطور کهانسانهای خسته ورنجور با نشستن در سایه ساری رفع خستگی و ملالت میکنند، قرآن نیز که بردل پیامبر | نازل میگردید به منزلۀ مرهم آرام بخش وسایۀ گستردۀ فرح افزای در گرمای کفر ومنکر خدا وعصیان از فرمان یزدان بود.
ودر پایان تأکید میکند سایه ( به ویژه در گرمای بیابان سوزان ) صحنهای است که با روح سراسر سوره وآنچه در آن از بارانها و سایههاست هماهنگی دارد. [۴۱۴]
مضّاده (تضّاد)
تضاد که گاهی از آن به مطابقه و طباق نیز نام میبرند، عبارت است از جمع میان دو معنای متضاد، یعنی دو معنایی کهاجمالاً تقابل دارند. حال این دو معنی گاهی دو اسم هستند وگاهی دو فعل وگاهی نیز دو حرف.[۴۱۵]
باتوجه بهاین تعریف میتوان گفت تضاد در دو صنعت طباق ومقابله تحقق میباد؛ بهاین معنا که: تضاد یا از نوع طباق است یعنی دو عنصر متضاد کنار هم قرار میگیرند مانند اول وآخر، ظاهر وباطن، در آیۀ:
{هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِکُلِّ شَیءٍ عَلِیم}[۴۱۶]
یا از نوع مقابلهاست. در مقابله کلام از دو بخش تشکیل میشود ودر هر بخش چند واژه متناسب به کار رفتهاست وهریک از این دو بخش در تقابل با یکدیگرند بطور مثال در آیات: {فلا صَدّق وَلا صَلّی وَلکِن کَذّبَ وَتولّی }[۴۱۷]؛« (در آن حال فرشتگان میگویند: این به کام مرگ افتاده ) نه« دعوت پیامبر را »باور کرد ونه نماز خواند بلکه ( در میان اجتماعات ) تکذیب کرد وروی برگرداند.» تناسب وجود دارد واین دو در تقابل با بخش دوم آیه یعنی کذّب وتولّی قرار گرفتهاند.[۴۱۸]
البته در علوم قرآنی وبویژه تفسیر، از این هم فراتر رفته وبه بررسی تقابل وتضاد بین دو یا چند آیهاشاره دارد.
بنابراین یکی دیگر از عوامل تناسب و ارتباط آیات، که موجب هم نشینی برخی از آیات در کنار هم شدهاست تضاد میباشد. بدین معنی که گاهی بین دو یا چند آیه تقابل و تضّاد وجود دارد و مفسّر با یافتن این نوع ارتباط به توضیح وتفسیر آنها میپردازد چون در غیر این صورت نمیتوان بههدف و غرض اصلی آیات دست یافت. سیوطی در الاتقان بهاین مسالهاشاره کرده اما تعریف خاصی از آن ارائه ندادهاست. او آیه:
{وَ سَواءٌ عَلَیْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ…}.[۴۱۹]
را شاهد مثال آورده و معتقد است که: چون در آغاز سوره بقره اوصاف مومنان را بیان کردهاست و سپس از کافران سخن به میان آوردهاست پس میان این دو بخش جامع وهمی از نوع تضاد وجود دارد.[۴۲۰]
مفسّر بزرگ المیزان نیز یکی از عوامل مناسب بین آیات را وجود علاقه تضّاد میداند و علاوه بر اینکه به آن اشاره میکند، آیات را نیز بر اساس همین مساله تفسیر میکند.
ایشان نیز در ذیل آیه فوق الذکر ( بقره / ۶) سخن گفتن از متقین، کافرین و منافقین در کنار هم را یک نوع مقابله میداند و در ذیل آن مینویسد: مقابله بین متقین که گفتیم دارای دو هدایتند، با کفار و منافقین درست میشود، چون کفار هم دارای دو کوری هستند، یکی ضلالت و کوری اول، که باعث اوصاف خبیثه آنان از کفر و نفاق و…… شد و دوم ضلالت و کوریای که ضلالت اولشان رابیشتر کرد….
پس متقین میان دو هدایت واقعند، هم چنان که کفار و منافقین میانه دو ضلالت قرار گرفتهاند…[۴۲۱]
سید قطب (ره) در ابتدای تفسیر سورۀ مبارکۀ بقره به سه دستهاز مردم اشاره نمودهاست ( مومنان، کافران، منافقان ) وسپس در ذیل آیات ۷- ۶ ارتباط آنرا با آیات قبلی مشخص میکند ومینویسد:
در اینجا تصویر پرهیز گاران وتصویر کافران را درست برابر هم میبینیم ومیان این دو دستهاز آیات تقابل تام وجود دارد
وی درادامه به توضیح علت این تقابل میپردازد بهاین صورت که قرآن برای پرهیز گاران هدایت است واز سوی دیگر بیم دادن وندادن برای کافران مساوی است. همه دریچههای هدایت برای پرهیزگاران باز است و همه روزنهها برای کافران بستهاست، همهء پیوندها برای متقین پیوستهاست و اما تمام آنها برای کافران گسستهاست.[۴۲۲]
علامه (ره) هم چنین در ذیل آیات ۲۸۱ الی ۲۷۵ سورۀ بقره که به بررسی آیات تحریم ربا میپردازد، مینویسد: این آیات با آیات قبلش ( که دربارهانفاق است) بی ارتباط نیست هم چنانکهاز جمله{یَمحَقُ اللهالرِّبا وَ یُربیِ الصَّدَقاتِ}[۴۲۳] و جمله {وَ أَن تَصَدَّقُواْ خَیرٌْ لَّکُم} [۴۲۴] که در ضمن این آیات آمده، این ارتباط فهمیده میشود؛ هم چنان که در سوره روم و آل عمران نیز مساله ربا مقارن با مسالهانفاق و صدقه واقع شدهاست.
بعلاوه دقت در آیات نیز این ارتباط را تایید میکند، زیرا رباخوری درست ضد و مقابل انفاق و صدقهاست، چون ربا خوار پول بلا عوض میگیرد و انفاقگر پول بلا عوض میدهد و هم چنین از نظر آثار نیز با هم تضاد دارند.[۴۲۵]
سید قطب نظری شبیه مرحوم علامه (ره) وخاطر نشان میکند کهاین دستهاز آیات درست مقابل آیات پیشین است واین گونه مینویسد:
چهرۀ دیگری که مقابل صدقه واحسانی است که در درس گذشته قانون آن بیان شد، چهرۀ درهم و بدکارهای بنام ربا است، صدقه عبارت است از بخشایشی و بزرگواری و طهارت و پاکی و همکاری و…. ولی ربا عبارت است از آزمندی، پلیدی وناپاکی وخود بینی وخود خواهی.[۴۲۶]
بنابراین، تضاد معنایی و تقابل بین معانی بخشهای مختلف کلام، آرایههای متنوعی را پدید میآورد که یکی از ارکان اعجاز ادبی قرآن را نیز تشکیل میدهد.
علاوهبر این در تبیین برخی مفاهیم و آشکارتر نمودن بعضی معانی در پارهای از عبارات قرآنی نیز تأثیر بسزایی دارد. این ویژگی متناسب با گونه متمایز و برجسته بلاغت در قرآن است که در آن آرایههای ادبی و عناصر زیبایی آفرین و زینت بخش سخن در همه یا اغلب موارد هماهنگ با شیوایی، روانی و سلاست کلام و در راستای تبیین معنی و تسهیل فهم آن برای مخاطب میباشد
استطراد
در لغت به معنی خود را به گریختن زدن به قصد فریفتن دشمن است؛[۴۲۷]و در اصطلاح علوم بلاغت کهاز جمله
محسّنات معنوی سخن است عبارت است از: از این که متکلم بنا به مناسبتی از مطلبی به مطلب دیگر متصل شود و سپس به سخن اول برگردد. تا آنرا تمام کند.[۴۲۸]
برخی رفع ملال وخستگی از مخاطب را وحسن خروج از کلام وتأکید سخن اصلی را از فواید این صنعت دانستهاند. برای نمونه وقتی گویندهاز مفاخر قوم خویش سخن میگوید هجو و بدگویی از دشمن به مثابۀ تأکیدی بر مفاخر باز گوشدهاست.
گاهی نیز سخن استطرادی مقصود اصلی گویندهاست و آنچه پیشتر بیان شده به مثابۀ بهانه وزمینه برای سخن استطرادی است.[۴۲۹]
زرکشی نیز کهاستطراد را یکی از عوامل تناسب آیات میداند این گونه تعریف نمودهاست:
التعریض بعیب انسان بذکر عیب غیره: یعنی آشکار کردن عیب شخصی با بیان عیب دیگری. [۴۳۰]
ابن ابی الاصبع وجود استطراد را در قرآن کریم نادر دانسته، و پیش از یک شاهد قرآنی برای آن ذکر نمیکند؛ [۴۳۱] چون معتقد است کهاین صنعت بیشتر در رابطه با شعر است.
اما برخی دیگر از قرآن پژوهان و مفسران موارد زیادی را از قرآن به عنوان شاهد استفاده نمودهاند گرچه شاید آنها نیز بطور آشکار بهان اشاره نکرده باشند.
در عین حال یکی دیگر از مواردی که آیات را کنار هم قرار میدهد و بین آنها ارتباط برقرار میکند، استطراد است.
علامه طباطبائی& در تفسیر شریف المیزان، این مساله را مدنظر داشتهاست و در برقرار کردن ارتباط بین آیات و تفسیر آنها از آن استفاده نمودهاست.
بطور مثال ذیل آیه:
{یا بَنی آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیْکُمْ لِباساً یُواری سَوْآتِکُمْ وَ ریشاً وَ لِباسُ التَّقْوى ذلِکَ خَیْرٌ
ذلِکَ مِنْ آیاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُون}[۴۳۲]
این چنین مینویسد که: در اینجا از ذکر لباس ظاهر و پوشاندن عورت ظاهری به ذکر لباس باطن و چیزی که سئیات باطنی را میپوشاند، و آدمی را از شرم و گناه که باعث رسوایی اوست باز میدارد منتقل شدهاست. آری، آن تأثر و انفعالی کهاز کشف عورت به آدمیدست میدهد در عورت ظاهری و باطنیش از یک سنخ است، با این تفاوت که تاثر از بروز معایب باطنی بیشتر و ناگوارتر و دوامش زیادتر است زیرا حسابگر آن خدای تعالی است… و سپس میگوید؛ اینکه در آخر آیه فرمودهاست:{ ذلِکَ مِنْ آیاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُون} برای تتمیم دادن همین مطلب آمدهاست. [۴۳۳]
سید قطب نیز در ذیل آیه فوق اگر چهاز تعابیرخاص خود استفاده کردهاست والبته بی ارتباط با بحث مانیست؛ معتقد است که مجموعهایات ۳۴ ـ ۲۶ یکی از توقفگاههای این سورهاست، پس از صحنه نخستین در داستان بلند بالای بشریت قرار گرفته والبتهان هم طولانی وهمراه با عبرتها و پندهاست.
شاخص های بهره وری غالباً برای سنجش پیشرفت و کامیابی سازمان ها و تعیین نقاط قوت و ضعف آنها به کار می روند. محاسبه این شاخص ها به ویژه در سازمان های خدماتی که خدمات یعنی محصولات غیرقابل لمس تولید می کنند، بسیار دشوارتر است. تجزیه و تحلیل شاخص های بهره وری مشخص می سازد در کجا امکان و فرصت بهبود بهره وری در سازمان وجود دارد. بطور کلی شاخص های بهره وری را می توان به دو بخش کلی تقسیم کرد:
-
- شاخص های بهر هوری (کلی و جزئی)
- شاخص کلی: نسبت خروجی به جمع کل ورودی ها (نیروی کار، هوا، سرمایه و…)
- شاخص جزئی: نسبت خروجی به هر یک از ورودی ها
-
- شاخص عملکرد
هر نوع رابطه میان عوامل مؤثر و اجزای عملکرد بخش های داخلی و فعالیت های مختلف یک سازمان که به شکل نسبت بیان می شود (وفانواد،۱۳۸۲: ۸۳).
ویژگی های بهره وری
-
- بتواند کل سیستم و همچنین زیرسیستم ها را ارزیابی کند.
-
- قابل درک بوده و از نظر محاسباتی ساده باشند.
-
- نسبت به تغییرات غیرقابل کنترل، مستقل باشند.
-
- سیستم اندازه گیری باید عملی و قابل کاربرد باشد.
مقدار خطاهای نیروی انسانی در رضایت ارباب رجوع یا مشتریان و میزان استقبال آنان، حجم سازمان، رضایت شغلی کارکنان، مقدار دفعات شکست و ناکامی سازمان، صحت و درستی کارکنان، ساعات کار سازمان، غیبت کارکنان معیارهایی هستند که بوسیله آنها می توان بهره وری را مورد سنجش قرار داد و این معیارها که جهت ارزیابی نیروی انسانی شاغل است اولاً باید عملی باشند. ثانیاً باید قابل دستیابی و راهگشا باشند.
عوامل مؤثر بر ارتقای بهره وری در سازمان
برای حضور در صحنه های بین المللی کشورهایی می توانند حضور قوی پیدا کنند که ضمن استفاده بهینه از عوامل تولید، بخش های کشاورزی- صنعت و خدمات آنها نیز در حالت رقابت پذیری کامل با دیگر کشورها باشد.
با نگاهی به کشورهای موفق جهان دیده م یشود که این کشورها بهای لازم را به نیروی انسانی به عنوان مهم ترین عامل تولیدی می دهند و در مقابل این نیرو و با بالا بردن بهره وری خود در منافع حاصل از تولید سهیم م یشوند، که بالا بردن بهره وری باعث بوجود آمدن نظامی م یشود که از آن همه طبقات اجتماعی استفاده می برند.
بهره وری در جامعه زمانی تحقق پیدا می کند که تمامی بخش های تولیدی، اجتماعی و خدماتی سعی در استفاده از یک نظام مناسب بهر هوری داشته باشند که معمولاً نظام قانونگذار می تواند با هموار کردن راه ها، باعث بوجود آمدن بهره وری شود و عامل انسانی در راه تکامل آن کوشش کنند(آسترکی ،۱۳۸۹: ۲۳).
عوامل خارجی (غیرقابل کنترل)
به عواملی اطلاق م یشود که از خارج بر سازمان اثر می گذارد و تحت اختیار افراد و مدیران درون سازمان نیستند، لاجرم سازمان باید خود را با تغییرات آنها منطبق سازد. مانند قوانین و مقررات ملی، سیاست های بین المللی، آیین نامه ها و قوانین مالیاتی، عوامل و روابط اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و… که با توجه به ارتباطاتشان با سازمان می توانند بر ارتقای بهره وری آن اثرگذار باشند.
عوامل داخلی (قابل کنترل)
این عوامل تحت حیطه و اختیارهای افراد و مدیران داخل سازمان است که با تعمق و مدیریت صحیح می تواند با بهر هوری بالا به کار گرفته شود. این عوامل را م یتوان به شرح ذیل تقسی مبندی نمود:
-
- عوامل سخ تافزاری: مانند ماشین آلات و تجهیزات، مواد اولیه، انرژی، ابزار، منابع مالی (سرمایه)، زمین و… .
-
- عوامل نرم افزاری: شامل اطلاعات عمومی و فنی، دستورالعمل ها، نقشه ها و فرمول ها.
-
- عوامل انسانی
الف) عوامل مؤثر بر ارتقای بهره وری نیروی انسانی مانند:
- توان فنی و تخصصی نیروی کار و قدرت انجام کار، از قبیل (علم، تحصیلات، شخصیت،
استعداد و…)
- توان انگیزه و تمایل به انجام کار، از قبیل نیازهای مادی و فیزیکی، نیازهای روحی- روانی، محیط کار، برخوردهای مدیریت در قبال ایجاد انگیزش و… (آسترکی ،۱۳۸۹: ۲۴).
ب) عوامل مؤثر بر ارتقای بهره وری مدیریت مانند:
- فلسفه و سبک مدیریت، سازماندهی، هماهنگی و کنترل سیستم های اطلاعاتی مدیریت (ابطحی ، ۱۳۸۳: ۲۶).
عوامل کاهش بهره وری
مهمترین عوامل مؤثر در کاهش بهره وری در داخل یک سازمان به شرح زیر است:
- وجود تبعیض بین کارکنان (ناشی از ضعف مدیریت)
- ناامنی شغلی
- موفق نبودن و بی میلی بر برنامه ریزی های میان مدت یا بلندمدت (ضعف مدیریت)
- کنترل نکردن (بی ثباتی در برنام ههای کنترلی) (ضعف مدیریت)
- ناهماهنگی رشته تحصیلی و شغلی
- استفاده نکردن از تخصص ها در مشاغل مربوطه (ضعف مدیریت)
- ریشه این عوامل معمولاً در خارج از سازمان یافت می شود (ضعف)
- بی برنامگی مدیریت
- فقدان کارآموزی (ضعف مدیریت)
- ناهماهنگی استعدادهای فردی و شغلی (ضعف مدیریت)
۲- تعیین نقش تکنولوژی و مؤلفههای جغرافیایی در شبکه راههای استان با رویکرد سازماندهی سیاسی فضا پیگیری خواهد شد. ناگفته پیداست که امروزه تکنولوژی تأثیرات شگرفی بر پدیدههای مختلف اعمال نموده و ناممکنهای زیادی را ممکن و ممتنع نموده است. لذا در بررسی تأثیر جغرافیای سیاسی بر شبکه راههای استان میتوان تأثیر تکنولوژی را مورد توجه قرار داد . چرا که با پیشرفت فناوریهای جدید محدودیتهای جغرافیایی که زمانی مانعی بزرگ در راه ایجاد و توسعهی راهها محسوب میشدند، اکنون کاملاً مرتفع یا قابل رفع میباشند.
۳- برنامه مناسب جهت ارتقاء شبکه راههای استان با توجه به سازماندهی سیاسی فضا و مؤلفههای جغرافیای سیاسی که نتایج آیندهنگرانه قابل استنادی را مشخص نماید دنبال کرد. لذا اهداف کلی تحقیق در راستای سؤال اصلی و فرضیههای مطروحه برای تحقق نتیجه مورد نظر دنبال خواهد شد.
ضرورت تحقیق
همانگونه که در بیان مسئله نیز مطرح شد، شبکه راههای ارتباطی اصلیترین زیرساخت توسعه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جوامع بشری است و هر روز بر اهمیت و جایگاه آن افزوده شده و کاربدهای جدیدی برای آن تعریف میگردد، اما عدم توجه بر ساختار جغرافیای طبیعی و انسانی شبکه ارتباطی تأثیرات طبیعی و انسانی و سیاسی پیشبینی نشده و نامطلوبی را به همراه خواهد داشت. سادهترین این ناهنجاریها عدم کارکرد مناسب و مورد نظر، افزایش حوادث مربوط به حمل و نقل، آلودگی محیط زیست خواهد بود و در سوی مقابل توجه به مؤلفههای جغرافیایی طبیعی و انسانی منطقه ضمن افزایش کارایی شبکه ارتباطی ایجاد شده، در کاهش حوادث و همزیستی مسالمتآمیز با محیط زیست بسیار کارساز است. همچنین شناخت نیازهای فراروی حمل و نقل منطقه در جهت توسعه یا تغییر شبکههای ارتباطی بسیار حائز اهمیت است. عدم پیشبینی در این باره هزینههای مالی و معنوی هنگفتی را به همراه خواهد داشت. لذا به منظور شناخت علل و عوامل تأثیرگذار بر شبکه راههای ارتباطی استان و برنامهریزی آینده محور در این خصوص ضرورت انجام این تحقیق نمایان میشود. ضمن اینکه در فرایند این تحقیق رویکرد دستیابی به راهکار کاهش تصادفات جادهای نیز دنبال میشود.
روش پژوهش
پژوهش پیش رو به روش مطالعه توصیفی و تحلیلی میباشد و به روش کتابخانهای انجام میپذیرد. در این تحقیق اطلاعات، اسناد و آمارها از طریق کتب و مجلات علمی، مقالات و پژوهشهای انجام شده در این حوزه و همچنین مراجعه به سایتها و وبلاگهای اینترنتی گردآوری میشود. همچنین محقق به واسطه فعالیت در حوزه حمل و نقل از آمارهای موجود و دادههای مستند اداری و تجارب و یافتههای شخصی استفاده نموده است.
تعریف مفاهیم
۱- جغرافیای سیاسی : شاخهای از علم جغرافیاست که تأثیرپذیری و تأثیرگذاری سیاست و قدرت در محیط جغرافیایی و بیانی دیگر، تأثیر تصمیمات سیاسی بر محیط جغرافیایی را مورد کاوش و بررسی قرار میدهد. نقش ویژه جغرافیای سیاسی سازماندهی سیاسی فضا در سطح محلی، ملی و منطقهای است.
۲- ایمنی[۱] : کاربرد عمومی این واژه که یکی از پر کابردترین کلمات در رابطه با انسان به شمار میرود در زمینههای مختلف از جمله پزشکی، صنعت، حمل و نقل و … مورد استفاده قرار میگیرد. ایمنی شاخهای از علم است که به تجزیه و تحلیل عوامل مخاطره انگیز میپردازد و آن را آنالیز نمده و راهکارهای کنترل و کاهش آن را پیگیری میکند.
۳ حمل و نقل : یا ترابری جابهجایی انسان، حیوان، کالا از جایی به جای دیگر را گویند. حمل و نقل دارای جنبههای گوناگونی است. در یک ردهبندی کلی میتوان آن را زیرساخت، وسایل نقلیه و بهرهبرداری تقسیم نمود که در آن زیرساخت شامل جادهها، خطوط ریلی، راههای هوایی و آبی، همچنین فرودگاه، پایانههای حمل مسافر و … است. وسایل نقلیه نیز خودرو، قطار، هواپیما و … که به عنوان وسیله جابهجایی مورد استفاده قرار میگیرد و بهرهبرداری در برگیرنده فعالیتهایی است که کنترل سامانه را انجام میدهد مانند چراغ راهنمایی، خط گردان راهآهن و …. .
۴- حوادث رانندگی : هرگونه برخورد یا تصادم وسیله نقلیه موتوری با وسیله نقلیه دیگر ، انسان ، حیوانات اهلی و وحشی ، اشیای کنار راه و واژگونی وسیله نقلیه حادثه رانندگی را سبب می شود در حوادث رانندگی ۴ مولفه انسان ، راه ، وسیله نقلیه و شرایط محیطی به ترتیب میزان اثرگذاری ایفای نقش می کنند.
۵- گیلان: یکی از استانهای شمالی کشور ایران میباشد که به لحاظ شرایط آب و هوایی مناسب و قرار گرفتن در جوار دریاچهی خزر از مقبولیت گردشگری بالایی برخوردار است.
۶- شبکه راهها: به مجموعه راههای ارتباطی از قبیل آزادرها، بزرگراه، راه اصلی، راه فرعی، راه روستایی و راه دسترسی شبکه راههای ارتباطی گفته میشود. البته در نگاه جامع و کلان به هر نوع خطوط ارتباطی زمینی، دریایی و هوایی و زیرمجموعهی آنها شبکه ارتباطی راهها اطلاق میشود.
فصل دوم
مبانی نظری و مفاهیم
و دیدگاهها
مفهوم جغرافیای سیاسی
این دانش که بعدها ژئوپلیتیک[۲] نامیده شد در پایتخت های امپراطوری ها و قدرت های بزرگ در اواخر قرن نوزدهم در دانشگاه ها، انجمن های جغرافیایی و مراکز آموزش شکل گرفت. (زین العابدین ۲۹:۱۳۸۹)جغرافیای سیاسی شاخه ای از علم جغرافیا است که تاثیرپذیری و تاثیرگذاری سیاست و قدرت در محیط جغرافیایی و به بیان دیگر تاثیر تصمیمات سیاسی بر محیط جغرافیایی را مورد کاوش و بررسی قرار می دهد . نقش ویژه جغرافیای سیاسی سازماندهی سیاسی فضا در سطح محلی، ملی و منطقه ای است جغرافیای سیاسی پدیده های سیاسی را در فضای درون یک کشور مورد بحث قرار می دهد که بطور سنتی شامل مفاهیمی مانند مرز، ملت، حکومت و سرزمین است . از آنجایی که یک کشور در بطن مطالعات جغرافیای سیاسی جای دارد و از پیوند سه عامل ملت ، حکومت و سرزمین کشور تشکیل می شود بنا براین همه موضوعات مرتبط با این مفهوم مانند ریشه یابی مسایل قومی ،مذهبی ، جریان مهاجرت ،تحلیل قدرت سیاسی نواحی ، تحلیل فضایی قدرت سیاسی در سطح کشور تقسیمات کشوری و رقابت های مکانی دولت محلی تمرکز و عدم تمرکز قدرت سیاسی جغرافیای انتخابات از جمله مسایل مرتبط با کشور هستند که امروزه در جغرافیای سیاسی مورد توجه و بررسی قرار می گیرند از طرف دیگر در حوزه مسایل جهانی نیز که قلمروی مطالعات ژئوپلیتیک است به طور سنتی در باره مناسبات قدرت در سطح جهان و راه های دستیابی به قدرت جهانی و افزایش آن بحث و بررسی می شود در حال حاضر تحولات که در سیاست جهانی روی داده است تنوع بیشتری به مباحث ژئوپلیتیک بخشیده و این شاخه از جغرافیای سیاسی مفاهیم تازه و متنوعی را مورد بحث قرار می دهد .
جغرافیای سیاسی به مطالعه ادعاها و منازعات انسانی درباره استفاده ، شراکت ، مالکیت زمین و منابع آن
می پردازد. این منازعات، در سطوح بسیار متفاوتی به وقوع می پیوندد از جمله ممکن است شامل همسایگانی شود که بر سرجاگزینی صحیح تیرهای نگهدارنده نرده باغ با هم مشاجره می کنند و یا ممکن است این مشاجره، شامل ادعاهای ارضی میان قبایل رقیب و یا گروه های از ملیت های مختلف که در یک سرزمین زندگی می کنند بروز کند و یا امکان دارد در میان کشورهای همسایه به وقوع بپیوندو یا بصورت رقابتهایی بر سر نفوز جهانی میان بلوکهای بزرگ قدرت رخ دهد . همچنین این منازعات ممکن است در یک جامعه و یا میان جوامع بوجود آید به عنوان مثال ، هنگامی که گروه های حفاظت از محیط زیست و مردم یک محل با عملیات قطع درختان و احداث جاده مخالفت می ورزند. (مویر ۹:۱۳۹۲ ) بر این اساس ژئوپلیتیک به بررسی تأثیرات پدیده ها و مؤلفه های جغرافیای سیاسی بر ساختار نهادهای سیاسی و تحولات آنها همچنین بر نقش جغرافیا در روابط فی مابین دولتها می پردازد.
رهیافتی به سیاست که از آلمان اواخر قرن نوزدهم ریشه گرفت و ضمن تأکید بر قید و بندها و محدودیت های تحمیلی محل و محیط بر سیاست خارجی ، به تأکید بر تداوم واقع گرایی سیاسی مدرن کمک کرد کارل هاوس هوفر ، هالفورد مکیندر عضو لیبرال پارلمان انگلستان و اسپایکمن و اس.ب.کوهن نویسندگان آمریکایی این اندیشه را به سیاستگذاران منتقل کردند که کنترل مجموعه سرزمین اروپایی – اسیایی (اورآسیا) یا هارتلند شرایط اولیه سلطه جهانی است این مسأله به دلمشغولی های پی در پی آلمان ، انگلستان و ایالات متحده نسبت به قدرت روسیه در آسیا ، نگرانی دموکراسی های صنعتی از توسعه طلبی آلمان ، و نگرانی ایالات متحده و متحدان آن از گسترش کمونیسم به سوی حاشیه های آسیای جنوب شرقی ، اروپای شرقی ، جنوبی خاورمیانه طی جنگ سرد تبدیل شد (مک لین۱۳۸۱ : ۳۳۹) با پایان گرفتن جنگ جهانی دوم جهان به صورتی که نظریه پردازان و مبلغان ژئوپلیتیک ترسیم کرده بودند چهره ای جدید از خودنشان می دهد و دستاوردها و فرض های قطعی پیشین زیر سؤال می رود متغییرهای ژئوپلیتیک سنتی تحت تأثیر دگرگونی های سیاسی بعد از جنگ اعتبار و صحت خود را از دست دادند. (لورو و توال ۲۹:۱۳۸۱ ) صاحبنظران اولیه ژئوپلیتیک از جمله راتزل و مکیندر به عنوان پداران علم ژئوپلیتیک از منطق دکارتی پیروی و مسائل علمی جغرافیا را مستقل از ذهنیت انسان فرض می کردند. (زین العابدین ۳۱:۱۳۸۹) ژئوپلیتیک عبارت است از درک واقعیت های محیط جغرافیایی به منظور دستیابی به قدرت ، به نحوی که بتوان در بالاترین سطح وارد بازی جهانی شد و منافع ملی و حیات ملی را حفظ کرد . به عبارت دیگر ژئوپلیتیک عبارت است از : علم کشف روابط محیط جغرافیایی و تأثیر آن بر سرنوشت سیاسی ملل (عزتی ۷:۱۳۸۱) هدف ژئوپلیتیک روش شناخت منطقی و جزء به جزء رفتار گروه های انسانی و به ویژه دولت ها است، ژئوپلیتیک انگیزه ها ، دورنگری ها و نیز فضاهای ادراکی بازیگران صحنه بین الملل را توضیح می دهد ، این دانش از دیگر سو با عنایت به استمرار برخی از هنجارها به استخراج عناصری می پردازد که درک و فهم وضعیت ها را آسان می نمایند. (لورو و توال ۱۹۸۱ : ۳۴ ) عواملی که در ژئوپلیتیک مؤثرند به دو دسته کلی عوامل ثابت و عوامل متغیر تقسیم می گردند ، عوامل ثابت ژئوپولیتیک عبارتند از: ۱- موقعیت جغرافیایی ۲- فضا و تقسیمات آن ۳- وسعت خاک ۴- وضع تویوگرافی ۵- شکل عوامل متغییر ژئوپلیتیک نیز شامل:۱- جمعیت ۲- منابع طبیعی۳- نهادهای سیاسی اجتماعی. ( عزتی ۱۳۸۰ : ۷۵ ) موقعیت جغرافیایی در بین عوامل ثابت و انسان در بین عوامل متغییر نقش دو قطب اصلی را در تحلیل های ژئوپلیتیک ایفا می کند.
تعاریف و دیدگاه ها
جغرافیا به منزله علم همبستگی بین علوم طبیعی و پژوهشهای انسانی است ( فردیک راتزل) به عبارت دیگر رابطه بین انسان و محیط طبیعی آن تمام فعالیت های انسان را تحت تأثیر قرار می دهد در فرایند تکامل جوامع بشری دیدگاه های جغرافیای تأثیر گذار بوده است این تأثیرات از پیدایش اولین اجتماعات کوچک بشر تا تشکیل قدرتمندترن کشورهادر عصر حاضر کاملاً مشهود و مشخص است.
از نظر گریفیت تیلور می توان سه نوع جغرافیا را مطرح ساخت:
۱- جئوکراتیک: که در این نوع جغرافیا طبیعت نقش عمده ای در تعیین نوع زندگی بازی می کند در جهت تحکیم و اثبات این دیدگاه الکساندر فن همبلت پدر جغرافیای نو ، مسافرت های علمی متعددی را در مناطق مختلف جهان از جمله آمریکای مرکزی و جنوبی همچنین روسیه و سیبری انجام داد که حاصل تحقیقات علمی وی ترسیم اولین نقشه همدمای جهان بود که در آن وابستگی انسان به محیط نشان داده می شد.
۲- تئوکراتیک جغرافیا : در این نوع جغرافیا ، یک نوع خدا نگری در تمام پدیده ها موردتأکید می باشد و همه پدیده های سطح زمین در کنترل آفریدگار جهان قرار می گیردکه کارل ریتر در خصوص اثبات این دیدگاه تلاش های فراوانی انجام داده است.
۳- وی اوکراتیک : از نیمه دوم قرن نوزدهم ، مکتب تحول – تکامل در حیوانات ، گیاهان و زندگی انسان بوسیله چارلز داروین مطرح گردید وی عامل محیط را در بروز تحول و تکامل حائز اهمیت می دانست ، این دیدگاه در تقابل با دو دیدگاه نخست ، جئوکراتیک و تئوکراتیک قرار گرفت.در این دیدگاه استدلال می شود که محیط امکاناتی را در اختیار انسان قرار می دهد و بهره گیری از این امکانات محیطی به انتخاب انسان بستگی دارد ، از این نوع جغرافیا مکتب امکان گرایی که ویدال دول بلاش یکی از بنیانگذاران آن به شمار می رود بوجود آمده است.
عوامل تأثیرگذار بر جغرافیای سیاسی
در فرایند بررسی عوامل تأثیرگذار بر جغرافیای سیاسی به دو دسته کلی از عوامل می توان اشاره نمود. اول: عوامل ثابت تأثیرگذار بر جغرافیای سیاسی و دوم: عوامل متغییر در جغرافیای سیاسی که در زیر به تشریح هریک از عوامل خواهیم پرداخت.
عوامل ثابت
عوامل ثابت جغرافیای سیاسی شامل آن دسته از ویژگی های طبیعی می باشند که بصورت خدادادی به یک مکان داده شده است این عوامل ، عوامل فیزیکی هستند که به ندرت در آن تغییر یا دگرگونی صورت می گیرد و درصورت بروز دگرگونی اساسی ماهیت مکان مورد نظر امکان تغییر دارد.
موقعیت
موقعیت یک سرزمین می تواند نقش بسیار اساسی در تمام شئون یک حکومت ایفا نماید و تأثیرات بنیادی در شرایط و تحولات سیاسی آن ایجاد نماید بررسی موقعیت یک کشور در جغرافیای سیاسی شامل پنج نوع میباشد. ( زین العابدین ۱۳۸۹ : ۱۲۸ )
۱- موقعیت ریاضی : موقعیت ریاضی هر نقطه در روی کره زمین از طریق طول و عرض جغرافیای آن نقطه مشخص و معلوم می گردد ، که در این تعریف طول جغرافیا عبارتند از زاویه ای که هرنقطه مورد نظر بر روی کره زمین با خط نصف النهار مبدأ تشکیل می دهد و از ۱۸۰ درجه به سمت غرب نصف النهار مبدأ را طول غربی[۳] و تا ۱۸۰ درجه به سمت شرق آن را طول شرقی[۴] می گویند.
محل قرارگیری هر نقطه از سطح زمین نسبت به خط استوا و زاویه ایجاد شده بین آن دو را عرض جغرافیایی گویند که تا ۹۰ درجه به سمت شمال را عرض شمالی[۵] و تا ۹۰ درجه به سمت جنوبی را عرض جنوبی[۶] گویند. برخلاف طول جغرافیایی با تغییر عرض جغرافیایی شرایط آب و هوایی نیز تغییر می نمایند بر این اساس سه نوع منطقه آب و هوایی تقسیم بندی می شود.
الف) منطقه گرم : که از خط استوا ( مدار صفر درجه ) تا ۲۷ درجه و ۲۳ دقیقه شمالی و جنوبی بعلت تابش مستقیم نور خورشید و فقدان اختلاف زمان شب و روز و دارا بودن یک فصل گرم دائمی منطقه گرم نامیده می شود.
ب) منطقه معتدل : از مدار ۲۷ درجه ۲۳ دقیقه تا ۶۶ درجه و ۳۳ دقیقه شمال و جنوبی را منطقه معتدل گویند که دارای تابش متمایل خورشید و چهار فصل سال می باشد.
ج) منطقه قطبی : بین مدار ۶۶ درجه و ۳۳ دقیقه تا ۹۰ درجه شمالی و جنوبی را منطقه قطبی گویند تابش خورشید کاملاً متمایل هوای بسیار سرد و دارای ۲ فصل روز و شب می باشد.
با توجه به موقعیت عرض جغرافیایی یک سرزمین و ویژگی های آب و هوای ایجاد شده برای آن سایر شرایط نیز دست خوش تغییرات اساسی خواهد شد به نحوی که آب و هوا تأثیر مستقیم بر شرایط کشاورزی و تولید مواد غذایی یک سرزمین ایجاد می کند قرارگرفتن در یک منطقه کم بارش و بیابانی فراهم نمودن مواد غذایی را برای جمعیت ساکن آن سرزمین با چالش مواجه می نماید و حتی برمیزان جمعیت و ثروت یک سرزمین تأثیر مستقیم خواهد داشت همچنین آب و هوا و شرایط محیطی اثر قابل توجه ای به توسعه زیرساخت های یک سرزمین خواهد داشت گسترش شبکه راه های ارتباطی و خطوط حمل و نقل در مناطق بیابانی و قطبی بسیار دشوار و پرهزینه می باشد.
۲- موقعیت نسبی: ازنظر جغرافیای سیاسی موقعیت نسبی میزان قدرت و توان کشور در مقایسه با کشورهای همسایه و قدرت های فرا منطقه ای دارای نفع و حاضر در آن منطقه است ( زین العابدین ۱۳۸۹: ۱۳۰ ) بسیاری از کشورها ، دارای عرض جغرافیایی یکسان می باشند در حالی که موفقیت نسبی آنها سبب ایجاد اختلاف های شدید از نظر بهره وریهای اقتصادی گردیده است ارتباط کشورها با دریاها و اقیانوس های جهان ، علاوه بر ایجاد موقعیت سیاسی و نظامی ، عامل افزایش بهره وریهای اقتصادی برای آن سرزمین می گردد. کشورهایی که بیشتر نواحی مرزی آن را سواحل دریاها تشکیل می دهد، از لحاظ ویژگی های حمل و نقل چه از نظر قیمت تمام شده و چه از نظر امنیت و سهولت بر کشورهای محصور در خشکی اولویت و برتری قابل توجیهی دارند. متغیر بودن موقعیت نسبی سبب می شود که ارزش مکان و فضا نیز سیال و متغیر باشد ، عامل زمان نیز در تغییر ارزش مکان موثر است مثلا یک مکان یا فضای جغرافیایی کم ارزش چنانچه با احداث بزرگراه و یا سرمایه گذاری اقتصادی ازموقعیت گذرگاهی (کنار بزرگراه) و یا موقعیت مرکزی (در سرمایه گذاری) برخوردار شود ارزش زمین و تاسیسات آن ارتقاء یافته ومطلوبیت ویژه ای پیدا می کند (کشور دوست ۱۳۹۰: ۱۸) مثال مشخص این امر را می توان در شهر ها و بندرگاه های ساحلی مشاهد نمود که در گذشته و پیش از ظهور نقش دریاها و توسعه صنعت دریا نوردی در زندگی انسانها ، مکان و فضاهای ساحلی بویژه در مناطق گرم یا سرد جاذبه چندانی نداشت ولی امروزه چنین مکانهایی فوق العاده ارزشمند شده اند ، بنابراین مکان ها و فضاهای جغرافیایی تحت تاثیر عوامل سیاسی ،اقتصادی،اجتماعی ،نظامی ، امنیتی ، تفریحی ، توریستی ، ارتباطی ، تکنولوژیکی ، فرهنگی ، دینی و غیره قرار گرفته و ارزش و اهمیت آنها دچار تحول می شود .در بررسی موقعیت نسبی توجه به چند مورد ضروری است.
الف: قرارگرفتن یک کشور کوچک در جایی که دارای قدرت های منطقه ای یا بزرگ است موقعیت بسیار نامناسبی است.
ب: اگر تعداد همسایگان یک کشور کمتر باشد موقعیت نسبی بهتری خواهد داشت به طبع با افزایش همسایگان امکان افزایش تنش فی مابین همسایگان نیز افزایش خواهد یافت.
ج: قرار گرفتن یک کشور در درون یک کشور دیگر و یا در بین دو کشور موقعیت مناسبی نیست.
د: اگر کشوری بین دو کشور قوی متعارض یا در منطقه ی نفوذ و رقابت دو قدرت بزرگ متعارض واقع شده باشد ممکن است به صورت کشور حایل درآید یعنی کشوری که قدرت های فوق باهم توافق می کنند که آن را تصرف یا به آن دست اندازی نکنند.
۳- موقعیت کشورهای محصور در خشکی در مقابل موقعیت دریایی: از میان ۲۰۰ کشو دنیا ۴۴ کشور محصور در خشکی هستند و به آب های آزاد دسترسی ندارند ، همچنین بررسی حکایت از آن دارد که کشورها محصور در خشکی ضمن فقدان دسترسی به دریاهای آزاد از فقر منابع درخشکی نیز رنج می برند.