جهان در نیم قرن اخیر با توجه به تحولات صورت گرفته ، وارد عصر جدیدی شده است که کاهش سریع فاصله های زمانی و مکانی ، ادغام فزاینده نظام های اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی جهان و رشد خیره کننده تولید و مصرف از جمله ویژگی های برجسته آن است. در اثر این تحولات ، فرآیندهای تولید ، توزیع و مصرف تغییر یافته و ساختارهای اقتصادی و سیاسی و مناسبات اجتماعی دستخوش تغییرات اساسی شده اند.
با بررسی های صورت گرفته در مطالعات مختلف مشخص شده است که پدیده جهانی شدن تاثیرات متفاوتی بر مردم و سازمانهای هر کشور گذاشته است. اما در مجموع نتایج این پدیده عمدتا نصیب کشورهای پیشرفته و کشورهای در حال رشد صنعتی به ویژه کشورهای آسیای شرقی و جنوب شرقی شده است و اکثر کشورهای توسعه نیافته از دستاوردهای این پدیده محروم مانده اند.
در درون این کشورها نیز تاثیر جهانی شدن بر روی اقشار اجتماعی و سازمانهای مختلف ناهمسان بوده است به طوری که بیشترین دستاورد نصیب اقشار مرفه و سازمانهای ثروتمند شده است که دارای بیشترین دسترسی به بازار جهان ،سرمایه و تخصص می باشند.همان طور که مشخص است جهانی شدن دارای روندی پر قدرت است که در مدت زمانی نسبتا کوتاه کشورهایی را که نتوانند خود را با آن تطبیق دهند پشت سر خواهد گذاشت اما در صورت بهره برداری مناسب از آن می تواند موجب توسعه اقتصادی گسترده کشورهای جهان شود.
با توجه به این دیدگاه و بررسی عملکرد اقتصادی کشورمان طی ۳۰ سال گذشته، مشخص می شود که ایران فاقد یک برنامه مناسب برای مقابله با چالش ها و بهره برداری از فرصتهای روند جهانی شدن می باشد که همین موضوع موجب خسارات زیادی برای کشور شده است.
جمهوری اسلامی ایران طی چند سال اخیر تلاش داشته با تدوین برنامه چهارم توسعه ، تغییر اقتصاد مبتنی بر فروش نفت را به سوی اقتصاد دانش بنیان رهنمون سازد اما ساختار اقتصادی ایران و در راس آن وابستگی روز افزون کشور به درآمدهای نفتی همچنان مانعی در برابر رفع اصولی این مشکل بوده است. در این راستا یکی از این حوزه هایی که بی شک می تواند جهت گیری کشور را به سوی اقتصاد دانش محور هدایت و تسهیل کند دانشگاهها و مراکز پژوهشی کشور علی الخصوص موسسات وابسته به دولت می باشند چرا که این بخش از منابع عمومی جامعه استفاده کرده و تلاش آنها در دستیابی به منافع بلند مدت جامعه می تواند سرمشق و الگویی برای سایر بخش های کشور باشد.
دانشگاهها در بسیاری از کشورهای پیشروی جهان ، دیگر صرفا به عنوان نهادی هایی که در زمینه آموزش نیروی انسانی و انجام تحقیقات ، فعالیت می کنند شناخته نمی شوند بلکه انتظاری که از آنها می رود این است که نقش فعال تری در توسعه اقتصاد ملی و منطقه ای داشته باشند.
دانش های انتقال یافته می توانند در تولید محصولات و فرآیندهای جدید به کار گرفته شده یا در بهبود محصولات و فرآیندهای موجود مورد استفاده قرار گیرند. نقش و مسئولیت بخش دانشگاهی (دانشگاهها و سازمان های تحقیقاتی) در طی دو دهه اخیر در نظام ملی نوآوری کشورها خصوصاً در کشورهای توسعه یافته با تغییرات مهمی مواجه بوده است. در این کشورها بخش دانشگاهی به عنوان بخش تولید و عرضه دانش با چالش پاسخگویی بهتر به سایر مولفه های نظام ملی نوآوری مواجه می باشد و به طور روزافزونی در بهبود کارایی آنها در تولید دانش و افزایش سطح و کیفیت تحقیقات حاصل از این بخش تلاش می گردد.
این بهبود کارایی در انجام پژوهش تنها قسمتی از فرایند ارتقاء نوآوری ملی می باشد و تمامی کشورها جهت دستیابی به این ارتقاء نیازمند استفاده وسیعتر اجتماعی و اقتصادی از پژوهش های انجام شده در بخش دانشگاهی می باشند، این امر نیازمند سازوکارهای لازم جهت انتقال و به کارگیری دانش در سایر بخش های اجتماعی و اقتصادی ، به خصوص در بخش صنعت می باشد که به عنوان تجاری سازی نتایج تحقیقات ، محل توجه روزافزونی می باشد (فکور, ۱۳۸۵).
به همین دلیل بسیاری از دانشگاههای مهم در سراسر جهان، دفاتر انتقال تکنولوژی[۱۳]، مراکز رشد[۱۴]، پارکهای علم و فناوری و سایر نهادهای مرتبط با تجاری سازی تکنولوژی های دانشگاهی را به خدمت گرفته اند. پاسخ به انتظارات جدید از موسسات آموزش عالی آنها را به سمت تغییرات و تحولات درونی و نیز تحول در نحوه تعامل با محیط اجتماعی سوق داده و ظهور نسل جدیدی از دانشگاهها به عنوان دانشگاه کارآفرین نتیجه این تحولات است.دانشگاه کارآفرین در واقع پاسخی است به اهمیت روزافزون دانش در نظام ملی و منطقه ای نوآوری و شناخت جدید از دانشگاه به عنوان عامل انتقال دانش و تکنولوژی و منبع اختراعات خلاقانه با صرفه اقتصادی است. در دو دهه اخیر دولتها در سراسر جهان علی رغم تفاوت آنها در نظام دانشگاهی و صنعتی این پتانسیل دانشگاهها را به عنوان منبعی جهت ارتقاء محیط ملی نوآوری در کانون توجه خود قرار داده اند (Etzkowitz, 2000).
با این وجود به نظر می رسد که نه تنها در کشور ما هنوز مفهوم دانشگاه کارآفرین در میان بسیاری از متخصصان اهل فن نامانوس باقی مانده است بلکه اصلی ترین وظیفه آن یعنی تجاری سازی دستاوردهای پژوهشی به عنوان یک امر مهم و سرنوشت ساز در اقتصاد ملی و محلی از سوی اساتید دانشگاهها ، محققان، دانشجویان و کارکنان دانشگاه به عنوان یکی از رسالتهای اصلی آن پیگیری نمی شود.
با توجه به آنچه که به آن اشاره شد به نظر می رسد یکی از حوزه های کلیدی که می تواند محقق کننده شعار دستیابی ایران به اقتصاد دانش بنیان گردد و بعد از سالیان متمادی وابستگی کشور به فروش نفت را اندک اندک کاهش دهد تغییر ماموریت دانشگاهها و پژوهش های کشور از آموزش و یا پژوهش صرف به سوی دانشگاهها و یا پژوهشگاه های کارآفرین به منظور فن آفرینی و فروش دارایی های فکری در عرصه داخلی و بین المللی می باشد. لذا با در نظر گرفتن اهمیت استراتژیک عملی شدن این ماموریت و منافع تحقق آن برای کشورمان از جنبه های گوناگونی نظیر اقتصادی، فنی و علمی به نظر می رسد هنوز مشکلات و موانع بسیار زیادی تا تحقق این هدف مترقی در نظام آموزشی و پژوهشی کشور وجود دارد.
از این رو لزوم شناخت عوامل تسهیل کننده و موانع و تنگناهایی که باعث اثربخشی تجاری سازی نتایج پژوهش های دانشگاه ها و مراکز پژوهشی کشور می گردد قدم اول در کمک به خواست ملی حرکت به سوی اقتصاد دانش بنیان می باشد. دانشگاهها و پژوهشگاههای دولتی نیز مانند سایر سازمانها و نهادهای اجتماعی که از سوی دولت برای رفع نیازمندی های معین در جامعه تاسیس می شوند حیات بالنده و یا موفقیت آنها در گرو تحقق اهداف و کارکردهایی است که جامعه برای آنها مشخص کرده است . اما نکته حایز اهمیت در این بین درک تغییر نقش سنتی دانشگاهها و پژوهشگاه ها متناسب با تغییرات صورت گرفته در جهان در حوزه علم و تکنولوژی می باشد.
در زمینه بررسی و ارزیابی عوامل موثر یا بازدارنده موفقیت دانشگاهها و مراکز پژوهشی دولتی در حوزه تجاری سازی یافته های پژوهشی در حوزه فنی و مهندسی پرسش عمده به میزان بهره وری ، کارایی و اثر بخشی هم پژوهش های به ثمر رسیده و هم فرآیندهای پشتیبانی کننده از این نتایج تا تجاری سازی آنها مربوط می شود. از آغاز مباحث تجاری سازی تحقیقات دانشگاهی در مقیاس های گوناگون پیوسته برخی پرسش های کلیدی رویاروی روسا ، مدیران و اعضای هیات علمی دانشگاهها و پژوهشگاههای کشور قرار داشته است ، نظیر اینکه وضعیت تجاری سازی نتایج تحقیقات دانشگاه یا پژوهشگاهی که آنها در آن فعالیت می کنند در مقایسه با سایر دانشگاه ها و پژوهشگاه ها چگونه است؟ چه عواملی در بهره وری و اثر بخشی تجاری سازی نتایج تحقیقات آنان در حوزه فنی و مهندسی موثرند؟ و مناسب ترین و عملی ترین روش های تجاری سازی نتایج تحقیقات در هر دانشکده کدامند؟
اگرچه عوامل موثر بر تجاری سازی به طور کلی به هم شباهت دارند اما آرایش این عوامل در محیط و سازمانهای مختلف باعث می گردد تاثیر این عوامل بر تجاری سازی به صورت های گوناگون جلوه گر شود.
۲-۱ علم ، توسعه و تکنولوژی
جهان امروز را سه فرایند شکل می دهد که عبارتند از: علم ، توسعه و تکنولوژی.
علم: «علم روابط بین پدیده ها یا قوانین عام را با روش های خاص خود کشف می کند. علم، شناخت اثباتی نظام یافته یا تبیین[۱۵]پدیده هاست» (احمدی, ۱۳۸۵)
در لغت نامه ها علم به معنای « کسب معلومات به صورتی سیستماتیک و تنطیم یافته » تعریف می گردد. بعضی ها علم را به معنای « ایجاد خلاقیت » ، برخی دیگر علم را « یک نوع فعالیت فکری و اجتماعی » و برخی دیگر علم را یک « تحول فرهنگی » دانسته اند (علی احمدی, ۱۳۷۷).
توسعه: «مجموعه فعالیت هایی است که جامعه را بسوی زندگی بهتر و متوازن جمعی و فردی و تامین نیازهای افراد جامعه در جهت خیر و صلاح آنان سوق می دهد» (احمدی, ۱۳۸۵).
تمایل ملتها برای نیل به رفاه و آبادانی همراه با حفظ هویت و کرامت انسانی زمینه تاریخی دارد که پرداختن به این امر در دهه های اخیر در مفهوم توسعه نمایان شده است. در حقیقت توسعه به فرآیندی گفته می شود که در آن جامعه از وضع نامطلوبی به وضع مطلوبی تغییر می یابد. این فرایند همه نهادهای جامعه را در بر می گیرد. به عبارت دیگر ، در فرایند توسعه ، استعدادهای سازماندهی جامعه از نظر اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی ، به روز و شکوفا می گردد (حاج فتحعلی ها, ۱۳۷۶).
تکنولوژی: استفاده عملی نتایج علمی و تجربی بشر در پاسخ به نیازهای اجتماعی را تکنولوژی نامند. تکنولوژی ممکن است در یک محصول ، در یک فرایند تولید و یا در یک فعالیت پشتیبانی تولید استفاده شود.
به عبارت دیگر تکنولوژی می تواند در تمامی دانش ها ، محصولات ، ابزارها ، روش ها و سیستم هایی که به خدمت گرفته می شود تا محصول یا خدماتی ارائه شود ، تعریف کرد. «در واقع تکنولوژی فرایند انتقال و تبدیل منافع به محصول از طریق دانش ، تجربه ، اطلاعات و ابزار است» (راهپیما, ۱۳۸۳).
در زیر تعاریف دیگری از تکنولوژی آورده شده است:
- تکنولوژی ابزاری برای به کارگیری دانش جهت بر طرف کردن نیازهای بشری می باشد.
- در فرهنگ لاروس تکنولوژی مطالعه ابزارها، شیوه ها و روش های مورد استفاده در حوزه های گوناگون صنعت می باشد (احمدی, ۱۳۸۵).
تکنولوژی در واقع محصولی است ساخته دست بشر ، استوار بر دانش و آگاهی ، مبتنی بر تحقیق و توسعه است که از نظر اقتصادی یک محصول به شمار می رود و دارای ویژگی های خاص سیکل زندگی یک محصول است (علی احمدی, ۱۳۷۷).
۲-۲ توسعه تکنولوژی
«توسعه تکنولوژی عبارت است از : خلق تکنولوژی های نوین برای فرآورده ها ، فرآیندها ، نظام ها و موقعیت های بهتر یا کاملا جدید از طریق بهره گیری از تکنولوژی کسب شده و دانش ، تجربه و مهارت حاصل شده از آن و تلفیق این دانش و تجربه با داده ها و یافته های تکنولوژیکی موجود در یک کشور» (مهدوی, ۱۳۸۰).
همچنین به تعبیری می توان توسعه تکنولوژی را این گونه تعریف کرد:توسعه تکنولوژی به ایجاد سیستم های جدید و بهبود عملکرد سیستم های تکنولوژیکی موجود در هر سازمان اشاره دارد که به بسط قابلیت های تکنولوژیکی در سطوح بخشی یا ملی می انجامد (حاج فتحعلی ها, ۱۳۷۶).
۲-۳ نوآوری
در فرهنگ لغت وبستر[۱۶] ،نوآوری[۱۷] عبارتست از: آغاز یا معرفی چیزی جدید، خلاق بودن، در فعالیت های اقتصادی-تجاری هر کالا یا خدمات جدید یا هر نوع فرایند کاری نو و متفاوت از گذشته، اختراعات جدید،… که ارزش جدید اقتصادی بوجود آورد. (احمدی, ۱۳۸۵).
نوآوری را می توان ایجاد محصول ، خدمت یا فرآیندی جدید در هر سازمان نامید. نوآوری به معنی ارائه محصول ، خدمت یا فرایند جدید به بازار چه از طریق ایجاد کاربردی جدید یا تجاری سازی آن است. نوآوری حتما نباید در کل جهان جدید باشد ؛ بلکه ایده ای است که در سازمان برای اولین بار استفاده می شود، صرف نظر از اینکه این ایده قبلا توسط سازمان های دیگر استفاده شده باشد یا خیر. همچنین تکنولوژی یا محصول نیز ضرورتا لازم نیست که جدید باشد. نوآوری می تواند تغییری در نوع عملکرد صنعتی باشد، به نحوی که باعث افزایش بهره وری شود. شومپیتر نوآوری موفق را یک فعالیت بی نظیر و یکتا تعریف کرده ، که انجام صحیح وموفقیت آمیز آن بیشتر ناشی از خواست و اراده است تا هوش افراد. فرایند نوآوری نیازمند یکپارچه سازی تکنولوژی و اختراعات موجود برای خلق محصول ، فرایند یا سیستمی جدید و پیشرفته است.
نوآوری ، به شرکت ها به عنوان آخرین جبهه باقی مانده در دنیای کسب و کار امروزی کمک می کند تا عملکرد را بهبود ، هزینه ها را کاهش و محصولات و خدمات جدیدی را به بازار عرضه کنند. سرمایه گذاری در تحقیقات ، به خودی خود موفقیت را تضمین نمی کند ، آمار قابل توجه شکست تجاری سازی محصولات و خدمات ، گواهی بر این ادعا است. در حقیقت فقط تعداد معدودی از شرکت ها می توانند به تنهایی به اهداف تحقیقاتی خود برسند (طارق, ۱۳۸۳).
هنگامی که راجع به علم صحبت می شود، منظور اکتشافات علمی است ؛ ولی منظور از تکنولوژی، نوآوری های تکنولوژیک است. این دو از لحاظ تاثیر گذاری متقابل بر یکدیگر با هم مرتبط هستند. نتیجه اکتشافات علمی می تواند اختراع و نوآوری باشد. تکنولوژی جدید نیز زمینه را برای اکتشافات علمی جدید فراهم می کند. هنگامی که این دو (علم و تکنولوژی) به بازار متصل می شوند ، زندگی انسان ها را تحت تاثیر قرار می دهد . شکل ۲-۱ ارتباط میان اکتشافات علمی ، اختراع ، نوآوری و بازار را نشان می دهد (ناصری, ۱۳۸۵).
شکل ۲- ۱ : ارتباط میان اکتشافات علمی ، اختراع ، نوآوری و بازار
۲-۴ تحقیق و توسعه
تحقیق و توسعه[۱۸] فعالیت های گسترده ای را به منظور تامین نیازهای روز افزون بشری از تکوین تکنولوژی جدید ، ابداع ، اختراع ، بهبود کمی و کیفی محصولات و خدمات تا کاربردهای صنعتی ، اقتصادی و اجتماعی آنها در بر می گیرد.
سازمان باید به پرورش و توسعه تکنولوژی جهت انتقال تکنولوژی به شیوه ای موثر علاقه مند باشد ، به عبارتی دیگر ، بایستی برای شناسایی نیازها با تحقیقات وسیع و جامع مراکزی در داخل و یا در کل سیستم جامعه باشد تا با در نظر گرفتن امکانات و محدودیت ها بتواند با بهره گرفتن از تکنولوژی دیگران ، آن را به نحو مطلوب در سازمان خود ، مورد استفاده قرار دهد.
با وجود اینکه تحقیق و توسعه با هم در ارتباط هستند اما دارای وجوه افتراق و تمایزی نیز می باشند. آنسوف[۱۹] و استوارت[۲۰] این تمایز را اینگونه بیان کرده اند:
سازمان های تحقیق محور ، آنهایی هستند که در بوجود آوردن اختراعات اصیل تلاش دارند که البته احتمال استفاده آنها در خود سازمان زیاد است. سازمان هایی که سعی به پیشگام بودن در تکنولوژی حرفه یا صنعت خود دارند به عنوان رهبران تکنولوژی متمایل به تحقیق می باشند.
سازمان های توسعه محور ، تلاش خود را بر اصلاح اختراعات و نوآوری های موجود برای پاسخگویی به نیازهای مخصوص خود ، متمرکز می سازند. سازمان هایی که تکنولوژی های تثبیت شده را بکار می گیرند ، به عنوان پیروان تکنولوژی ، متمایل به توسعه می باشند.
۲-۴-۱ اهداف تحقیق و توسعه
هدف اصلی تحقیق و توسعه ، به معنی نقطه مطلوبی است که فرد یا سازمان در تلاش برای رسیدن به آن می باشند. که درک ضرورت ها ، اولویت ها و نیازها در چارچوب فردی ، سازمانی و ملی این نقطه مطلوب را معین می سازد. بنابراین ، ضرورت ها ، رهنمون تعیین اهداف برای یک نظام تحقیق و توسعه اند که خود مبتنی بر انگیزه های مختلف اجتماعی ، علمی ، اقتصادی و سیاسی می باشند. بر این اساس برخی از اهداف کلی نظام تحقیق و توسعه عبارتند از :
تضمین رشد آینده کشور از طریق کسب استقلال در زمینه تکنولوژی.
گسترش دانش بشری و فرهنگ جامعه از طریق اختراع ، ابتکار و نوآوری .
دانلود پایان نامه درباره شناسایی و اولویت بندی فاکتورهای تاثیر گذار بر تجاری سازی یافته ...