5-2-2-3 چگونگی کاربرد مذهب از سوی سعودیها برای مقابله با شیعیان و مخالفان
ابن سعود طرفدار نوعی سیاستگذاری بود که قدرت وحکومت آنان را حفظ کند و باعث بوجود آمدن تنشهای داخلی وخارجی نشود ارتباط دولت سعودی با اخوان(جنگجویان افراطی معتقد به اصول وهابی )که خواهان برخورد قاطع با شیعیان بودند تا حد زیادی وابسته به اهداف سیاسی مورد نظر بود. و ابن سعود از نقش برجسته و افراطی اخوان برای نیل به اهداف سیاسی بهره برد. به عبارتی او از سیاست چماق وهویج استفاده می کرد وبا اینکه این چنین سیاستی در برخورد با شیعیان موجب رضایتمندی علمای برجسته وهابی نشد اما مبنایی برای محدویت و آزار سیستماتیک شیعیان در دوره های بعدی شد. ضمن آنکه در مواقع تنگنا این موضوع مطرح بود که علمای وهابی عامل اصلی تعقیب وآزار شیعیان هستند.این موضوع به نفع حکام سعودی بود چونکه در مواقع بحرانی می توانستند خود را کنار کشیده و آنهارا مسئول اقدامات مختلف معرفی کنند چنانکه اکثر علمای شیعه مسئولیت اصلی سرکوب شیعیان رابا روحانیون و علمای وهابی می دانستند.در حقیقت استفاده وهابی ها از سعودیها به مراتب کمتر از استفاده سعودیها از وهابی ها بود.
در حالی که اخوان جدید ،ارتباط سازمانی با گروه های اولیه ندارد ،اما به رغم شکاف میان دو نسل ، تداوم ایدئولوژیکی کاملا مشهودی دیده می شود .در واقع تعهد ایدئولوژیک گروه های جدید ممکن است از تعهد اجدادقبیله شان در دوران عبدالعزیز بیشتر باشد . اخوان جدید بر خلاف اجداد اسلاف خویش غالبا از جوانان تحصیلکرده و شهر نشین هستند ودر نتیجه در معرض تاثیر و نفوذ غرب گرایی قرار دارند اما یک ویژگی برجسته اخوان جدید ،بنیاد گرایی اصیل آنهاست .دعوت اخوان بازگشت قطعی و سازش ناپذیر به قران و سنت است و به این ترتیب مخالفت با پادشاهی شامل مخالفت با شعار وهابی سعودی نیز می شد.و این از جمله چالشهای دیگر سعودیها می باشد.(زراعت پیشه،1384:ص200)
در هر حال سعودیها ضمن اینکه عملکردشان حتی از سوی هواداران سابق خویش مورد انتقاد شدید قرار دارد ، حقوق شیعیان و گروه های غیر سنی را نادیده میگیرند ودر جامعه آنان تکثر دینی در عمل معنایی ندارد . اگرچه ابن سعود برای آرام کردن حجاز به عنوان یک تاکتیک سیاسی چهار طایفه سنی و شیعیان امامیه وزیدیه را مشروع اعلام کرد.(فواد ابراهیم،82:1387)
تبعیض اقلیتها از جایی به جای دیگر واز گروهی به گروه دیگر متفاوت است.مثلا تبعیض علیه شیعیان امامیه در عربستان سعودی از قطیف تا به الاحصاءتا به مدینه متفاوت است. به عنوان نمونه شیعیان قطیف ،مراسم عاشورای خود را انجام می دهند ،وعاظشان لباسهای مذهبی خود را بر تن میکنند ،موذنین می توانند اذان بگویند حتی قسمت اشهد ان علیا ولی الله را هم ندا دهند. اما در الاحصاءموذنین نمی توانند اذان بگویند و لباسهای سنتی خود را برتن کنند. این تصویر برای شیعیان کاملا متفاوت است. آنها حتی نمیتوانند شعائر ایمانی خود را ابراز کنند ،نمی توانند اذان بگویند و لباسهای مذهبی خود را برتن کنند و مسجد وحسینیه بسازند و فقط در مجالس خصوصی می توانند چنین مراسمی داشته باشند. و بطور خلاصه ،حقوق اساسی شیعیان یک چالش مستقیم نسبت به دکترین وهابیت ومشروعیت آنان محسوب می شود. (ابراهیم،1387:ص44و45)
6-2-2-3عناصر هویتی شیعیان عربستان
در عربستان سعودی تاکید برعناصر هویتی متفاوت است. هویت می تواند قلمرو باشد مانند نجد،حجاز ،عصیر و شرقیه یا مذهب باشد مانند بطور کلی شیعه وسنی ویا جزئی تر حنبلی،وهابی، جعفری،اسماعیلی ،مالکی و شافعی و یا قبیله باشدمانند اونانیزه ،قحطان ،قمیدو غیره . با این وجود برخی از گروه ها ممکن است با همه این معیارها تعریف شوند ؛مانند شیعیان اسماعیلی.
در استان شرقی عربستان، شیعه در مقابل سنی قرار ندارد بلکه عمدتا در مقابل وهابیت است و بین گروه های فکری و مذهبی شیعه وسنی روابط خوبی دیده می شود.اگر چه وهابی ها معتقدندمذهب سنی راستین را رهبری می کنند.فتوای علمای وهابی در ژانویه 1927 برای وادار نمودن شیعیان جهت ترک اصول فکری خود و ورود به اسلام مورد نظر آنها همراه با فشارهای زیاد جهت تعطیلی مساجد وحسینیه های خود، با مقاومت بسیار شدید شیعیان مواجه شد ونهایتا به شکست کامل منتهی گردید.
بر خلاف شیعیان اسماعیلی در جنوب ، شیعیلن امامیه در مقابل هر گونه استبداد وزورگویی شدیدا ایستادگی کردند. اما شیعیان اسماعیلی خود را بر اساس نظام قبیله ای –قومی سازمان دهی کردند که در قبیله “یم” تجسم یافته است به این ترتیب خود را تقریبا با شرایط سیستم نظام حاکم منطبق ساخته اند. و نظام سعودی وتفکر وهابی و تبلیغاتی که انجام شده تاثیر چندانی بر روی آنان ندلشته است . آنان در طول سالهای گزشته بر مشخصات و ویژکیهای خود از لحاظ تاریخی ،اجتماعی ومذهبی در منطقه نجران تاکید کرده اند.زمانی که تبلیغات وهابی کاملا به این منطقه معطوف شده بود تا اسماعیلیان را به سوی خود جذب کنند؛شیعیان اسماعیلی و امامیه از شعائر مذهبی برای استحکام هویت دینی خود استفاده کردند.(ابراهیم،1387:ص68)
مرزهای مذهبی بین شیعیان و سنی های غیر وهابی در کشور گاهی خیلی روشن و شفاف و گاهی مبهم است. به عنوان نمونه هم شیعیان هم شافعی ها وهم مالکی ها در حجاز از طایفه وهابی متمایز هستند چرا که جشنهای میلاد پیامبر اکرم را بر پا می کنند کاری که وهابیها آن را نمی پذیرند ضمن آنکه به جز وهابی ها به اهل بیت احترام می گذارند. اگر چه در بعضی از زمینه ها شکاف بین این دو گروه یعنی شیعه وسنی بسیار کسترده است. مانند اعتقاد به معصومیت ائمه و بسیاری از فعالیتها و مراسم مذهبی دیگر.
همچنین علمای شیعه در استان شرقی نقش مهمی ایفا کردند. مرجعیت مفهوم نسبتا جدیدی بین شیعیان این کشور است که اواخر قرن نوزدهم واوایل قرن بیستم مطرح شد در حالیکه مرجع در قبل صرفا دارای نقش مذهبی درحالیکه مرجع درگذشته صرفا دارای نقش مذهبی در تبیین رسالت ائمه وپیامبر بودند اما بتدریج و با کسب موقعیتهای بهتر دارای وزن سیاسی شدند. از آنجا که شیعیان استان شرقی نتوانستند مراجع خود را داشته باشند ؛به لحاظ مذهبی مجبور شدند تا از مراجع ایران ویا عراق پیروی کنند . مراجع نه تنها رهبزی معنوی پیروان خود را برعهده داشتند بلکه به دلیل تحولات پدید آمده در منطقه ؛مرجع هدایت سیاسی و قضایی مقلدین خود هم شدند. (ابراهیم،1387:ص70)
7-2-2-3 تاثیر عوامل منطقه ای بر احساس هویتی شیعیان عربستان
اگر چه شیعیان در استان شرقی دارای مشترکاتی با برخی از اقوام در مناطق و قبایل گوناگون هستند اما شرایط جغرافیایی نقش مهمی در شکل دادن به هویت شیعه بازی می کند. علیرغم توزیع پراکنده و تغییرات جمعیتی که پس از گسترش شهر نشینی در الحصاءاتفاق افتاد ساکنین این مناطق اکنون از لحاظ شیعه و سنی قابل تمایزند. و مرزهای طایفه ای هنوز وجود دارد. با این وجود ؛تمایز بین شیعیان و سنی ها در منطقه قطیف در مقام مقایسه با منطقه الحصاء بسیار شدید است؛جایی که همزیستی مسالمت آمیز بی دو جامعه از مدتها پیش وجود داشته است. در ابتدای سالهای دهه 70 میلادی ،بسیاری از شیعیان الحصاء از روستاها به شهر مهاجرت کردند در حالیکه غالبا شیعیان قطیف در همان روستا های خود باقی ماندند . تفاوت میان آنها می تواند به میزان تحملی که شیعیان در الحصاء تجربه کردند مربوط باشد ؛آن هم به دلیل اختلافی است که با سنیان داشته اند. هم شیعیان و هم سنی ها در الحصاء هیچ ابایی ندارند که با یکدیکر در امور تجاری مراوده داشته باشند. به علاوه شیعیان الحصاء بر خلاف هم مذهبی های خود در القطیف از لحاظ سیاسی دارای انگیزه نمی باشند. برای شیعیان الحصاء مذهب از امور تجاری و سیاسی وحوزه ی امور عمومی جداست اما برای شیعیان قطیف این مسایل حایز اهمیت است. الحصاء،قطیف و کل استان شرقی نه تنها محلی برای زندگی گروهی از مردم می باشد بلکه این سرزمین محل ارتباط و تعاملات بین شیعیان محسوب می شود . در چنین فضایی شیعیان تمایزات فرهنگی ،همگرایی اجتماعی و به علاوه نا خشنودی سیاسی خود را به منصه ظهور می رسانند. در چنین محیطی آنها با گروه های اپوزیسیون علیه دشمنی فرضی خود متحد می شوند ،دشمنی که باعث محرومیت و ضربه پذیری آنها میشود. جدا بودن دو فضای استان شرقی و منطق دیگر ذاتا در ساختار احساس شیعیان وجود دارد. این امر به خوبی در شیعیان قطیف قابل مشاهده است.آنان به هیچ وجه حاضر به مهاجرت به مناطق دیگر نیستند. شیعیان جویای کار قطیف معمولا برای کار به خارج از منطقه نمی روند چرا که از لحاظ اجتماعی نمی خواهند از محل خود دور شوند.(ابراهیم،1387: ص73)
8-2-2-3نظام سعودی و موضوع همبستگی ملی
حکومت فعلی عربستان در منطقه ای بوجود آمد که در تاریخ خود هرگز همبستگی ملی را تجربه نکرده است.شبه جزیره عربستان گروه های مختلف مذهبی وقبیله ای و منطقه ای را در خود جای داده است. بنابراین عربستان سعودی شامل گروه های مختلف قومی وخانوادگی می شودکه از طریق عبد العزیز بن سعود در خلال ربع اول قرن بیستم متحد شد.به نظر فواد ابراهیم نویسنده کتاب” شیعیان در عربستان سعودی” این وحدت سیاسی ناشی از یک احساس تعلق مشترک نبود که از ریشه های اجتماعی مشترک ویا نمادهای تاریخی،ارزشهای اجتماعی،حافظه دسته جمعی و آگاهی های فر هنگی مشترک ،حاصل شده باشد.
در این مورد به نظرات متفاوتی اشاره کرده است.از جمله ژاکوب لگد برگ و جیمز پیسکاتوری که او معتقدند که عربستان سعودی جامعه همگونی از اعراب سنی دارد که به جز شیعیان عامل پیچیده ای در وحدت ملی وجود ندارد.اما از نظر سلامه اگر چه سنی ها اکثریت جامعه سعودی را تشکیل میدهند اما به هیچ وجه جامعه متحدی محسوب نمی شوند. علیرغم فشار مداوم وهابی ها جهار شاخه اصلی اهل سنت به حیات خود ادامه می دهند. همچنین شیعیان فاقد جامعه یکدستی می باشند. چرا که شیعیان امامی در استان شرقی وشهر مدینه زندگی می کنند ،اما اسماعیلی ها و زیدی ها در نجران در جنوب کشور زندگی می کنند. همچنین طوایفی از شیعیا ن کسنه در یاتبو زندگی می کنند. بنابر این جامعه اکثریت متجانس در عربستان از نظر نویسنده صحت ندارد و او اعتقاد دارد عربستان سعودی مانند لبنان می تواند کشوری متشکل از اقلیتهای مذهبی تلقی گردد که در میان آنها اقلیت وهابی بر کشور مسلط است. (ابراهیم،1387: ص77)
از نظر قومی جوامع صحرا نشین و قبیله ای در منطقه نجد متمرکز هستند در حالیکه جوامع شهری و مقیم عمدتا در حجاز و الحصاء زندگی می کنند . این مناطق از لحاظ فرهنگی وروانی و اجتماعی متفاوت می باشند. مثلا قبایل نجد واثیر در غرب نسبت به شیعیان در استان شرقی بیگانه می باشند.همچنین در حالیکه نجد یک جامعه قبیله ای است حجاز یک جامعه نسبتا پیچیده شهری است. زمانی که ابن سعود به حجاز حمله کرد خود را با جامعه ای مواجه دید که شهرهای مقدس با پنجره های گشاده رو به دنیا که به راحتی نمی شد بر آنها حکومت کرد.در حالیکه بر نجد با بیابانهای منزوی وشهرهای عقب افتاده ،یک رژیم دینی براحتی می توانست حکومت کند.
بنابر این تلاشهای مستمر دولت سعودی جهت تشکیل یک ساختار متحد ملی از طریق چار چوب اسلام به نتیجه نرسید و تنها به عمیق تر نمودن اختلافات میان جامعه وهابی و سایر طوایف چه شیعه وچه سنی منجر شد . بنابر این بنا به نظر فواد ابراهیم دین ومذهب در عربستان همه چیز است جز عامل متحد کننده.(ابراهیم،1387: ص82) درست است که مذهب قبایل نجد را به طور موفقیت آمیزی با هم متحد نمود اما روش غیر مصالحه آمیز وهابی ها و تفسیر خاص خود از اسلام با مقاومت شدید دیگر مناطق وطوایف شد. ابن سعود پس از تسلط برحجاز به شکل مستبد انه ای قوانین حنبلی را بر حجاز تحمیل کرد که مطابق نظر علمای وهابی بود که اصولا طوایف دیگر را مسلمان واقعی نمی دانستند. همچنین در سالهای اولیه حاکمیت سعودی ،شیعیان به عنوان مشرک طبقه بندی شده بودند و مجبور شدند که تعهد خود را به اسلام دوباره اعلام کنند. این موضوع برایشان بسیار تحقیر آمیز بود و جزو تلخ ترین خاطرات شیعیان عربستان محسوب می شود. بسیاری از شیعیان به شکل توهین آمیزی در مقابل پلیس عربستان مجبور شدند تا دوباره شهادتین بگویند. همین خاطرات تلخ ، سبب شد که شیعیان عربستان با مراکز شیعه در نجف وقم و بحرین ارتباط برقرار کنند. و در نتجه تلاش وهابی ها برای تحمیل عقاید شان نه تنها شکست خورد بلکه شیعیان را بیشتر تشویق کرد که به شکل قدرتمندی به هویت متعلق به خودشان روی آورند.
9-2-2-3 گروه های مخالف شیعه در عربستان
به نظر ماروین زونیس و دانیل برومبرگ در شیعه گرایی قرائتهای متفاوتی وجود دارد که می تواند از انزوا گرایی تا فعالیتهای انفجاری را شامل شود.
دو گروه مهم اپوزیسیون شیعه در عربستان جنبش اصلاحیه به رهبری شیخ الصفار و حزب الله حجاز می باشد که گروه اخیر جنبش اصلاحیه رابه دلیل ضعفهای ایدئولوژیک مورد انتقاد قرار می دهد و از اینکه این جنبش با حکومت سعودی مصالحه و سازش نموده و به نفع اسلام ارتجاعی عقب نشینی کرد ناراضی بوده است و سیاست تعدیل و میانه روی این جنبش را سیاست تسلیم می خواند. (پیشین ، ص 259 و 260)بنظر شیخ الصفار دو عامل باعث می شود که روند انجام اصلاحات به کندی صورت پذیرد اول سنتهای بوروکراتیک دولت و دوم گرایشهای نا مناسب دولت محلی نسبت به شیعیان بویژه از سوی شاهزاده محمد بن فهد.(ابراهیم،1387: ص268)
گفتمان پلورالیستی و ارتقای اصول مربوط به جامعه مدنی ،دمکراسی و آزادیهای فردی و سر انجام تاکید بر تساهل مذهبی و گفتگوی دینی ،محور فعالیتهای جنبش اصلاحیه را تشکیل می دهد . نوشته ها ،خطابه ها و تقاضاهای مکتوب رهبران اصلاحیه کاملا به تبلیغ و ارتقای چنین ایده هایی تخصیص یافت. ایده هایی که در این زمان طبقه روشنفکر را به خود جذب نمود ،عبارت بودند از پلورالیسم ،از بین بردن ریشه های تنازع وکشمکش،ترویج ایده تساهل مدارا و مصالحه و ارائه پیشنهاد برای ایجاد چارچوب های لازم جهت همکاری بین گروه های مختلف فعلی در کشور. شیخ الصفار معتقداست که پلورالیسم منبع تحول وثروت است که تنها در جوامع متمدن می توان آن را پیدا کرد اما در جوامع مرتجع و عقب افتاده پلورالیسم بهانه ای برای سرکوب و تبعیض است.(ابراهیم،1387: ص 287)
الصفار معتقد است که احیای تفکرات دینی امری لازم است تا دین بتواند پاسخگوی نیازهای عصر مربوط به خویش باشد. به این ترتیب در مفهوم انقلاب و جنبش که وسیله ای برای بسیج توده های مردم بود باز نگری شد. همچنین رهبران جنبش لازم دیدند که دو مفهوم مرجعیت و عاشورا را باز تفسیر کنند. و در این مسیر چند عامل نقش داشت که سبب کاهش نقش مرجعیت در عربستان شد.
اتهام حکومت به وفاداری شیعیان به رهبرانی که در خارج از مرزها ی کشور زندگی می کنند و شیعیان می خواهند به خاطر آنها با حکومت مبارزه کنند.
افزایش طرفداران امام خمینی در بین شیعیان سعودی که از سوی حکومت حمل به بی وفایی شیعیان نسبت به حکومت و سرزمین عربستان میشد.
حضور بیشتر فعالان و روحانیون شیعه در مسائل داخلی کشور که از اقتدار مراجع بر شیعیان کم کرد.
رحلت اغلب مراجع تقلید برجسته مانند امام خمینی ،ایت الله خویی وشیرازی و عدم موفقیت مراجع جدید برای نفوذ روحانی و معنوی شیعیان. و اختلاف عمیق بین مراجع شیعه (انقلابی در مقابل محافظه کار ) که سبب شد شیعیان خود را از اختلافات دور نگه دارند چون موجب شکننده تر شدن شیعیان عربستان می شد.
همچنین تفسیر سیاسی که عموما از عاشورا می شد حرکت انقلابی مستضعفین علیه مستکبرین بود. در حالیکه در دوره انقلابی( 1980-1979) حسینیه ها مکانی برای بسیج سیاسی محسوب می شدند،نقش عاشورا و حسینیه ها بعد از توافقنامه 1993کاسته شد وبیشتر از آنها به عنوان محلی برای ایجاد وحدت اسلامی نگریسته می شود. و در دوران سازش و مصالحه، امام حسین به عنوان یک انقلابی دیده نمیشود بلکه سمبل وحدت اسلامی بود که جان خود را برسر آن فدا نمود و این گرایش بین وعاظ شیعه در عربستان بوجود آمد که از عاشورا انقلاب زدایی کنند. (ابراهیم،1387:ص290)
الصفار در کتابی تحت عنوان وطن و شهروندی که در سال 1996منتشر شد از وابستگی قومی ومنطقه ای و قبیله ای و طایفه ای فراتر رفت تا احساس ملی را بویژه در میان شیعیان تقویت کند و شناخت جدید وی آن بود که عشق به وطن نشانه ایمان است. الصفار تفسیر جدیدی از مفهوم شهروندی ارائه داد. تفسیر خانواده سلطنتی از مفهوم شهروندی در وفاداری خلاصه میشد. اما الصفار بر سه حق شهروند تاکید می کند . شرافت ،امنیت و شرایط زندگی مطلوب .او می گوید فقر باعث می شود تا شهروندان احساس تعلق خاطر به وطن خود را از دست بدهند. در همین راستا رهبران جنبش اصلاحیه ،جامع مدنی را عاملی میانه برای ایجاد تعدل در جامعه و بطور کلی و پایه ای برای عمل دسته جمعی برابر می دانند که می توانند فضایی از تحمل و باز شدن جامعه و تساهل و مدارا را فراهم آورد . از دید گاه محفوظ جامعه مدنی قدرت لازم را برای مبارزه برای سرکوب وقساوت حکومت فراهم می آورد.(پیشین، ص264) . نهایتا راهبردهای کلام دولت سعودی در برخورد با مخالفان در طیفهای مختلفی قرار میگیرد از کنترل امنیتی قدرتمند گرفته تا مواجهه با ناراضیان از طریق سیاست تفرقه بنداز وحکومت کن و حتی انعطاف در مبانی ایدئولوژیک . این راهبرد ها نمی توانداثبات کند که روابط شیعیان با دولت سعودی روابط آشتی سازش و مصالحه است بلکه در حقیقت این روابط به شکل رابطه سلطه کننده وسلطه شونده است.به هر حال دستاوردهایی که شیعیان در روند مذاکرات و مصالحه داشته اند آنقدر نبوده است که آنان اعلام وفاداری و انقیاد به رژیم کنند مگر آنکه بتوانند در ساختار دولت حضور یابند.(ابراهیم،1387: ص 317)
3-3 فصل سوم : چگونگی تعامل ایدئولوژی ایران و عربستان در منطقه خاورمیانه و بانظام بین الملل
گفتار اول ایران
1-3-3 پیروزی انقلاب اسلامی ایران سر آغازی یرای ایفای نقش جدید ایران به عنوان یک بازیگراسلامی
تلاش همه جانبه جهت برتری منطقه ای از مدتها پیش ویژگی سیاست خارجی ایران بوده است. ایران بواسطه ی تاریخ طولانی و جغرافیای خاص ،خود را تنها کشور شایسته ای می داند که حداقل باید بر منطقه خلیج فارس نفوزذ داشته باشد .علاوه بر این ایران خود را جزو معدود کشورهای خاورمیانه می داند که به دلیل برخورداری از یک تمدن ریشه دار در یک سرزمین که گرد مفهوم ایران زمین شکل گرفته ،می تواند وباید نفوذی فراتر از مرزهایش داشته باشد. این گرایش در بین نخبگان ایرانی در دهه 1970 ودرطول دوران زمامداری محمد رضا شاه ،وجود داشت. طی این دهه ایران تلاش کرد قدرت اول نظامی منطقه خلیج فارس شود و هدفش تبدیل شدن به ستون اصلی سیستم امنیتی غرب در خاور میانه بود تا به گفته شاه ؛ایران “مسئولیتهای تاریخی” را از سر بگیرد.
از سال 1979 ایران به جزاستفاده از مزیت ژئو پولیتیکی خود بعد مذهبی را نیز به توانایی قدرت نمایی خود افزوده است . در طول زمان این عامل تازه لایه جدیدی را بر ناسیونالیسم این کشو.ر افزوده است. بعد از انقلاب ،مسایل اسلامی بر سابقه ی منطقه ای ایران و سیاست این کشور نسبت به بسیاری از همسایگانش تاثیر گذاشته است.همچنین موضع ایران پس از انقلاب تحت تاثیر چیزی قرار گرفته که می توان آنرا ژئو پولیتیک اسلام نامید. در اوایل دهه 1980 ایدئو لوژی شیعه معتقد به ظهور امام دوازدهم ،چالش مستقیمی علیه وضع موجود منطقه ای و تمامیت سیاسی همسایگان عرب ایران بشمار می رفت. تمایل ایران انقلابی برای رهبری اسلامی که ایده” صدور انقلاب” را مطرح می کرد ،تنشهایی را در روابط با عربستان سعودی و دیگر بازیگران مسلمان تاثیر گذار در جهان اسلام بوجود آورد.دعوت رهبری ایران به حرکت اسلامی شاید در بسیاری از جوامع عرب و مسلمان در دهه 1980 با پاسخ مناسبی مواجه شده بود اما این ندا باعث تقویت تردید نخبگان عرب نسبت به مقاصد ایران شد و آنها را واداشت با تلاش خود مانع نفوذ ایران شوند.سیاست ایجاد مانع تنها در اواخر دهه ی 1980 بود که تا اندازه ای تعدیل شد و دلیل آن چند تحول بود از جمله پایان جنگ ایران و عراق و ایجاد روابط راهبردی منطقه ای در ایران پس از جنگ سرد. ضمن آنکه پیش از این موضع ایران در برابر اشغال افغانستان توسط شوروی و نوع برخورد این کشور با اتباع مسلمانش که ناشی از ایدئولوژی کمونیسم می شد ،بعد مذهبی جدیدی به روابط مبتنی برجنگ سرد میان ایران و شوروی میداد. به علاوه حمایت آشکار و پنهان از جنبشهای اسلام گرای رو به گسترش در افغانستان و مناطق دیگر در خاورمیانه به عامل ثابتی در سیاست خارجی ایران در تعاملات دولتی و فرو دولتی تبدیل شد.
با این حال در دهه ی 1990و پس از آن ،به رغم سیاست خارجی همگرا ومتمایل غیر ایدئو لوژیکی ،تهران تلاش کرده است جانب گروه های اسلامی سیاسی در جهان عرب را نگاه دارد و در ابراز حمایت از جنبشهای حزب الله لبنان ،جبهه نجات اسلامی الجزایر ،رژیم ترابی در سودان ،حماس و جهاد اسلامی فلسطین ،اخوان المسلمین اردن ،حزب النهضه تونس و گروه جهاد مصر فعال بوده است. فراتر از این ،تهران با رضایت کامل اجازه داده است که حامی جنبشهای اسلامی با هر نامی معرفی شود. حمایت از جبهه آزادی بخش اسلامی مورو در فیلیپین در دهه 1980 و مسلمانان بوسنی در دهه 1991 نمونه هایی از این راهبرد ایران می باشند . طرز تلقی جمهوری اسلامی از نقش خود موجب استفاده علنی از نمادهای اسلامی شده است. جایگاه اسلام در شکل دادن به سیاست و اهداف راهبردی سبب ایجاد شکافهایی در روابط تهران با برخی از کشورهای عربی که خصوصا در اطراف ایران قرار دارند ،گردیده است . همین امر باعث پیچیده شدن این روابط می شود. (هینه بوش،1390:ص504)
برخی عوامل زمینه های تعارض میان ایران انقلابی وکشورهای محافظه کار منطقه را فراهم آورده است. از جمله :
مستقر شدن نخستین دولت اسلامی شیعی در منطقه و به چالش کشیدن اسلام محافظه کار عربستان و دیگر نظام های محافظه کار منطقه.
تغییر دیدگاه ایران به طور بنیادین در مورد نظم سیاسی منطقه که میزان مشروعیت اسلامی نظام های این کشور را با میزان استقلال آنها از قدرتهای استعماری می سنجید.
تبدیل ایران از یک کشور مدافع وضع موجود به یک کشود انقلابی خواهان تغییر وضع موجود.
انقلاب اسلامی در رقابت بین نیروهای استقلال طلب و قدرتهای خارجی به ویزه ایالات متحده فصل تازه ای گشود. (زراعت پیشه،1384:ص237)
1-1-3-3 تا ثیر انقلاب اسلامی ایران در خاورمیانه
تاثیر انقلاب اسلامی بر کشورهای منطقه ظریف وپیچیده است . عوامل جغرافیایی ،تاریخی ودینی در این امر دخالت دارند . در طول سه دهه ی گذشته انقلاب اسلامی ایران فرصتها و تهدیدهای زیادی برای این کشورها داشته است و دولتها وملتهای عربی مواضع متنوع و متضادی در این رابطه اتخاذ کرده اند.از جمله موضوعات مورد اختلاف موضوع فلسطین و منازعه اعراب واسرائیل همچنین مسائل تاریخی بین شیعه وسنی و عرب وعجم و دخالت قدرتهای بزرگ و مقوله نفت می باشد .
اما به برخی پیامدها وبازتاب انقلاب اسلامی در جهان عرب می پردازیم.از جمله :
پیدایش امواجی از اسلام سیاسی در منطقه اسلامی که خواهان بخش یا تمامی قدرت حکومت است.
مطرح شدن اسلام گرایان به صورت یک نیروی جدی سیاسی با پشتوانه وسیع مردمی که حتی احزاب غیر مذهبی ومخالف نیز در روابط و رقابتهایشان خواهان بهره گیری از آن هستند و برای این منظور امتیازاتی می دهند . در این مورد به موج اخیر انقلابهای عربی در این دو سال اخیر اشاره می کنیم که پس از برگزاری انتخابات در این کشورها ،احزاب اسلامی با اقبال بیشتری از سوی مردم برخوردار بودند . از جمله در تونس حزب اسلام گرای النهضه ودر مصر گروه اخوان المسلمین توانستند آرای مردمی بیشتری را برای تشکیل دولت ؛کسب کنند.
بر هم زدن موازنه قدرت در منطقه استراتژیک خلیج فارس و خاورمیانه عربی و تشکیل شورای همکاری خلیج فارس ،جنگ تحمیلی و تداوم و توسعه حضور آمریکا به دلیل باز گرداندن توازن قوا.
تصویر و ترویج الگوی زن مسلمان انقلابی که با حفظ حرمتها و ارزشها می تواند وارد جامعه وسیاست شود.
فرعی شدن تهدید اسرائیل برای اعراب ،به طوریکه در اجلاس امان در 1987 رسما این نکته را طرح کرد و ایران را خطر اصلی دانستند.
نقش رهبری برجسته امام خمینی در انقلاب اسلامی(حشمت زاده ،1387:ص73)
و نگرانی از تشکیل یک هلال شیعی در ذهن نخبگان سنتی عرب که منجر به افزایش قدرت منطقه ای ایران در منطقه خاور میانه می شود . این کمربند ایدئولوژیک و عقیدتی از جناح های سیاسی ودولتهای هوادار شیعه در عراق ،سوریه ،ایران و منطفه خلیج فارس تشکیل می گردد.( برزگر، 13 اسفند 1389)
2-1-3-3 رویکرد ایران در نظم جهانی نوین
۲-۱۵) رفتار مصرف کننده
رفتار مصرف کننده شامل مجموعه ای از فرآیندهای روانی و فیزیکی است که قبل از خرید آغاز و بعد از مصرف نیز ادامه می یابد (Peter, 1999). رفتار مصرف کننده فعالیتهای ذهنی، احساسی و فیزیکی ای را که افراد هنگام انتخاب، خرید، استفاده و دور انداختن محصولات و خدماتی که برای ارضای نیازها و خواستههایشان به کار میگیرند را شامل میشود (Wilkie, 2000). کلیه فعالیتهایی که افراد برای کسب، مصرف و مرتب کردن محصولات و سرویسها انجام میدهند (Blackwel, 2001). در هر حوزه مطالعاتی نظریه ها و فرضیه های اساسی وجود دارند که متخصصان برای هدایت نظریاتشان به سوی موضوع مورد نظر از آنها استفاده می کنند به منظور شناخت بهتر رفتار مصرف کننده هفت مفهوم اساسی که مورد تأکید اکثر صاحب نظران این موضوع قرار گرفته است به شرح زیر می باشند: (شاه حسینی و همکاران، ۱۳۹۰)
-
- رفتار مصرف کننده با انگیزه است.
-
- رفتار مصرف کننده شامل فعالیتهای زیادی می شود.
-
- رفتار مصرف کننده یک فرایند است.
-
- رفتار مصرف کننده از لحاظ میزان صرف وقت و پیچیدگی متفاوت است.
-
- رفتار مصرف کننده نقش های مختلفی را شامل میشود (نقش تأثیرگذار بر خرید، نقش خریدار، نقش مصرف کننده).
-
- رفتار مصرفکننده تحت تأثیر عوامل خارجی قرار دارد.
-
- رفتار مصرف کننده برای افراد مختلف متفاوت است.
بیشتر محققان روند تصمیم گیری رفتار مشتریان را به پنج مرحله اصلی تقسیم می کنند: (همان منبع)
-
- شناسایی مشکل،
-
- جمع آوری اطلاعات،
-
- ارزیابی انتخابها،
-
- خرید؛
-
- و نهایتاً روند پس از خرید هستند
-
- که در هر یک از این مراحل عوامل
-
- مختلفی تأثیرگذار خواهند بود.
۲-۱۵-۱) تصمیم خرید
فرایند تصمیم خرید مصرف کننده روشی است که در آن افراد به جمع آوری و ارزیابی اطلاعات میپردازند و از بین گزینه های کالاها، خدمات، سازمانها، افراد، مکانها، ایده ها انتخاب می کنند. این فرایند شش مرحله را در بر میگیرد:
شکل ۲-۱ فرایند تصمیم گیری مصرف کننده و مراحل فرایند انتخاب
منبع: (صفرزاده و همکاران، ۱۳۹۱)
گریفین[۵۷] (۱۹۹۷) وفاداری و چرخه خرید را با معرفی و ارائه حلقه تکرارخرید مجدد مطرح کرده است. او شرح میدهد که این فرایند به عنوان اساسیترین نگرش برای وفاداری، دلیلی ارائه میدهد که اصولا وفاداری بدون تکرار خرید وجود ندارد. اهرنبرگ (۱۹۸۸) بیان میکند که وفاداری و تغییر دادن برند تصمیم خرید را تحت تاثیر قرار نمیدهد، تصمیم خرید تنها به شخصیتهای خریداران بستگی دارد. جانسون[۵۸](۱۹۸۴) اینطور مطرح میکند که کاهش وفاداری به برند یک امر خیالی است و همینطور اهرنبرگ و لال (۱۹۹۵) شواهد یا دلایل کافی برای اثبات آن به گونه ای دیگر پیدا کردند (صفرزاده و همکاران، ۱۳۹۰).
۲-۱۶) تاثیر کیفیت ادراک شده بر رضایتمندی از برند
به ادراک مشتری از کیفیت کلی یا برتری یک محصول یا خدمت - با توجه به مقصود آن محصول یا خدمت – در مقایسه با دیگر آلترناتیوها کیفیت ادراک شده اطلاق می گردد (Keller, 2008: 195). مناظره مستمر میان محققان در مورد اینکه آیا کیفیت برند و رضایتمندی از برند مولفه های مجزا یا همسانی هستند منجر به ایدههای نه تنها متمایز بلکه مرتبط گردیده است. نتایج تحقیقات نشان داد که ادراک از کیفیت برند بر روی رضایتمندی مشتری تاثیرگذار است و رضایتمندی نیز بر رفتار خرید آنها تاثیرگذار است. مولفه کیفیت برند را می توان از طریق دو فاکتور از مولفه رضایت مندی مشتری متمایز نمود: اولا، رضایتمندی تعامل خاص است در حالیکه کیفیت ادراک شده قضاوت یا نگرش جهانی به حساب می آید. ثانیا، آنچه استاندارد مقایسه را شکل می دهد عبارت است از انتظارات یا آرزوها بر مبنای آنچه باید باشد (جلالی و همکاران، ۱۳۹۰).
۲-۱۷) تاثیر ارزش ادراک شده بر رضایتمندی از برند
پراسجس[۵۹] اظهار نمود مشتریان ارزش گرا هستند و استدلال نمود ارزش ادراک شده به عنوان ارزیابی کل مشتری از مطلوبیت برند بر مبنای ادراکات آنها نسبت به آنچه ارائه و آنچه دریافت می شود می باشد. بلک ول و همکاران[۶۰] (۱۹۹۹) یک تفاوت میان ارزش و رضایتمندی را ارائه نمودند. آنها اظهار کردند ادراک از ارزش را می توان بدون خرید یا استفاده برند ایجاد نمود در حالیکه، رضایتمندی وابسته به دانشی است که از مصرف برند کسب می گردد. مدل رضایتمندی مشتری با هدف ترکیب اثرات ارزش ادراک شده با کیفیت ادراک شده بر روی قصد مشتریان طراحی گردید. در این مدل، پیش زمینه های رضایتمندی بصورت کیفیت اصل (کیفیت وعده داده شده)، کیفیت رابطه ای (کیفیت فرایند خرید و فروش) و ارزش ادراک شده عملیاتی شده اند. این محققان دریافتند محققان بر سر توافق بر رو ی آنچه ارزش ادراک شده خوانده میشود مشکل دارند. آنها تعریف ساده تری از ارزش را ارائه کردند که عبارت است از تفاوت میان هزینه و مزایای ادراکی حاصل. مدلی از ارزش ادراک شده را بر مبنای رضایتمندی و وفاداری مشتری با مولفه های متعددی ایجاد کردند که عبارتند از: نیاز مشتری، رضایتمندی کلی، مزیت، فداکاری، ترجیح شخصی و ارزیابی موفقیت تحقیقات تجربی، این محققان نشان دادند ارزش ادراک شده دارای تاثیر مستقیم بر خرید مجدد و رضایتمندی مشتریان است
۲-۱۸) رضایتمندی از برند و تمایل به وفاداری
دیک و باسو[۶۱] اظهار نمودند به وفاداری نباید صرفا به صورت رفتار خرید مجدد نگریسته شود، بلکه می توان در مطالعات مربوط به وفاداری پیامدهای دیگری همچون: تمایل به خرید مجدد، تمایل به وفاداری، تمایل به گسترش روابط و پرداخت بالاتر برای یک محصول یا خدمت را در نظر گرفت (Fullerton,2003). در بازاریابی رابطه ای محققان به وفاداری مشتری به عنوان یک متغیر مهم توجه بسیاری را معطوف داشته اند در حالیکه بارها هواداری را به شکل مبهم وفاداری در نظر گرفته اند - زیرا سنجش آن به سهولت و عینیت سنجش حفظ مشتری، هواداری یا تبلیغات شفاهی [۶۲] مثبت نیست - اما دارای سبک غنی ؛ تحقیقاتی در رشته بازاریابی است (Anderson et al, 1993). همچنین متخصصین دریافتند ایجاد مشتریان مرجع - کسانی که تمای ل به توصیه های مطلوب برندها به سایر افراد دارند - پیامدهای بسیار مهم در تجربه حاصل از مزیت برندهای دارای روابط ؛ مصرف دارند (Berry, 1995) مستمر و قوی با مشتریان، تبلیغات شفاهی مثبت و فراگیر خواهد بود(جلالی و همکاران، ۱۳۹۰).
۲-۱۹) تاثیر اعتبار برند بر وفاداری مشتریان
برند یک ابزار مهم رابطه ای در مجموعه مدیریت ارتباط مشتری شرکت است. استیگلر[۶۳] (۱۹۶۱) و استیگلیتز[۶۴] (۱۹۸۷) در تحقیقات خود در مورد محصولات نشان دادند که برند به دو دلیل برای مصرف کنندگان باارزش اند: (۱) به این دلیل که آنها ریسک ادراک شده مصرف را کاهش می دهند و (۲) به این دلیل که آنها در هزینه های تصمیم گیری صرفه جویی می کنند. برندها، علائم معتبری می باشند (به عبارت دیگر، باورپذیر و قابل اطمینان) آنها موجب می شوند تا شرکتها در مورد محصولات و خدمات خود صادق بوده و شکایاتی که از آنها شده را رسیدگی نمایند. این مفهوم از اعتبار برند، مبتنی بر بر پژوهش اولیه هاولند و دیگران (۱۹۵۳) در مورد اعتبار برقرار کننده رابطه بوده و با مفهوم برند توسط اردم وسوییت[۶۵] (۱۹۹۸ و ۲۰۰۲) و اردم و سوییت (۲۰۰۶) تطبیق داده شده است. بر اساس این تعریف، اعتبار برند شامل دو صورت اصلی می باشد : قابلیت اعتماد (یعنی، اعتقاد به این که شرکت تمایل به عمل کردن به وعده های خود را دارد) و تخصص (یعنی، اعتقاد به این که شرکت توانایی عمل کردن به وعده های خود را دارد) (Sweeney & Swait, 2008).
اعتبار بطور گسترده به عنوان باور پذیری اهداف و تمایلات یک موجودیت مستقل در یک زمان خاص تعریف شده و فرض بر این است که از دو جزء اصلی برخوردار می باشد :قابلیت اعتماد و تخصص. از این رو، اعتبار برند به عنوان باور پذیری اطلاعات محصول موجود در یک برند تعریف می شود که مستلزم آن است که مصرف کنندگان ادراک نمایند که برند از توانایی (به عبارت دیگر، تخصص) و تمایل برای تحویل مداوم آن چیزی که وعده داده شده برخوردار است (Erdem & Swait, 2004).
اعتبار برند، یک عنصر اصلی در هرم ارزش برند مشتری مدار کلر[۶۶] (۲۰۰۱) می باشد که نشان دهنده یک حالت از عکس العمل مشتری نسبت به برند است. این با تصور ما از اعتبار برند به عنوان نشان دهنده رابطه یک مشتری با یک برند در خلال زمان سازگار است. این در مورد رابطه میان برند و مشتری همچنین توسط فورنیر[۶۷] (۱۹۹۸)، بلکستون[۶۸] (۲۰۰۰) و سویینی و چاو[۶۹] (۲۰۰۲) نیز ارائه شده است (Sweeney & Swait, 2008). اهمیت اعتبار، از این واقعیت نشأت می گیرد که اطلاعات ناقص و نامتقارن، موجب عدم اطمینان مصرف کننده در خصوص ویژگی های محصول می شود. عدم اطمینان مصرف کننده ممکن است حتی پس از جمع آوری مؤثر اطلاعات (برای ویژگی های تجربی) و یا پس از مصرف (برای تجربه بلند مدت و یا ویژگی های اعتقادی) وجودداشته باشد. این منجر به ریسک ادراک شده[۷۰] مصرف کننده می شود (Erdem & Swait, 1998).
اعتبار یک برند، ریسک ادراک شده را کاهش می دهد، زیرا اعتماد مصرف کنندگان را در مورد ادعاهای محصول یک شرکت افزایش می دهد. اعتبار همچنین، هزینه های اطلاعات را کاهش می دهد، زیرا مصرف کنندگان ممکن است از برندهای معتبر به عنوان یک منبع آگاهی جهت صرفه جویی در هزینه های جمعآوری اطلاعات و پردازش آن بهره ببرند (Erdem & Swait, 2004).
بنا بر نظر برخی از صاحبنظران اهمیت بازاریابی تدافعی در حوزه خدمات با دانستن اینکه هزینه جذب یک مشتری جدید از هزینه نگهداشتن همان مشتری قبلی بسیار بیشتر است، مشخص شده است. درک این موضوع اهمیت دارد که در حوزه خدمات، برند خدماتی اصلی و سازمان مربوطه اغلب به یک معنی میباشند. در نتیجه، برند مفهوم گسترده تری در حوزه خدمات اتخاذ می کند (Sweeney & Swait, 2008).
عدم لمس پذیری محصول به این معنی نیست که توسعه برند برای خدمات، نسبت به کالاها از اهمیت و مناسبت کمتری برخوردار است، فقط اینکه کاربرد آن از برخی جنبه ها متفاوت است. با فرض دشواری ذاتی در متمایز ساختن محصولاتی که فاقد تفاوت های فیزیکی هستند و رقابت شدید در درون بازارهای خدماتی که از بسیاری از آنها قانون زدایی شده است، توسعه برند در خدمات امری حیاتی است. یک برند نیرومند، “مکان امنی برای مشتریان” است. نامرئی بودن خدمات، موجب می شود که خریداری آنها از یک مکان مطمئن، پیشنهاد جذابی برای مشتریان باشد (Berry, 2000).
۲-۲۰) نقش برند در حوزه خدمات
برند یک ابزار مهم ارتباطی در مجموعه مدیریت ارتباط شرکت است، همانطور که پژوهش اردم[۷۱] (CRM) مشتری و سوئیت (۱۹۹۸) نیز به آن اشاره می کند. آن جریان پژوهشی که بر مبنای اطلاعات نمونه اقتصادی ساخته می شود، در مورد محصول به کار رفته و پیشنهاد می کند که علائم تجاری به دو دلیل برای مصرف کنندگان با ارزش اند:
-
- به این دلیل که آنها ریسک ادراک شده مصرف را کاهش می دهند ؛
-
- و دیگری به این دلیل که آنها در هزینه های تصمیم گیری صرفه جویی می کنند.
خط۵آزمون متنی-
او دانش آموز باهوشی است
هو تلمیذ ذکی
he is a smart student
ج) جایگاه قیدهای تکراردر جمله:این قیدها در فارسی معمولا در ابتدای جمله بعد از فاعل می آیند، در انگلیسی هم مانندفارسی در ابتدای جمله بعد از فاعل جمله می آید ودر عربی در پایان جمله قرارمی گیرند. نمونه:
سوال۱ آزمون چهارگزینه ای-
اوهمیشه باماشین به خانه می رود
هویذهب بالسیاره الی البیت دائماً
he always goes home by car
سوال۱۰ آزمون چهارگزینه ای-
اوهرگزبه خانه نمی رود
انه لایذهب الی البیت ابدا
he never goes home
خط۸آزمون متنی-
او همیشه با ماشین به خانه می رود
هو یذهب بالسیاره الی البیت دائماً
he always goes home by car
د)کاربردصحیح حروف اضافه باتوجه به نوع فعل(برخی فعلهاکه همراه باحروف اضافه ی معینی می آیندوبرخی فعلهاکه بدون آن می آیند:زبان فارسی معمولا پساضافه وگاهی پیش اضافه است، زبانهای انگلیسی و عربی هم معمولاپساضافه هستند. استفاده یاعدم استفاده ازحروف اضافه ی معین با برخی افعال درزبان مبدا ومعادل آنهادرزبان مقصدمی توانددربرخی مواردشبیه به یکدیگرودربرخی دیگرمتفاوت باشد.نمونه:
۴۰
سوال۷ آزمون چهارگزینه ای-
من به دنبال کیفم می گردم امانمی توانم آن راپیداکنم
اناابحث عن محفظتی لکن لااستطیع ان اجده
I ,m looking for my bag but Ican,t find it
دراینجادرزبانهای فارسی وانگلیسی برای فعل(دنبال …گشتن) لزومایک حرف اضافه ی معینی(به/for) وجوددارداما درعربی معادل دیگرمانند(لِ) نیزوجوددارد.همچنین این فعل درفارسی وانگلیسی یک معنی واحدداردامادرعربی معنی متفاوت دیگری(بحث کردن درمورد…)نیزدارد.
خط۸آزمون متنی-
او همیشه با ماشین به خانه می رود
هو یذهب بالسیاره الی البیت دائماً
he always goes home by car
دراین بافت ،درزبانهای فارسی وعربی فعل همراه باحرف اضافه ی معین امادرانگلیسی بدون حرف اضافه آمده است.
ز)به کارگیری صحیح حرف اضافه:استفاده ازحروف اضافه درزبان مبدا ومعادل آنهادرزبان مقصدمیتوانددربرخی مواردشبیه به یکدیگرودربرخی دیگرمتفاوت باشد.نمونه:
سوال۴ آزمون چهارگزینه ای-
من اورابرای مدت زیادی ندیده ام
اننی ماقدرایتهابرهه منذ الزمن
I haven,t seen him for a long time
دراینجامعادل حرف اضافه ی فارسی( برای) ، شبیه معادل آن درزبان انگلیسی و وازآنجاکه درزبان عربی معادلهای دیگرمانند(من)نیزبرای آن وجوددارد متفاوت بامعادلش در زبان عربی است.
خط۳آزمون متنی-
رضا از خانه خارج شد
ثم خرج رضا من البیت
Reza got out of home
دراینجامعادل حرف اضافه ی فارسی( از) ، شبیه معادل آن درزبان عربی وازآنجاکه درزبان انگلیسی معادلهای دیگرمانندfrom))نیزبرای آن وجوددارد متفاوت بامعادلش در زبان انگلیسی است.
خط۳آزمون متنی-
وبه مدرسه رفت
وذهب الی المدرسه
۴۱
and went to school
دراین نمونه ، به کارگیری حرف اضافه درهرسه زبان مشابه یکدیگرهستند.
سوال۵ آزمون چهارگزینه ای-
آن دانش آموزبایدبرای کتاب به آن مردپول بپردازد
یجب ان یدفع الطلاب نقوداکثیرا لکتاب الی الرجل
the student should pay much money for the book to the man
میزان سهام در اختیار سهامداران عمده
در زمان پذیرش، آمادگی عرضه سهام توسط سهامداران عمده به نحوی باشد که بیشتر از ۹۰ درصد از سهام شرکت در اختیار کمتر از ۱۰ سهامدار نباشد (با تعهد سهامدار عمده، امکان رفع این بند بعد از درج نام شرکت، وجود دارد)
حداقل دوره های سودآوری
در آخرین سال مالی سودآور بوده و امکان تداوم سودآوری آن در آینده وجود داشته باشد
حداقل دوره ارائه گزارشهای حسابرسی توسط حسابرسان مستقل
یک دروه مالی پیش از پذیرش
حداقل نسبت حقوق صاحبان سهام به کل داراییها
نباید از ۲۰ درصد کمتر باشد یا به تشخیص هیأت پذیرش از حد مطلوب برخوردار باشد
کارگزاران بورس
شرکتهایی هستند که افراد برای خرید و فروش سهام باید به آنها مراجعه کنند که به دو دسته دولتی و خصوصی تقسیم میشوند. در واقع کارگزاران، واسطه بین سهامداران و شرکتهای حاضر در بورس میباشند. وظایف کارگزاران عبارت است از:
الف- انجام معامله
ب- اداره حساب سرمایهگذاری اشخاص
ج- مشاوره و راهنمایی و معرفی شرکت برای پذیرش در بورس
خریدار و فروشنده
که میتوانند افراد حقیقی و حقوقی باشند. یعنی همان صاحبان سرمایه و نقدینگی که میتوانند، مردم عادی یا یک شرکت خاص و یا حتی یک بانک خصوصی یا دولتی باشند.
فهرست رسمی بورس
شرکتهایی که قابلیت معامله شدن در بورس را دارند، در این فهرست موجود میباشند. صدها شرکت در کشور با موضوعات مختلف فعالیت میکنند، اما در بورس فقط شرکتهایی حضور دارند که صلاحیت آنها تصویب شده و نام آنها در فهرست رسمی بورس درج شده است (یحیی زاده فر و خرمدین، ۱۳۸۷).
۲-۲-۸- روش های ورود به بورس اوراق بهادار
سرمایهگذار خود به تحلیل بازار پرداخته و سهام موردنظر خود را انتخاب کند.
با بهره گرفتن از مشاور مالی سهام موردنظر خود را انتخاب کند
از راهنمایی کارگزار برای انتخاب سهام استفاده کند
سهام سبدهای سرمایهگذاری را خریداری کند
برگههای صندوق مشاع سرمایهگذاری
سهام با اختیار معامله(دیرس[۲۱]، ۲۰۱۲).
۲-۲-۹- روش های تحلیل اوراق بهادار
الف- تکنیکال
تحلیلگران تکنیکال کسانی هستند که اعتقاد دارند قیمت اوراق بهادار کاملاً توسط نیروهای عرضه و تقاضای اوراق بهادار تعیین میشود، در عین حال که عوامل مؤثر بر عرضه و تقاضا در جای خود میتواند واقعی، قابل مشاهده و یا ذهنی باشد. علاوه بر این تحلیلگران فنی اعتقاد دارند، که با وجود نوسانات هر روزه، قیمت سهام از الگوی مشخصی پیروی میکند و برای دوره های طولانی بدون تغییر باقی میماند. این روش مانند تمام روش های پیشبینی امور، از پیشبینی دقیق تغییرات عاجز است، اما بیان میکند که به بالاترین احتمال، چه رخدادهایی در انتظار قیمت سهم خواهد بود. عوامل مؤثر بر تغییرات قیمت سهام طبق این روش تحلیلی عبارتند از:
بودجه شرکت و پیش بینی سود هر سهم،
تغییرات قیمت سهام در سالیان گذشته و میزان تولید و فروش یکسان،
سیاستهای پولی و مالی کشور،
تقسیم سود سهام،
طرحهای توسعه و افزایش سرمایه،
ترکیب داراییها و سرمایهگذاریها،
اعتبار و سابقه شرکت،
بدهیهای احتمالی،
اطلاعات درونی شرکت و شایعات،
نسبت قیمت به درآمد هر سهم،
عرضه و تقاضای سهام ، و
مدیریت شرکت(اسچوب[۲۲]، ۲۰۰۷).
ب- بنیادی
تحلیلگران بنیادی متخصصانی هستند، که دیدگاهی بنیادی (مبتنی بر مدیریت و قدرت شرکت و سایر نیروهای غیراقتصادی) را در ارزیابی سهام و تخمین قیمت بنیادی سهام، به کار میگیرند. تجزیه و تحلیل بنیادی، عبارت است از بررسی علمی و عوامل اساسی و بنیادی تعیین کننده ارزش سهام. تحلیلگر بنیادی به بررسی داراییها، بدهیها، فروش، ساختار بدهیهای محصولات، سهم بازار، ارزیابی مدیریت بنگاه و مقایسه آن با رقبا میپردازد و در نهایت ارزش ذاتی سهام را تخمین میزند. ابزار تحلیلگران مالی عبارت است از نسبتهای مالی که از ترازنامه شرکت و حساب سود و زیان طی چند سال به دست میآید(بروکس[۲۳]، ۲۰۱۰).
ج- تحلیل تصادفی[۲۴]
-
- نقشها و مسئوليتهای مورد نياز برای دستيابی به اهداف مشترك بهتر درك گردیده و از این بابت موانع بين بخشی كاهش یابد.
- قابليتهای سازمانی درك شده و قيود منابع قبل از عمل ایجاد گردد.
- تعریف و هدف گذاری برای اینكه فعاليتهای ویژه در یك سيستم چگونه باید عمل نمایند.
- سيستم بر پایه اندازه گيریها و ارزیابیهایش به صورت مستمر بهبود یابد.
اصل ششم: بهبود مستمر[6]
بهبود مستمر عملكرد سراسری سازمان باید یك هدف پایدار برای آن سازمان باشد. در این حالت قابليت سازمانی بهبود یافته، مزیت عملكردی هر سازمان خواهد گردید و همترازی فعاليتهای بهبود در تمامی سطوح سازمان به منظور تصميمگيری راهبردی ایجاد خواهد گردید و در نهایت با اصل قراردادن بهبود مستمر در سازمان انعطاف برای واكنش در برابر فرصتها پدید خواهد آمد.
بكارگيری اصل بهبود مستمر در سازمان عموما باعث می گردد كه:
- یك رویكرد جامع و سازگار در تمام سازمان برای بهبود مستمر عملكرد بكارگرفته شود.
- منابع انسانی آشنا به روشها و ابزار بهبود مستمر تامين گردد.
- بهبود مستمر در محصولات، فرایندها و سيستمها یك هدف مشترك برای یكایك كاركنان سازمان تعریف گردد.
- مقاصدی برای هدایت و اقداماتی برای ردگيری بهبود مستمر ایجاد گردد.
- بهبودهای صورت گرفته، تشخيص داده شده و تصدیق گردند.
اصل هفتم: تصميم گيری بر مبنای واقعيت ها [7]
در هر سازمان تصميمات موثر بر مبنای تجزیه و تحليل داده ها و و توليد اطلاعات ميسر است. تصميمات آگاهانه، افزایش توانایی برای اثبات اثربخشی تصميمات گذشته بر مبنای مراجع و سوابق واقعی و همچنين افزایش توانایی برای بازنگری، به چالش كشيدن و تغيير عقاید و تصميمات از جمله مزایای بكارگيری اصل تصميمگيری بر مبنای واقعيتها است.
بكارگيری اصل تصميمگيری بر مبنای واقعيتها در سازمان عموما باعث میگردد كه:
- از كفایت و دقت داده ها و اطلاعات اطمينان حاصل گردد.
- داده ها برای كسانی كه به آنها نياز دارند در دسترس باشد.
- داده ها و اطلاعات با بهره گرفتن از روشهای معتبر تجزیه و تحليل شوند.
- تصميمگيری و اقدامات اجرایی بر مبنای تجزیه و تحليل واقعی در كنار تجارب و بصيرت صورت پذیرد.
اصل هشتم: ارتباط سودمند و دوطرفه با تامين كنندگان[8]
سازمان و تامينكنندگان آن به یكدیگر وابسته هستند و رابطه سودمند و دو طرفه، توانایی هر دو را برای ایجاد ارزش افزایش میدهد. افزایش توانایی ایجاد ارزش برای هر دو طرف در نتيجه انعطاف و سرعت در پاسخگویی به تغييرات بازار یا نيازها و انتظارت مشتریان ایجاد میگردد و باعث بهينه نمودن هزینهها و منابع خواهد گردید.
بكارگيری اصل ارتباط سودمند و دوطرفه با تامين كنندگان در سازمان عموما باعث می گردد كه:
- ارتباطی متوازن بين ملاحظات كوتاه مدت و بلند مدت ایجاد گردد.
- تخصصها و منابع بين یكدیگر به اشتراك گذاشته شود.
- تامينكنندگان كليدی شناسایی و انتخاب گردند.
- ارتباطات شفاف و آشكار بر قرارگردد.
- اطلاعات و طرحهای آینده به اشتراك گذاشته شود.
- تشریك مساعی در توسعه و بهبود فعاليتها صورت گيرد.
- تامين كنندگان برای تشخيص بهبودها و موفقيتها تشویق شده و دلگرم گردند.
در پیادهسازی مدیریت کیفیت باید بر شش مفهوم اصلی متمرکز شویم:
- مدیریت متعهد[9] و شریک در کار برای فراهم آوردن حمایتهای بلندمدت و از بالا به پاییم در سازمان.
- تمرکز پایدار بر مشتریان داخلی و خارجی .
- استفادهی موثر و فراگیر در نیروی کار.
- بهبود مستمر[10] در کار و فرآیندهای تولید.
- رفتار با تامینکنندگان همانند رفتار با شرکاء.
- استقرار سیستم سنجش عملکرد فعالیتها.
این مفاهیم روشی عالی برای بنا نهادن یک حرفه و تجارت معرفی می کنند (جعفری و دیگران، 1388).
تخصیص منابع
مسائل تخصیص منابع به دلیل محدود بودن منابع و نامحدود بودن نیازهای جامعه مطرح می شود. منابع مهمترین ابزار اجرای استراتژی های سازمان به شمار می روند، لذا تخصیص بهینه آن می تواند در موفقیت سازمان در اهداف بلندمدت سهم ویژهای داشته باشد (Ross,1999). تخصیص منابع از دیرباز یه صورت سنتی انجام میشده که این باعث عدم رعایت عدالت به دلیل علمی نبودن روش می شود. لذا انجام کار به روشی علمی می تواند این مشکلات را برطرف کند (جعفری و دیگران، 1390).
تمركز منابع در جهت تحقق فرصت اصلي، سرمنشأ مزيت استراتژيك است. اين رويكرد تقسيم يكسان منابع ارزشمند و محدود سازمان برروي گزينههاي اصلي و فرعي را نهي كرده و بين اين دو انتخاب انجام ميدهد. به اين ترتيب نتايج كار به ازاي منابع مصرفي افزايش يافته و مزيت رقابتي حاصل ميشود. در مجموع تخصيص منابع سازمان برروي گزينههاي اصلي، هزينة فرصت سازمان را به حداقل ممكن (صفر ) نزديك كرده و آن را نسبت به رقبا ممتاز خواهد كرد (غفاریان و کیانی، 1384).