سازمانهای متعالی رهبرانی دارند که آینده را ترسیم نموده و آن را میسازند و به عنوان یک الگو به ارزشها و اصول اخلاقی عمل می نمایند.
در عمل، ما پی میبریم که سازمانهای متعالی رهبرانی دارند که:
الهامبخش کارکنان هستند و فرهنگ مشارکت، مالکیت ]تعلق سازمانی[، توانمندسازی، بهبود و پاسخگویی از طریق اقدامات، رفتارها و تجاربشان ایجاد می نمایند.
حامی ارزشهای سازمان هستند و در درستی، مسئولیت اجتماعی و رفتار اخلاقی در درون و بیرون سازمان الگو بوده و شهرت سازمان را توسعه داده و تقویت میکنند.
جهتگیری و تمرکز استراتژیک روشنی را تعیین نموده و آن را در میان میگذارند، آنها کارکنان خود را متحد میکنند تا در مأموریت، چشم انداز و اهداف سازمان سهیم شده و به آن دست یابند.
منعطف هستند؛ تواناییهای خویش را برای اخذ تصمیمات مناسب و به موقع بر مبنای اطلاعات در دسترس، تجارب و دانش قبلی با در نظر گرفتن پیامدهای بالقوهشان نشان میدهند.
میدانند که مزیت پایدار، در گرو تواناییشان در یادگیری سریع و پاسخگویی چابک در مواقع لزوم است.
فرهنگی را ترویج می نمایند که از خلق ایدهها و روشهای جدید، تفکر برای ترغیب نوآوری و توسعه سازمانی را حمایت کند.
عموماً در قبال ذینفعان و جامعه نسبت به عملکرد خود شفاف و پاسخگو هستند و از اینکه کارکنان آنها با اخلاق، مسئولیت و صداقت عمل میکنند، اطمینان حاصل میکنند (پورآقا و ابراهیمیجمارانی، ۱۳۹۲، ۱۷).
مدیریت چابک
سازمانهای متعالی در پاسخگویی مؤثر و کارآمد به فرصتها و تهدیدها، قابلیتهایشان را به صورت گستردهای شناسایی و تشخیص میدهند.
در عمل، ما پی میبریم که سازمانهای متعالی:
از مکانیزمهایی برای شناسایی تغییرات محیط خارجی و تبدیل آنها به سناریوی بالقوه آینده سازمان استفاده میکنند.
استراتژیهای خود را به فرایندها، پروژهها، ساختار سازمانی همسو ترجمه کرده و از اجرای آن با سرعت مناسب در سرتاسر زنجیره ارزش اطمینان حاصل میکنند.
یک مجموعه از شاخصهای معنادار عملکرد فرایند و اندازهگیریهای دستاورد مرتبط را ایجاد میکنند که از این طریق قادر خواهند بود اثربخشی و کارایی فرایندهای کلیدی خود و اثر آنها در کمک به تحقق اهداف استراتژیک سازمانی را بازنگری نمایند.
از دادههای مرتبط با عملکرد جاری و قابلیتهای فرایندهای جاریشان و بهینهکاوی مناسب برای هدایت خلاقیت، نوآوری و بهبود استفاده میکنند.
اثربخشی تغییرات را از طریق مدیریت پروژه نظامند و با بهبود فرایندی متمرکز مدیریت میکنند.
ساختار سازمانی خود را برای حمایت از دستیابی به اهداف استراتژیک به سرعت تطبیق میدهند.
سبد تکنولوژی را برای بهبود چابکی فرایندها، پروژهها و سازمان، ارزیابی و توسعه میدهند (پورآقا و ابراهیمیجمارانی، ۱۳۹۲، ۱۸).
موفقیت از طریق استعداد کارکنان
سازمانهای متعالی به کارکنان خود ارج مینهند و فرهنگ توانمندسازی را برای دستیابی، هم به اهداف شخصی کارکنان و هم به اهداف سازمانی ایجاد میکنند.
در عمل، ما پی میبریم که سازمانهای متعالی:
مهارتها، شایستگیها و سطوح عملکردی مورد نیاز کارکنان را برای دستیابی به مأموریت، چشم انداز و اهداف استراتژیک تعریف میکنند.
برای جذب، توسعه و نگهداری استعدادها به منظور دستیابی به این نیازها به صورت کارا برنامه ریزی میکنند.
اهداف گروهی و شخصی را همسو نموده و کارکنان را توانمند میسازند تا در یک روحیه مشارکت واقعی تمام توان بالقوهشان را به کار گیرند.
از ایجاد یک توازن سالم بین کار و زندگی در چرخه واقعی ۲۴ ساعت شبانه روز و ۷ روز هفته که در راستای جهانیسازی و روشهای صحیح کار کردن میباشد اطمینان حاصل میکنند.
از گوناگونی کارکنان، جوامع و بازارهایی که سازمان خدمت میدهد، استقبال میکنند و احترام میگذارند.
شایستگیها و مهارتهای کارکنان را به منظور حصول اطمینان از پویایی و قابلیت اشتغال آینده آنها، توسعه میدهند.
کارکنان خود را ترغیب نمایند تا سفیر شهرت و تصویر سازمان باشند.
کارکنان خود را بر میانگیزانند تا در بهبود و نوآوری شریک شوند و تلاشها و موفقیتهای آنها را ارج مینهند.
نیازهای ارتباطی کارکنان خود را درک می نمایند و از استراتژیها و ابزار مناسب برای برقراری یک گفتمان استفاده میکنند (پورآقا و ابراهیمیجمارانی، ۱۳۹۲، ۱۹).
پایداری نتایج برجسته